پاو

زندگی نامه.معرفی شهر.معرفی کشور.تاریخ.تاریخچه.کد چت روم.چت

 
زندگی نامه یوهان کپلر
نویسنده : ادمین - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٢
 

یوهان کپلر در 16 ماه مه 1571 در وایل دراشتات آلمان متولد شد. دوران کودکی کپلر با فقر و تنگدستی و بدبختی توأم بود. کپلر برای تحصیل به مدرسه طلاب پروتستان رفت و در اثر هنر و استعدادی که از خود نشان داد بوسیله استادانش روانه دانشگاه توبینگن شد. کپلر در سال 1594 به سمت معلم ریاضیات مدرسه شبانه روزی پروتستان در گراتز انتخاب شد. وی برای افزودن به درآمد ناچیز خود تقویمهای نجومی که در میان سایر چیزها وضع هوا، سرنوشت شاهزاده ها، خطرات وقوع جنگ و قیام ترکها را نیز پیش بینی می کرد، چاپ و منتشر می نمود. شهرت وی در این زمینه ها به زودی پخش و سرانجام طالع بین امپراتور رودلف و اعضای برجسته دیگر دربار او شد و این روش منبع درآمد کپلر شده بود. از وی نقل شده است که: «طالع بینی از گدایی بهتر است.» از سرزدن گهگاه او به عالم فالگیری که بگذریم، یوهان کپلر کسی است که جایگاه او در میان غولان است. او نخستین انسانی است که با فراست رمز معماری منظومه شمسی را گشود و قوانینی برای حرکت سیارات آن فرمول بندی کرد. کپلر در اثر مطالعات در علم نجوم با خود گفت چون به موجب هیئت کوپرنیک سیارات به دو خورشید دوایری طی می کنند بنابراین مجموعه تمام اوضاع مریخ که بوسیله تیکو رصد شده است باید روی یک دایره فضایی قرار گیرد (تیکوبراهه نشان داد که حرکت سیارات کاملاً با نمایش و تصویر دایره های هم مرکز وفق نمی دهد. از آنجا که تیکوبراهه بیشتر به رصدهای مستقیم و اندازه گیری سرگرم بود هیچ کوششی برای تجزیه و تحلیل نتایج خود انجام نداد و این کار به یوهان کپلر که در سال آخر زندگی تیکوبراهه دستیار وی بود واگذار شد). کپلر مسلح به این گنجینه معلومات و با ایمان به درستی نظریه کپرنیک کمر به کشف قوانین ریاضی حل کننده مسأله حرکت سیارات بست. اطلاعات رصدی یاد شده در نظریه بزرگ خورشید مرکزی کوپرنیک بطور کامل صدق نمی کرد و کپلر ناچار شد مدت ده سال از عمر خود را صبورانه وقف کار سخت بررسی عملی در حرکت سیارات و قوانین ریاضی حاکم بر آنها کند. او همه این کارها را به تنهایی و بدون یاری گرفتن از کسی کرد و ارزش کار او به جز از سوی چند تن، درک نشد. کپلر در سال 1609 ناگهان به نیروی الهام متوجه حقیقت شد «ستاره مریخ روی مسیر بیرونی است». نبوغ کپلر با کشف بیضی بودن شکل حقیقی مسیر زمین به دور خورشید ظاهر شد که پیش از آن یک دایره کامل دانسته و پذیرفته شده بود. وقتی کپلر مسیر بیضی شکل سیاره را کشف کرد شروع به پیش بینی حرکت آن نمود و گفت که فلان وقت باید در فلان موضع قرار گیرد و همه جا ستاره را در رأس موعد در محل موعد مشاهده کرد. او آن نتیجه را از راه محاسبه رابطه موقعیت های مکانی زمین و مریخ و خورشید با یکدیگر گرفت زیرا داده های رصدی تنها در یک مسیر بیضی صدق می کردند. کپلر دی پی انجام آن کار دست به کار انجام محاسبات مربوط به حرکت و مدار سیارات شناخته شده دیگر شد. دستاورد او در آن زمینه با در نظر گرفتن پیشرفت کم ریاضیات در آن زمان بسیار بزرگ و چشمگیر بود. وی علاوه بر کشف انطباق دقیق ارقام معلومات رصدی با بیضی بودن مدارها کشف کرد که سرعت حرکت هر سیاره به دور خورشید با فاصله آن از خورشید نسبت عکس دارد. در سال 1609 در کتاب (نجوم جدید) دو قانونی که اولی نام او را ابدی ساخته ذکر نمود. این بار دیگر حرکت دایره ای که اینقدر در نظر بطلمیوس عزیز بوده اند به کلی از بین رفت و نجوم قدیم را همراه برد.
کپلر پس از چندین سال مطالعه در حرکت سیارات در سال 1618 موفق به کشف قانون سوم خود شد. کپلر بر پایه آن یافته ها قوانین سه گانه زیر را درباره حرکت سیارات بیان کرد:
1- مدار حرکت سیارات به گرد خورشید یک بیضی است که خورشید در یکی از دو کانون آن قرار دارد.
2- خط وصل کننده هر سیاره به خورشید در زمانهای مساوی مساحات مساوی جاروب می کند.
3- مکعب فاصله متوسط هر سیاره تا خورشید با مربع زمان یک دور کامل گردش سیاره تناسب مستقیم دارد.
قانون دوم را می توان به صورت زیر نیز بیان کرد: زمانی که سیاره در نقاط دور بیضی مسیر در حرکت است فاصله تا خورشید زیادتر و سرعت حرکت کمتر است. به تدریج که سیاره به نقاط نزدیک بیضی مسیر می رسد فاصله تا خورشید کمتر و سرعت سیاره زیادتر می شود. این تغییر در سرعت سبب می شود که سیاره چه به خورشید نزدیک و چه از آن دور باشد، مساحت درنوردیده اش در فضا در فواصل زمانی ثابت، ثابت می ماند. قانون سوم کپلر را هم می توان به این گونه بیان کرد: هرگاه فاصله متوسط هر سیاره تا خورشید به توان سه و زمان کامل شدن یک دور سیاره به توان دو رسانیده و نسبت اعداد حاصل تشکیل شود این نسبت همواره ثابت و برای تمام سیارات یکی است. گذشته از این، کپلر نخستین بار اصل ماند (اصل جبر) را در مکانیک حدس زد که بعدها بوسیله گالیله صورت تحقق یافت. کپلر در 15 نوامبر سال 1631 در اطاق میخانه ای زندگی را بدرود گفت. کپلر به زودی پس از مرگ از خاطره ها رفت و هیچ کس آثار او را مطالعه نمی کرد ولی دوران افتخار او زمانی آغاز گردید که نیوتن و لاپلاس شناخت شدند. او خود قبلاً در این خصوص چنین نوشته بود: «من کتاب خود را می نویسم، خواه خوانندگان آن مردان فعلی یا آیندگان باشند تفاوتی ندارد. این کتاب می تواند سالها انتظار خوانندگان واقعی خود را بکشد، مگر نه خداوند نیز شش هزار سال انتظار کشید تا تماشاگری برای آثار او پیدا شد.»


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه مایکل فارادی
نویسنده : ادمین - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٢
 

مایکل فارادی فرزند نعل بند فقیری است که در بیست و دوم سپتامبر 1791 در انگلستان متولد شد. او به رغم آموزش رسمی کمی که دیده بود ادیسون زمان خود شد. در سیزده سالگی در دکان صحافی به عنوان شاگرد مشغول کار شد و هنگام فراغت به مطالعه کتابهای موجود در دکان صحافی می پراخت. مطالعه یکی از تألیفات شیمی دان سوئیسی ژان مارسه او را به خط سیر علوم وارد نمود. فارادی از آن پس در کلاس سر همفری دیوی (شیمی دان مشهور) حاضر می شد و مقالاتی هم در این باره می نوشت و برای استاد می فرستاد. او با خودآموزی در علم تا آنجا پیش رفت که برجسته ترین فیزیکدان آزمایشگر عصر خود شد. در سال 1813 سر همفری دیوی او را به عنوان دستیار خود انتخاب نمود. در آغاز فارادی می بایست فقط کارهای جزئی و بی اهمیت از قبیل جارو کشیدن کف آزمایشگاه و تمیز کردن آزمایشگاه را انجام می داد ولی او همیشه چشم و گوشش را باز نگه می داشت و هرگاه فرصت دست می داد تجربیات آزمایشگاهی خود را انجام می داد. فارادی به مبحث الکتریسیته علاقه خاصی داشت. در آن زمان می دانستند که هرگاه جریان های الکتریکی از میان مایعات خاصی عبور داده شوند جریان الکتریکی مایع را به عناصر تشکیل دهنده آن تجزیه می کند بنابراین مثلاً جریان الکتریکی می تواند آب را به دو ماده گازی شکل اکسیژن و هیدروژن تجزیه کند یا اگر مثلاً جریانی الکتریکی را از میان محلول نیترات نقره عبور دهند نقره خالص رسوب می کند. این فرایند را الکترولیز می نامند. فارادی در سال 1821 نخستین موتور الکتریکی (الکترو موتور) را ساخت. البته این هنوز موتوری بسیار ساده و ضعیف تر از آن بود که بتواند کاری انجام دهد ولی به هر حال این موتور اختراع معرکه ای بود که روزی پی از بهینه سازی و تکامل ماشینهای پرقدرتی را برای هر خط کاری قابل تصوری به کار می انداخت. فارادی به این ترتیب توجه جهان علمی ان روز را به خود جلب کرد و در سال 1824 به عنوان استاد انجمن سلطنتی انگلستان در لندن برگزیده شد. دیوی نسبت به فارادی نظر خوبی نداشت و او را همان شاگرد فقیر سابق می دانست در صورتی که در این هنگام فارادی مقامی همانند دیوی کسب نموده بود. فارادی درسال 1831 روندی را که طی آن نخستین موتور الکتریکی را به کار انداخت به طور معکوس تجزیه کرد. در موتور الکتریکی او از الکتریسیته برای ایجاد حرکت استفاده کرده بود. حال می خواست از حرکت برای تولید الکتریسیته برای ایجاد حرکت استفاده کند. او زمانی به این فکر افتاد که در حال انجام آزمایشهایی با آهنربا بو. آهن ربای فارادی از جنس آهن بود. نیروی مغناطیسی یا جاذبه آهنربا به طور نامرئی در فضای اطراف آهن ربا گسترده است که این فضا را میدان مغناطیسی یا میدان نیرو می نامند. فارادی کشف کرد که چگونه می توان برق تولید کرد. نخستین ژنراتور یا به عبارت دیگر مولد برق فارادی از یک صفحه مدور مسی تشکیل می شد که میان دو انتهای یک آهن ربای نعل اسبی به وسیله محوری استقرار یافته بود و بوسیله یک اهرم حرکت دستی چرخانده می شد. وقتی این صفحه مدور با سرعت در میدان مغناطیسی می چرخید جریان الکتریکی ایجاد می شد که این جریان از طریق یک جفت سیم مسی به نقطه دلخواه هدایت می شد. فارادی در سالهای 1831 و 1832 اثر خود را که شامل «الکتریسیته القایی» بود به جامعه پادشاهی داد و همین اثر بود که نام او را در دنیای ابدی ساخت. شهرت او بیش از هرچیز به پاس کشف پدیده القاء الکترومغناطیسی است که سبب توفیق وی در آن آزمایش مقدماتی هانس کریستین اورستد بود. آن آزمایش نشان می داد که عقربه قطب نمایی که در مجاورت یک سیم حامل جریان برق واقع باشد از راستای خود منحرف میشود. فارادی دریافت که در هر دو زمینه الکتریسیته و مغناطیس، خواص بوسیله نیروهایی که در راستاهای نامرئی به نام راستای خطوط نیرو یا میدان اثر می کنند منتقل می شود. این کشف او آغازگر نظریه میدانها و در حکم برداشتن یک قدم در آن زمینه بود. کمک مهم فارادی به پیشرفت فیزیک جلب توجه دست اندرکاران به میدان نامرئی نیرو بود که امروزه از اهداف اصلی پژوهش در کلیه زمینه ها از ذرات درون هسته اتم گرفته تا فضاهای بین کهکشانی است. بررسی های الکتروشیمیایی فارادی نیز او را قانع ساخت که ماده از اتم هایی مختلف الجنس با بار الکتریکی موازنه شده یعنی از اتمهایی که دارای مقادیر برابری بار الکتریکی مثبت و منفی هستند درست شده است.
فارادی که در زمان حیاتش از لحاظ علمی به درجه ای عالی رسیده بود مردی متواضع ، محجوب و ساده بود. او عنوان اشرافی بارون را که به وی پیشنهاد کرده بودند نپذیرفت و گفته بود: چون این لقب چیزی به من نمی آموزد بنابراین مورد استفاده ام نخواهد بود. فارادی ایجاد کننده الکتروتکنیک در بیست و پنجم اوت 1867 در سن 76 سالگی درگذشت


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه ارنست رادرفورد
نویسنده : ادمین - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٢
 

ارنست رادرفورد در تاریخ سی ام ماه اوت سال 1871 در حومه برایت واتر شهر نلسون واقع در ساحل شمالی جزیره جنوبی زلاند نو به دنیا آمد. او چهارمین فرزند از دوازده فرزند جیمز و مارتا رادرفورد نیوزلندی های نسل اول بود که از کودکی از استکاتلند به زلاند نو آورده شده بودند. خانواده رادرفورد یک خانواده پرجمعیت دوازده بچه ای بود که اعضای آن همه در انجام کارهای روزمره خانواده مشارکت می کردند. اهل خانه همه افرادی جدی، کلیسا رو، خوشحال و با فرهنگ بودند. علاقه مندی رادرفورد به علوم در مرحله زودی بروز کرد. او ده ساله بود که کتاب پرطرفداری به نام «خواندنیهای اولیه فیزیک» تألیف معلمی به نام بالفور استوارت به دست آورد. کتاب استوارت مشابه کتابهای خودآموز فیزیک امروزی بود که در آنها نحوه به نمایش در آوردن اصول پایه فیزیک با استفاده از اشیای ساده موجود در خانه مانند سکه، شمع، سنگ وزنه و وسایل آشپزخانه به خواننده یاد داده می شود. رادرفورد جوان سخت شیفته آن کتاب شده بود. نخستین بورس از بورسهای تحصیلی متعدد زندگی خود را در سال 1887 که 16 ساله بود به دست آورد. بورس تحصیلی دومی وی را قادر به ثبت نام در کالج کنتربوری شهر کریستچرچ کرد که مؤسسه ای بود که در سال پیش از تولد خود او بوجود آمده بود. وی رشته های تحصیلی اصلی خود را فیزیک و ریاضیات انتخاب کرد که از بخت مساعد در هر دوی آنها معلمان خوبی هم داشت. رادرفورد در پایان دوره آموزشی سه ساله خود درجه کارشناسی ریاضی و فیزیک- ریاضی و (بطور کلی) علوم فیزیکی به پایان رسانید. نکته قابل ذکر در رابطه با زندگی خصوصی وی در ایام اقامت در کریستچرچ اینکه وی در آنجا با ماری نیوتن دختر صاحبخانه خود آشنا و پایبند عشق او شد. رادرفورد در پی انتشار دو مقاله مهم درباره فعالیت تشعشعی مواد در سال 1895 برخلاف دوم شدن در گزینش جایزه مهمی به شکل یک بورس تحصیلی دریافت کرد. مقررات اعطای جایزه حق انتخاب مؤسسه آموزشی را به خود برنده جایزه می داد که رادرفورد آزمایشگاه کاوندیش دانشگاه کمبریج به مدیریت جی.جی. تامسون (صاحب نظر پیشتاز جهان در زمینه الکترومغناطیس) را برگزید. در آن سال ویلهلم کنراد رونتگن فیزیکدان آلمانی موفق به کشف اشعه ایکس شد. کشف مهم دیگری که منجر به شروع کار اصلی رادرفورد شد کشف هانری بکرل فرانسوی در سال 1898 بود. رادرفورد در سال 1895 به آزمایشگاه کاوندیش دانشگاه کمبریج آمد تا در آنجا تحت مدیریت جی.جی. تامسون مشغول به کار شود. تامسون که استاد فیزیک تجربی بود رادرفورد را فعالانه در آزمایشگاه به کار گرفت. رادرفورد در اوایل کار تحقیقاتی خود با انجام آزمایشی که فکر آن از خود وی بود دو تابش رادیواکتیوی ناهمانند شناسایی کرد. او پی برد که بخشی از تابش با برگه ای به ضخامت یک پانصدم سانتی متر قابل ایستادن بود اما برای متوقف کردن بخش دیگر برگه های بس ضخیم تری لازم بود. او اولین اشعه ای را که تابشی با بار الکتریکی مثبت و یونیزه کننده ای قوی بود و به سهولت در مواد جذب می شد اشعه آلفا نام داد. اشعه دوم را که تابشی با بار الکتریکی منفی بود و تشعشع کمتری ایجاد می کرد اما قابلیت نفوذ آن در مواد زیاد بود اشعه بتا نامید. تابش نوع سومی که شبیه پرتوهای ایکس بود در سال 1900 بوسیله پل اوریچ ویلارد (فیزیکدان فرانسوی) کشف شد. این پرتو نافذترین تابش را داشت. طول موج آن بسیار کوتاه و فرکانس آن فوق العاده زیاد بود. تابش جدید، پرتو گاما نام گرفت. رادرفورد و همکارانش کشف کردند که فعالیت تشعشعی طبیعی مشهود در اورانیوم: فرایند خروج ذره آلفا از هسته اتم اورانیوم بصورت یک هسته اتم هلیم و برجای ماندن اتمی سبک تر از اتم اورانیوم در اورانیوم به ازاء هر خروج ذره آلفا از آن است. از کشف آنها نتیجه گیری شد که رادیوم تنها یک عنصر از رشته عناصر حاصل از فعالیت تشعشعی اورانیوم است. رادرفورد در سال 1903 به عضویت انجمن سلطنتی لندن درآمد و در سال 1904 نخستین کتاب خود به نام «فعالیت تشعشعی» را که امروزه از کتب کلاسیک نوشته شده در آن زمینه شناخته می شود، منتشر کرد. شهرت او رو به افزون رادرفورد در جمامع علمی سبب شد که از طرف دانشگاهها تصدی کرسی های استادی زیادی به وی پیشنهاد شود. او در سال 1907 به انگلستاند بازگشت تا تصدی مقام مذکور را در دانشگاه منچستر به عهده بگیرد. رادرفورد در دانشگاه منچستر رهبر گروهی شد که به سرعت دست به کار تدوین نظریه های تازه درباره ساختار اتم شد. آن دوره پرثمرترین دوره زندگی دانشگاهی او بود. رادرفورد به پاس کوششهای علمی خود در دانشگاه منچستر نشانها و جوایز زیادی دریافت کرد که دریافت جایزه نوبل سال 1907 در شیمی نقطه اوج آن بود. این نشان افتخار را البته برای کارهایی که در کانادا در زمینه فعالیت تشعشعی عناصر کرده بود به او دادند. بزرگترین دستاورد رادرفورد در دانشگاه منچستر کشف ساختار هسته اتم بود. پیش از رادرفورد اتم به گفته خود او «یک موجود نازنین سخت و قرمز و یا به حسب سلیقه خاکستری بود اما اینک یک منظومه شمسی بسیار ریز متشکل از ذرات بی شمار بود که مظنون به نهفته داشتن اسرار ناگشوده متعدد دیگر در سینه هم بود.» رادرفورد در سال 1937 در اثر یک فتق محتقن (گونه ای تورم ناشی از انسداد اعضای درونی) درگذشت. او در آن هنگام شصت و شش ساله و هنوز سرزنده و قوی بود. سهم رادرفورد در شکل گیری درک کنونی ما از ماهیت ماده از هر کس دیگری بیشتر است. او آشکارا بزرگترین فیزیکدان آزمایشگر زمان خود بود و از زمان مایکل فارادی به بعد دیگر فیزیکدان آزمایشگری به بزرگی او نیامده بود. دهها انجمن علمی و دانشگاه به او عضویت و درجات دانشگاهی افتخاری دادند. او را پدر انرژی هسته ای نامیده اند.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه همفری دیوی
نویسنده : ادمین - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٢
 

همفری دیوی دانشمند انگلیسی در هفدهم دسامبر سال 1778 در پنزانس انگلیس به دنیا آمد. دیوی پسر ارشد خانواده اش بود که از طبقه متوسط جامعه بودند. او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه گرامر که در نزدیکی پنزانس بود آغاز کرد و آغاز تحصیلاتش در سال 1793 بود. دیوی هنگامی که نزدیک داروفروش جراح شاگردی می کرد برنامه خودآموزش شامل الهیات، جغرافیا، هفت زبان و تعدادی موضوعهای علمی برای خود طرح ریزی کرد. به مطالعه فلسفه پرداخت و از طریق آثار نیکلسون و لاووازیه شیمی آموخت. او بسیار مهربان و سرزنده بود و قوه تخیل قوی داشت. او دوستدار ترکیب کردن کلمات برای ساختن شعر بود. همچنین آتش بازی، ماهیگری، دویدن و جمع آوری مواد معدنی از دیگر تفریحات او بود. یکی از عادات و علایقش بود که یک جیبش را با قلاب ماهیگیری پر کند و جیب دیگرش را با نمونه های سنگ که جمع کرده بود. او هرگز علاقه قلبیش به طبیعت را از دست نداد. در جوانی بسیار بی ریا و ساده دل بود. او با دیویس ژیلبرت دوست صمیمی بود. بعدها ژیلبرت (رئیس جمهور جامعه سلطنتی) (30-1827) به او پیشنهاد داد که از کتابخانه اش استفاده کند و به او یک لابراتوار شیمی داد که در آن دوران بسیار نادر و عالی بودو او در آنجا با طبیعت گرما، نور و الکتریسیته آشنا شد. او در لابراتوار کوچکش گاز نیترواکسید (گاز خنده آور) را آماده و استنشاق کرد و ادعا کرد که این گاز خواص بیهوش کننده دارد. در سال 1807 او به عنوان منشی جامعه سلطنتی برگزیده شد. در سال 1815 دیوی لامپ بی خطری اختراع کرد که نامش را در تاریخ زنده کرد. این دانشمند انگلیسی در فیزیک و شیمی تحقیقات جالب و جامعی کرد. سدیم، پتاسیم، کلسیم،‌ باریم، منیزیوم و استرانسیم را جدا کرد. مطالعاتی در باب گاز خنده آور کرد. در الکتروشیمی بررسی های عالمانه ای کرد. چراغ بی خطری را که دیوی اختراع کرد خطر انفجار در معادن ذعال سنگ را از بین برد. اگرچه شیمیدانان از زمان درازی احتمال داده بودند که خاکهای قلیایی اکسید فلزهایی باشند با این حال طبیعت سود و پتاس تا اوایل قرن نوزدهم مورد بررسی قرار نگرفته بود. حتی لاووازیه در این مورد نظر مشخصی نداشت. او نمی دانست که جزء اصلی سود و پتاس چیست و حدس می زد که ازت یکی از اجزای تشکیل دهنده مواد است. به نظر می رسد که این اشتباه از شباهت میان نمکهای سدیم و پتاسیم با نمکهای آمونیوم مایه گرفته است. امتیاز تعیین این اجزا از آن دیوی است. ابتدا ناکامی عرصه را بر وی تنگ کرده بود به این معنی که نمی توانست به کمک یک پیل گالوانیک از سود و پتاس فلز استخراج کند. به زودی وی به خطای خودش پی برد و فهمید که با به کار بردن محلول آبی اشباع شده وجود آب مانع از تجزیه نمکها می شود. در اکتبر سال 1807 دیوی تصمیم گرفت که پتاس را بی آب ذوب کند و به محض اینکه با این مذاب، الکترولیز را شروع کرد دانه های کوچک مشابه جیوه و دارای جلای فلزی در روی قطب منفی که در ماده مذاب قرار داشت ظاهر شدند. برخی از دانه ها فوراً به حالت انفجاری سوختند و شعله درخشانی پدید آوردند. در حالیکه بقیه آنها آتش نگرفتند بلکه کدر شدند و با قشر نازک سفیدی پوشیده شدند. دیوی از تجربه های متعددی که در این زمینه کرد نتیجه گرفت که آن دانه ها همان ماده ای هستند که وی در جستجویش است و این ماده هیدروکسید پتاسیم است که شدیداً قابل اشتعال می باشد. دیوی آن فلز را به دقت مورد بررسی قرار داد و متوجه شد که وقتی با آب ترکیب می شود شعله حاصل از واکنش، ناشی از سوختن هیدروژن آزاد شده از آب است. وقتی دیوی بر روی فلز تهیه شده از هیدروکسید پتاسیم بررسی های لازم را انجام داد به فکر جستجو در هیدروکسید پتاسیم افتاد و با به کار بستن همان روش قبلی موفق به جدا کردن فلز قلیایی دیگر شد. در زمان کوتاهی این دانشمند بررسی دقیق خواص پتاسیم و سدیم را به انجام رسانید. برخی شیمی دانان درباره طبیعت عنصری سدیم و پتاسیم تردید داشتند و تصور می کردند که آن دو ترکیبات قلیایی ها با هیدروژن هستند تا سرانجام گی لوساک و تنار به طور قطعی ثابت کردند که آنچه را که دیوی به دست آورده است در حقیقت عناصر ساده می باشند.
منیزیم فلزی را نخستین بار در سال 1808 دیوی به دست آورد. وی برای این کار به همان روشی متوسط شد که برای تهیه سدیم و پتاسیم گرفته بود.
گذشته از این عناصر دیوی موفق به کشف کلسیم- باریم و استرانسیم نیز شد. وی ثابت کرد که عناصر شیمیایی به عنوان «مواد اصلی» قدرت اسیدی یا قدرت قلیایی عمل نمی کنند و نتیجه گرفت که خواص شیمیایی تابعی از آرایشهای نسبی و نیز تابعی از ترکیبات ماده اند. دیوی نشان داد که اکسیژو در واکنشهایش با اسید اوکسی موریاتیک هرگز بدون وجود آب تولید نمی شود و این اسید را جزو عناصر قرار داد و آن را «کلر» نامید.
او ماهیت و خواص اساسی ید را روشن ساخت. فقط با کار سه ماهه در مورد گاز انفجاری آتشدمه، تأیید کرد که عنصر اصلی تشکیل دهنده آن متان است و فقط در دماهای بالا آتش می گیرد. از میان کلیه کسانی که درباره پیل ولتا کار کرده اند دیوی همواره تیز هوشتر از همه بود. او از آغاز به نظریه واکنش شیمیایی تولید برق معتقد شد و سرانجام ثابت کرد که در پیلهای برقکافت (الکترولیت) جریان برق ترکیبها را به عنصار متشکله خود تجزیه می کند و اجسام جدیدی را با ترکیب بوجود نمی آوردو وی همچنین رئیس مؤسسه «گاز درمانی» تامس بدوز در کلیفتن شد. پس از پنج سال که اولین کتاب شیمی خود را قرائت کرد در «مؤسسه پادشاهی» به تدریس و سخنرانی در شیمی مشغول شد و آنجا را به مرکزی برای تحقیقات پیشرفته تبدیل کرد و خود نیز بیشتر حیات شغلیش را در آنجا گذرانید. دیوی در رساله ای قدیمی به نظریه گرمایی (caloric) لاووازیه به علت وارد کردن مواد تخیلی و واژه ذهنی «گرمایی» حمله کرد و نظریه ای پرداخت که در آن گرما همچون حرکت و نور به عنوان ماده انگاشته می شد. به جای واژه «گرمایی» عبارت «حرکت رانشی» را پیشنهاد داد.
دیوی سرانجام در 29 مه سال 1829 درشهر ژنو سوئیس درگذشت در حالیکه 51 سال داشت .


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه رنه دکارت
نویسنده : ادمین - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٢
 

رنه دکارت در روز 31 ماه مارس 1596 متولد شد. او اهل تورن فرانسه و فرزند یکی از مشاورین پارلمان برتانی بود. در سال 1606 هنگامی که پسر ده ساله ای بود هر روز با بیم و وحشت به مدرسه «ژزوئیتها» بنام لامنش می رفت. درسهایی که می گرفت از ادبیات قدیم بود که تحت تأثیر فکر ارسطویی قرار داشت. در 1611 روز ششم ژوئن دکارت در یک جلسه سخنرانی تحت عنوان اکتشاف چند سیاره سرگردان در اطراف مشتری شنید که در آن سال گالیله چه اکتشافی کرده است. این سخنرانی در روح او که کم کم آماده تحقیر استیکولاستیک شده بود تأثیر فراوان کرد. دکارت در سال 1616 امتحان خود را در رشته حقوق گذرانید و در این هنگام وارد قشون پرنس دوناسو شد و وقتی در پادگان «بردا» مشغول خدمت بود تصمیم گرفت که در زندگی هیچ سؤالی را بی جواب نگذارد و در اطراف مسائل تفکر نماید. از کنایه های تاریخ اندیشه اینکه جستجو برای دستیابی به حقیقت در جهان در نظریه دکارت بر اصل شک در وجود اشیاء و پدیده های مبتنی است. دکارت از بهترین آموزش موجود اروپای زمان خود شامل بررسی جامع و مفصل منطق ارسطو و دانش فیزیک برخوردار شده دوره آ“ را در بیست سالگی به پایان رسانیده بود ولی وی در پایان احساس کرده بود که جز چند نکته ریاضی هیچ چیز دیگری را به یقین (یا با دقت عینی) نمی داند و از خود این پرسش را می کند که چرا نباید حقایق را کلاً با همان دقت و یقین ریاضی بداند. این اصل کم کم در او قوت می گیرد تا آنکه در دهم نوامبر 1619 که تعطیلات زمستانی خود را در توابع «اولم» می گذرانید توانست علمی را به وجود آورد که بوسیله آن پرده تاریکی را از روی معرفت دور سازد. دکارت اهل جنگ و نظام نبود و به همین مناسبت در بیست و چهار سالگی خدمت نظام را ترک کرد و در سال 1626 به پاریس رفت. در این سال همه جا صحبت از اکتشافی بود که بوسیله دوربین های نجومی انجام می گرفت. «ژان فابریسیوس» اهل فلاماند و گالیله و بعد از آنها «شایز» لکه های خورشید را مشاهده نموده بودند. دکارت تحت تأثیر این وضع شروع به تفحص عمیقی در دانش آسمان نمود. ابتدا به ساختن دوربین دقیق و کاملی شخصاً اقدام کرد و مجبور شد برای انتخاب بهترین نوع عدسی انکسار اشعه نورانی در عدسیها را مورد مطالعه قرار دهد. در سال 1626 در حالیکه کارگران مشغول تراشیدن شیشه ای به امر او بودند موفق به کشف قانون انکسار نور گردید. طولی نکشید که نجوم علمی را کنار گذاشت تا بتواند مطالعات نظری خود را دنبال کند. دکارت مصمم شد که کتابی راجع به ساختمان جهان تهیه نماید. او در سال 1626 در آمستردام زندگی می کرد و به شهرهای لاهه و لید سفر می کرد. روزی در این شهر اطلاع یافت که معلمی به نام «اسنلیوس» که سال قبل از آمدن او به هلند فوت کرده بود قانون انکسار را کشف کرده است. این موضوع سبب شد که بعدها دکارت را به دزدی علمی متهم کنند ولی امروزه حقیقت کاملاً از نظر دانشمندان روشن است. اسلنیوس دانشمندی عالیقدر بود و کسی بود که اولین اندازه گیری علمی را روی کره زمین انجام داد. روشنفکر جوان فرانسوی نیز مانند فیثاغوریان قرنها پیش به این فکر افتاد که راه رسیدن به حقیقت باید همان ریاضی باشد. وی بر پایه این اندیشه غرق در مطالعه ریاضی شد و با اختراع هندسه تحلیلی که یک ابزار ریاضی ضروری و در قیاس با هندسه باستانی اقلیدس قابل درک تر بود پاداش زحمات خود را گرفت. هنگامی که دکارت مشغول تهیه کتاب خود بود خبر محکومیت گالیله در تمام نقاط انتشار یافت و او که شخصی محتاط بود از انتشار کتاب خود منصرف شد. دکارت هندسه تحلیلی را که وسیله ذیقیمتی برای پیشرفتهای علمی بود بوجود آورد زیرا مطالعه هندسه اقلیدسی فقط برای عده معدودی از دانشمندان که دارای استعداد خارق العاده هستند ممکن است. دکارت بعد از اندیشه و مطالعه بسیار شاهکار فلسفی کوتاه خود به نام «گفتار در روش راه بردن در دست عقل و جستجوی حقیقت در علوم» را در سال 1639 انتشار داد. وی در این تألیف اثر گذار خود تاریخچه رشد فکری و چگونگی آغاز به شک در صحت و سقم آموخته های خود را ذکر کرده به این نتیجه می رسد که به همه چیز باید به دیده شک نگریست جز به شخص شک کننده که وجود دارد، چرا که شک می کند «شک می کنم، پس وجود دارم» روش خود وی برای بیان آن منظور است. او اعمال آن روش را به قلمروهای (فکری) دیگر هم گسترش داد و به این کشف رسید که نیل به یقین در آن قلمروها نیز از راه تبدیل و تقلیل مسائل به یک شکل و راه حل ریاضی، میسر است. مسأله را چنانچه بتوان به صورتی ریاضی درآورد و با استفاده از شمار حداقلی از قضایای استنباطی یا احکام مبرهن ریاضی، به آن نظم بخشید، حاصل یک دستگاه معادلات جبری خواهد بود که با حل آنها طبق قواعد جبری جوابهای دقیق و قطعی لازم بدست خواهد آمد. دکارت جهان هستی را ماشین پیچیده عظیم ساعت مانندی می بیند که به دست خداوند به کار افتاده و کار آن بدون کمک بعدی وی، تا ابد ادامه دارد. تأکید برخی از مورخان است که نیوتن را دکارت ممکن الوجود کرد. اکنون با روش دکارت می توان به قسمتهای عالی نیز دسترسی پیدا نمود. دکارت ریاضی دان بزرگی بود که چندان به ریاضیات علاقه نداشت. دکارت در 11 فوریه 1650 به مرض ذات الریه زندگی را بدرود گفت.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه دالامبر
نویسنده : ادمین - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٢
 

صبح یکی از روزهای ماه نوامبر 1717 ناله کودکی از داخل بسته ای در کنار کلیسای «سن ژان لورن» توجه زنی خیرخواه و نیکوکار را به خود جلب می نماید. زن نیکوکار که زوجه شیشه بر فقیری به نام «روسو» بود کودک را به فرزندی خود قبول می کند. زن نیکوکار کودک را مانند فرزند خود تربیت می کند و کودک هم بعدها حق شناسی بی مانندی را درباره این مادر مبذول می دارد.
ولی مدتها بعد معلوم شد که این کودک فرزند نامشروع زنی میهماندار به نام مادام «تنس» و یک افسر سوار نظام بنام ژنرال دتوس می باشد.
طولی نکشید که دالامبر سر راهی بزرگ شد و دانشمند شهیری گردید ولی هیچ وقت مادر- خوانده خود را فراموش نکرد و به مادام تنس که مایل بود او را پیش خود ببرد گفته بود که: «شما فقط نامادری من هستید و مادر حقیقی من همان زن شیشه بر است.»
دالامبر بیشتر به واسطه پژوهشهایش در ریاضیات و مکانیک استدلالی و به عنوان ویراستار علمی دایره المعارف معروف است، او در معروفترین کتاب خود به نام «رساله درباره مکانیک» که در سال 1743 منتشر شد سه قانون خود برای حرکت را عرضه کرد. در مورد قانونهای اول و دوم یعنی قانون ماند و قانون متوازی الاضلاع حرکت، استدلال دالامبر هندسی بود فقط در مورد قانون سوم پای فرضهای فیزیکی در میان است. این قانون به موضوع تعادل می پردازد و عبارت است از اصل بقای اندازه حرکت در موقعیتهای برخورد.
دالامبر در این رساله نخستین بیان درباره آنچه را امروزه اصل دالامبر شناخته می شود ارائه می کند. این اصل امروز در واقع بیش از آن که اصل به شمار آید قاعده ای است برای کاربرد قوانین حرکت که در رساله بیان شده اند. می توان آن را چنین بیان کرد: در هر موقعیتی که شییء در اثر مانعهایی از ادامه حرکت ماندی عادی خود بازماند، حرکت حاصل را می توان به دو مؤلفه تجزیه کرد: حرکتی که شیء عملاً انجام می دهد و حرکتی که مانعها آن را از بین می برند. دالامبر در سال 1744 رساله ای درباره تعادل و حرکت سیالات انتشار داد و از اصل خود برای توصیف حرکت سیالات استفاده کرد و به بررسی مسائل مهم جاری مکانیک سیالات پرداخت. کتاب دیگرش به نام «تفکراتی درباره علت کلی بادها» که در سال 1747 منتشر شد، حاو نخستین کاربرد عمومی معادلات دیفرانسیل جزئی در فیزیک ریاضی بود در مقاله ای به سال 1747 معادله موجی برای نخستین بار در فیزیک ظاهر شد اما راه حل دالامبر اگرچه درست بود، کاملاً با پدیده های مشهود وفق نمی داد. در کتاب «پژوهش درباره تقدیم اعتدالین و رقص محوری زمین» که در سال 1749 نوشته شد. روش او در پرداختن به مسأله تقدیم اعتدالین شبیه به روش کلرو بود و به راه حلی دست یافت که با حرکت رصد شده زمین توافق بیشتری داشت. همچنین کتاب و رساله ای درباره نظریه جدید مقاومت سیالات که در سال 1752 منتشر شد و در آن برای نخستین بار معادلات دیفرانسیل هیدرودینامیک بر حسب یک میدان بیان شده و باطلنما (پارادوکس) هیدرودینامیک مطرح گردیده بود، بحث و جدال بسیاری برانگیخت. فرهنگستان پروس در مسابقه ای که این مطلب برای آن نوشته شده بود جایزه ای اعطا نکرد به این دلیل که هیچ کس دلیلی تجربی در مورد این کار نظری ارائه نکرده بود. ادعا شده است که اثر دالامبر اگرچه بهترین اثری بود که به فرهنگستان رسیده بود، از خطا مصون نمانده بود. خود دالامبر محرومیت خویش را از جایزه نتیجه نفوذ اویلر می دانست و روابط میان این دو دانشمند که قبلاً تیره شده بود، رو به وخامت بیشتری نهاد. افتخار توسعه مکانیک سیالات به گونه ای مختلف به هر دو شخص نسبت داده شده است. دالامبر پیشگفتار دایره المعارف را نوشت. این پیشگفتار از اسناد عمده عصر روشنگری و بیانیه فیلسوفان است. مقاله های دالامبر در دایره المعارف از حوزه ریاضیات بسیار فراتر می رفت. دالامبر که با همکاری «دیدرو» برای تهیه دایره المعارف اقدام کرده بود در سال 1758 همکاری با دایره المعارف را ترک گفت. وی در سال 1754 به عضویت آکادمی علوم فرانسه انتخاب شد. محصول علمی مهم دالامبر پس از سال 1760 کتاب «جزوه های ریاضی» او بود که مشتمل بود بر راه حلهای جدید فراوانی برای مسائلی که او قبلاً به آنها دست یازیده بود. دالامبر سرانجام در روز 29 اکتبر 1783 در شصت و سه سالگی در پاریس درگذشت.


 
comment نظرات ()
 
 
کشف آثار حیات بر روی قمر زحل
نویسنده : ادمین - ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱
 

دانشمندان اعلام کردند به تازگی موفق به کشف کلیه عناصر ضروری برای ادامه حیات بر روی قمر سیاره زحل شده اند. 
به گزارش روز پنج شنبه بخش انگلیسی گروه بین الملل باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" و به نقل از مجله Science، کشف عناصر ضروری حیات نظیر آب، گرمای کافی و عناصر شیمیایی حیاتی بر روی قمر سیاره زحل، انسلادوس، محققان را برای ایجاد حیات بشری در کهکشان امیدوار ساخته است.
پژوهشگران در حالی به این کشف بسیار مهم دست یافتند که مشغول تجزیه عناصر موجود در دودهای حلقه زده به دور این قمر بودند.
در این میان تصاویر ارسال شده از سوی تلسکوپ فضایی کاسینی که در 12 ماه مارس سال جاری، حدود دوهفته گذشته، بر بالای این قمر در حال تصویربرداری بوده نیز بی تاثیر نبوده است.
با وجود این کشف عظیم هنوز دانشمندان معتقدند که انسان با قدم گذاشتن بر کهکشان به منظور زندگی دائمی سالیان سال فاصله دارد./


 
comment نظرات ()
 
 
غزال تیزپای ایرانی در راه آفریقا!
نویسنده : ادمین - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱
 

به گزارش خبرنگار علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، «غزال ایرانی – 1» اگرچه با بداقبالی، بخت حضور در رالی خودروهای خورشیدی استرالیا را در مهرماه 84 از دست داد و سال بعد هم به دلیل نقص فنی و مشکلاتی که شاید تا حد زیادی ناشی از محدودیتهای مالی بود نتوانست در مسابقات خودروهای خورشیدی تایوان نمایش تمام‌عیار و مطلوبی از قابلیت‌هایش داشته باشد اما نفس ساخت چنین خودرویی با امکانات محدود موجود در کشور و فرستادن آن به آوردگاه خودروهای پر زرق و برق غربی و صد البته ویژگی‌های بارز و نوآورانه‌اش آن‌چنان چشمگیر بود که تحسین رییس استرالیایی فدراسیون جهانی خودروهای خورشیدی و حتی رقبای آمریکایی این تیم در موسسه‌ فن‌آوری ماساچوست (MIT) را برانگیخت؛ به طوری که از این تیم به عنوان تنها تیم آسیایی برای حضور در یک پروژه‌ بین‌المللی طراحی و ساخت خودرو هیبریدی که با حضور 20 تیم برتر دنیا در آن دانشگاه برگزار شد، دعوت کردند که البته با کارشکنی های‌ سفارت آمریکا در صدور روادید برای سفر دانشجویان، این فرصت از تیم گرفته شد.

از آغاز پروژه‌ خودرو خورشیدی دانشگاه تهران حدود چهار سال می‌گذرد و بیشتر دانشجویانی که در ساخت غزال ایرانی - 1 مشارکت داشتند با پایان تحصیلاتشان، تیم را ترک کرده‌اند و امروز دانشجویانی تازه نفس با امید و اراده‌ای مضاعف بر پایه‌ تجربه‌ افتخارآمیز آنها طرح خودرو خورشیدی غزال را پی گرفته‌اند.

تیم جدید در حال حاضر مشغول ساخت نمونه‌ پیشرفته‌تر این خودرو با نام غزال ایرانی – 2 است و سعی دارند آن را برای مسابقه جهانی خودروهای خورشیدی که شهریورماه امسال در آفریقا برگزار می‌شود، آماده کنند.

دکتر کارن ابری‌نیا، استادیار دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه تهران و مدیر پروژه خودرو خورشیدی در گفت‌و‌گو با ایسنا درباره‌ی روند شکل‌گیری این پروژه گفت: ایده این پروژه از چندین سال مطرح بود و حتی شش سال پیش پیشنهادی به وزارت صنایع دادیم که گفتند ساخت چنین خودرویی در اولویت نیست در حالی که با توجه به این که کشور ما همیشه با مساله انرژی مواجه بوده و منابع نفتی ما به هر حال تمام شدنی است و از سوی دیگر کشوری هستیم که ساعات آفتابی خیلی زیادی داریم باید از این منبع نامحدود انرژی استفاده می‌کنیم. بر همین اساس در سال 83 استارت این پروژه را با تعدادی از دانشجویان که علاقمند به کارهای خارج کلاس بودند زدیم و خوشبختانه دانشجوها با انگیزه زیادی که داشتند بدون این که پولی وارد شود پروژه را آغاز کردند.

وی افزود: در اوایل سال 1384، علیرغم بدبینی ها و سوال‌هایی که در آن زمان نسبت به عملی بودن چنین پروژه‌ای مطرح می‌شد اجرای این طرح را با حمایت شرکت ایران خودرو آغاز کردیم. ساخت بخشهای مختلف خودرو از قبیل شاسی، ترمز، سیستم تعلیق، فرمان، توپی چرخها و غیره تا شهریورماه 84 به انجام رسید با این حال به دلیل مشکلاتی که در انتقال خودرو پیش آمد به مسابقات رالی استرالیا نرسیدیم و بعد از آن در بهار 85 یک تور داخلی از تهران تا اصفهان برگزار کردیم و در شهریور آن سال در مسابقات بین المللی خودروهای خورشیدی در تایوان شرکت کردیم.

دکتر ابری‌نیا خاطرنشان کرد: خودرو خورشیدی غزال در این مسابقات رتبه هشتم را کسب کرد اما تجربه بسیار خوبی پیدا کردیم و در مقایسه با سایر خودروها فهمیدیم وزن 250 کیلوگرم خودرو، زیاد است و موتور خودرو ضعیف و راندمان سلول‌های خورشیدی کم است این است که تصمیم گرفتیم خودرو دیگری بسازیم که وزن آن حدود 100 کیلوگرم کمتر بوده و به موتور و باتری با تکنولوژی جدید و سلول‌های خورشید با بازده بالاتر مجهز است که اجرای این پروژه مستلزم حمایت‌های مالی است که امیدواریم بتوانیم با جذب به موقع اعتبارات لازم در رالی 2009 استرالیا و پیش از آن در مسابقاتی که شهریور ماه امسال در آفریقا برگزار می‌شود، شرکت کنیم.


 
comment نظرات ()
 
 
تولید خودروهای الکتریکی عرصه جدید همت جوانان ایرانی
نویسنده : ادمین - ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱
 

مجید زندی
در بسیاری موارد هنگامی که مشکلات جامعه و به ویژه مشکلات معیشتی مردم را در قالب گزارش مطرح می سازیم خود نیز از آن نوشته ها و آن مشکلات مردم ناراحت می شویم اگرچه می دانیم طرح نارسایی ها و جستجوی ...............................

.................................

 

ادامه در ادامه مطلب.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
جایزه بین المللی فیزیک برای محقق ایرانی
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱
 

یکی از با ارزش ترین جوایز علمی در رشته فیزیک به پژوهشگر جوان ایران ، دکتر یاسمن فرزان تعلق گرفت .

به گزارش شبکه خبر، جایزه آیوپاپ شامل یک نشان گواهی و پاداش نقدی است که در سی و چهارمین همایش بین المللی فیزیک با انرژی زیاد ( ICHEP2008 ) که مرداد امسال در فیلادلفیای آمریکا برگزار می شود به دکتر فرزان اعطا خواهد شد.

جایزه " دانشمند جوان فیزیک " نخستین بار به همت اتحادیه بین المللی فیزیک محض و کاربردی اتحادیه بین المللی ( آیوپاپ ) در نظر گرفته شده و قرار است هر دو سال یک بار در زمینه فیزیک ذرات به فیزیکدانان برگزیده ای که فعالیت های علمی درخشانی داشته اند اعطا شود.

دکتر یاسمن فرزان که هم اکنون عضو هیئت علمی پژوهشگاه دانش های بنیادی است در دبیرستان به عنوان نخستین دختر المپیادی ایران در رشته فیزیک در المپیاد بین المللی این رشته شرکت و پس از گذراندن تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد در ایران، تحصیلات در مقطع دکترا و تحقیقات خود را در مرکز تحقیقات بین المللی در ایتالیا و دانشگاه استنفورد زیر نظر دو نفر از بهترین فیزیکدان ها گذرانده است .

یاسمن فرزان روش انتخاب پژوهشگر برتر آیوپا را معرفی نامزد از طرف استادان برجسته فیزیک از کشورهای مختلف و بررسی فعالیت های معرفی شدگانی که هیئت داوران به آن می پردازند ذکر کرد و گفت : کار من در زمینه پدیده شناسی و تحلیل داده هاست به این صورت که پس از مطرح شدن یک نظریه پدیده شناسان با استفاده ازروش تحلیلی به فرمول هایی می رسند که در اختیار آزمایش کنندگان برای بررسی های تجربی قرار می گیرد.

وی افزود: ما درباره فیزیک ذرات بنیادی و به طورخاص نوترینوها کار می کنیم، ذره ای که به علت نداشتن بار الکتریکی و جرم بسیار کمتر از نوترون با دشواری زیادی برای مطالعه و آشکارسازی روبروست .

فرزان با اشاره به بررسی نوترینوها در مراکز تحقیقاتی مختلف دنیا برای شناخت ویژگی های این ذره گفت : این پژوهش ها ممکن است درآینده موجب یافته هایی شود که کاربرد عملی پیدا کند از جمله پیش بینی می شود باتوجه به قابلیت عبور ذرات نوترینو از قطر کره زمین بتوان از آن در شناخت ویژگی های درونی زمین استفاده کرد.


 
comment نظرات ()
 
 
باهوش ترین حیوانات
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱
 

دنیای حیوانات بسیار پر رمز و راز و جالب است. اغلب حیوانات توانایی‌های ویژه‌ای دارند، اما سطح هوش آنها بسیار متفاوت است و تنها منحصر به گونه‌ خاصی نیست. در این میان بسیاری از اعمال حیوانات از روی غریزه انجام می‌شود که نباید آن را با هوش آنها اشتباه گرفت.
شامپانزه باهوش‌ترین جانور حیات وحش است. این گونه میمون به طور گروهی زندگی می‌کند و قادر به استفاده از ابزار برای دستیابی به غذا و حتی دفاع از خود است.
طوطی خاکستری باهوش‌ترین پرنده است. این طوطی قادر به تشخیص رنگ‌ها بوده و با آموزش می‌تواند در پاسخ به پرسش‌ها بیش از 300 جمله مربوط را بگوید. اصولا طوطی‌ها پس از شامپانزه‌ها و دلفین‌ها سومین گونه جانوران باهوش محسوب می‌شوند.

دلفین‌ها در دنیای حیوانات پس از شامپانزه‌ها باهوش‌ترین حیوان هستند. دلفین‌ها از طریق امواج صوتی قادر به ارتباط با یکدیگر بوده و دارای حس همکاری قوی هستند. در عین حال، دلفین از حس درک نسبت به خود و سایرین برخوردار است و این توانایی‌ها موجب شده که کوسه‌ها حتی کوسه سفید، شکارچی مطلق اقیانوس‌ها، از برخورد با دلفین‌ها اجتناب کنند.

موش صحرایی بیش از هر چیز به حس بویایی بسیار قوی و دقیق این جانور ارتباط دارد.

هشت پا دومین موجود باهوش دریایی است. بیش از نیمی از نورون‌های عصبی هشت پا در بازوهای آن قرار دارند، بنا براین اختاپوس در هر بازویش دارای یک مغز کوچک است که به جانور امکان می‌دهد هماهنگی فوق‌العاده‌ای در اندام‌هایش داشته باشد. این جانور در برابر مسائل پیچیده می‌تواند بسرعت واکنش نشان داده و آنها را از سر راه بردارد.

سگ گلدن، هوشی فراتر از سایر سگ‌ها دارد و به همین دلیل از این نوع سگ در عملیات نجات استفاده می‌شود. سگ نژاد گلدن علاوه بر این، احساس مسوولیت بسیار و شجاعت فراوان دارد که این حیوان را به یک نجات دهنده منحصر به فرد تبدیل کرده است.

اورکا به دلیل هوش بالایی که دارد یک شکاچی بسیار موفق است. اورکا‌ها نیز مانند دلفین‌ها به طور گروهی شکار می‌کنند و شیوه شکار این جانور با شرایط جغرافیایی متفاوت تغییر می‌کند.

فیل‌ها نیز از جمله باهوش ترین حیوانات هستند. این جانور غول پیکر از حافظه‌ای فوق‌العاده برخوردار است. فیل‌ها به صورت گروه خانوادگی که همه تحت فرمان مسن‌ترین فیل ماده هستند، زندگی می‌کنند.

گوسفندان طبق تحقیقات جدید، ضریب هوشی گوسفندان در به خاطر آوردن آنچه برای آنها رخ داده است باورکردنی نیست. براین اساس گوسفندان در به خاطر آوردن چهره‌های قدیمی که با آنها بوده‌اند نظیر چوپان‌های گله و نیز خودگله‌ای که با آن بوده‌اند، قدرت شگفت‌آوری دارند و براحتی صاحبان قبلی و مکان سابق خود را تشخیص می‌دهند.

مورچه‌ها : دانشمندان طی یک آزمایش عجیب، برای دسته‌ای از مورچگان کفش‌هایی که پاهای آنها را بلند می‌کرد تهیه کردند و رفتار حرکتی آنها را بررسی کردند، نتیجه بیانگر این نکته بود که این حیوانات برای اندازه‌گیری مسافت‌های مختلف و جهت‌یابی، قدم‌هایشان را می‌شمرند. محققان بر این باورند مورچه‌های صحرایی از نوری که از ستارگان در آسمان شب تابیده می‌شود، به عنوان کلیدی برای بازگشت به لانه‌هایشان استفاده می‌کنند، اما هنوز در این خصوص که مورچه‌ها چگونه قادر به اندازه گیری دقیق فاصله‌ها هستند، شک و شبهه فراوان وجود دارد.


 
comment نظرات ()
 
 
زن ها باهوش تر هستند یا مردها
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱
 

اگر یکی از نیمکره‌های مغز زنی آسیب ببیند، نیمکره دیگر که قادر به کپی کردن تمامی قابلیت‌های نیمکره تخریب شده است، می‌تواند مسوولیت تمامی کارها و عملکردهای زندگی او را به عهده بگیرد؛ اما نظیر این حالت در خصوص مردان صادق نیست.
مهم‌ترین عاملی که باعث تفاوت در افراد می‌شود، هوش است در واقع هوش در مغز انسان جایگاه مشخصی دارد و حاصل واکنش عمومی سلول‌ها و مراکز مغز است. به طور کلی در نیمکره چپ مغز فرآیندهای تفکرات منطقی را می‌توان یافت و جایگاه عشق واحساس عاطفی در سمت راست مغز است. یک فرد می‌تواند هم کودن و هم زیرک باشد؛ تنها به این دلیل که یک سمت مغز وی از سمت دیگر رشد بیشتری کرده است.

کما این‌که افرادی واقعا برجسته‌اند که می‌توانند فرآیندهای اثربخش نیمکره راست را با فرآیندهای اثربخش نیمکره چپ در هم آمیزند.

حال سوالی که سال‌هاست ذهن بسیاری از دانشمندان و حتی خود ما و احتمالا نسل‌های گذشته ما را به خود اختصاص داده، این است که آیا مردان از زنان باهوشترند؟ علت تفاوت در عملکرد مغزی زنان و مردان در چیست؟
چرا در بسیاری موارد ، مردان حتی در زمینه‌های خاص از زنان بهتر و کارآمدتر عمل می‌کنند؟

اگر علاقه‌مندید پاسخی برای این سوالات بیابید، آنچه در ادامه این مقاله می‌آید بخوانید. پیشاپیش بر این نکته تاکید می‌کنیم که گرچه نتایج مطالعات و تحقیقات انجام شده تاکنون به تفاوت‌های مغزی میان زنان و مردان اشاره می‌کنند، ولیکن به هیچ وجه موید این مساله نیستند که مردان باهوش‌تر از زنان هستند...

مطالعات علمی در مورد تفاوت توانایی‌های ذهنی میان مردان و زنان حداقل به اواسط قرن نوزدهم برمی‌گردد؛ زمانی که مساله حق رای زنان در بعضی کشورها مطرح شد. برای مثال در انگلستان دوره ملکه ویکتوریا، فلسفه‌پردازی به نام جان استوارت میل بیان کرد که هیچ اختلافی بین مردان و زنان نیست. در حالی که چارلز داروین در کتاب «نسل بشر» معتقد است زنان به‌واسطه طبیعتشان نسبت به توانایی‌های ذهنی ضعیف‌تر هستند.

البته بسیاری از نظریات اولیه بر اساس روایات بودند. به هر حال بسیاری از دانشمندان چون ، پل بروکا سعی کردند از اشکال مختلف اندام‌سنجی بخصوص مقایسه اندازه جرم مغز، نتایج تجربی به دست آورند. با پیشرفت روان‌شناسی در اواخر قرن نوزدهم و ظهور آزمون‌های هوش در اوایل قرن بیستم، تلاش‌های بیشتری توسط دانشمندان مختلف برای اندازه‌گیری و آزمون تفاوت‌های ذهنی میان مردان و زنان انجام گرفت. حتی یکی از اندیشمندان برجسته زن معتقد است زنان به علت آن‌که محدود به وظایفی چون بچه‌داری و خانه‌داری هستند، امکان درک تمام توانایی‌های خود را ندارند.

تفاوت در عملکرد مغزی

دانشمندان می‌گویند حتی در حالت استراحت و بدون عامل محرک، بخش مهمی از مغز زنان و مردان به طور متفاوت از هم رفتار می‌کنند. تلقی دانشمندان آن است که مغز زنان و مردان در مراحل آغاز شکل‌گیری جنین در رحم شبیه یکدیگر است، اما بتدریج تا زمان بزرگسالی و بلوغ تفاوت‌های آنها آشکار می‌شود. در این زمینه احتمالا تفاوت در شمار و تعداد سلول‌های عصبی نقش بازی می‌کنند. دانستن این تفاوت‌ها می‌تواند در نحوه برخورد ما با طرف مقابلمان موثر باشد و از بعضی واکنش‌های شرطی شده در برابر زنان یا مردان جلوگیری کند.

تفاوت‌های ساختمانی مغز مرد و زن‌

پژوهشگران عصب‌شناسی، مغز زنان و مردان را در دستگاه ام.‌آر.آی گذارده و واکنش‌های مغز آنها را مورد تحقیق قرار داده‌اند. در مغز زنان اتصال‌ها و ارتباط‌های بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود دارد که به آنها این توانایی را می‌دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتباط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را می‌دهد تا مهارت بیشتری در استدلال‌های انتزاعی و هوش دیداری فضایی داشته باشند.

در خصوص وظایفی که توانایی جسمی می‌طلبند، مثل نقشه‌خوانی و تمرکز، مغز مردان بهتر عمل می‌کند. مغز مردها تخصصی‌تر است. این صرفا به این معناست که تقسیم کار در آن صورت گرفته است.

به عبارت دیگر، نیمکره راست مغز مردها با عملکردهای بینایی و فضایی سروکار دارد؛ فعالیت‌هایی نظیر کسب مهارت‌های فیزیکی، تطابق‌های چشمی و ماهیچه‌ای. در حالی که نیمکره چپ به مهارت‌های گفتاری و شناختی اختصاص یافته است؛ مهارت‌هایی نظیر بیان احساسات و درک مسائل، انتزاعی است. از طرفی، مغز زن‌ها «عمومی‌تر» است. به این معنا که هر دو نیمکره راست و چپ مغز زن‌ها با هم روی مشکلات کار کرده و هر دو عملکردهای مشابه دارند و تقسیم کار بین آنها صورت نگرفته است.درست به همین دلیل است که بعضی از مردم احساس می‌کنند مردها در مقایسه با زن‌ها از سرعت تصمیم‌گیری و قابلیت درک بیشتر برخوردار هستند. از جنبه دیگر اگر یکی از نیمکره‌های مغز زنی آسیب ببیند، نیمکره دیگر که قادر به کپی کردن تمامی قابلیت‌های نیمکره تخریب شده است، می‌تواند مسوولیت تمامی کارها و عملکردهای زندگی او را به عهده بگیرد؛ اما نظیر این حالت در خصوص مردان صادق نیست. چنانچه نیمکره چپ مغز مردی به واسطه سکته مغزی آسیب ببیند، این امکان وجود دارد که توانایی تکلم را از دست بدهد. چرا که نیمکره راست مغز آنان، تنها می‌تواند عملکردهای بینایی و فضایی را سازمان‌دهی کند. قابل ذکر است میزان سلول‌های مغز مردان 4 درصد بیشتر از زن‌هاست و مغز آنان 100 گرم سنگین‌تر است.

مقایسه اندازه مغز دوجنس‌

در سال 1861 محققی مغز 432 انسان را آزمایش کرد و دریافت که مغز مردها وزن متوسطی معادل 1325 گرم دارد، در حالی‌که وزن متوسط مغز زن‌ها برابر 1144 گرم است. یک مطالعه مربوط به سال 1992 روی 6325 پرسنل نظامی بیانگر آن است که مغز مردها حجم متوسطی برابر 1442 سانتی‌متر مکعب داشته، در حالی‌که حجم متوسط مغز زن‌ها 1332 سانتی‌متر مکعب است. البته ‌این اختلاف اگر با ابعاد اندازه‌گیری شده بدن چون ارتفاع و سطح بدن اصلاح شود؛ کاهش می یابد ولی همچنان باقی است.

در سال 2005 نیز گزارشی نشان می‌دهد که زنان در مقایسه با مردان دارای ماده سفید بیشتر و ماده خاکستری کمتری در نواحی مربوط به هوش در مغز هستند. نقشه‌برداری از مغز نشان داده که ماده خاکستری مربوط به هوش عمومی در مردان بیش از 6 برابر زنان است و در عوض مغز زنان دارای ماده سفیدی است که میزانش، نزدیک به 10 برابر مردان هستند. ماده خاکستری برای پردازش اطلاعات به‌کار می‌رود، در حالی‌که ماده سفید شامل ارتباطات بین مراکز پردازش می‌شود. این گزارش تاکید می‌کند سطح نواحی مرتبط با IQ نیز بین دو جنس متفاوت است. به‌طور خلاصه مردان و زنان به‌طور واضح دارای نتایج IQ مشابهی با نواحی مغز متفاوت هستند.

هر چند زنان ممکن است دارای مغز کوچک‌تری نسبت به مردان باشند، ولی دانسیته عصبی بیشتری در ناحیه قدامی مغز آنها نشان داده شده است که این دربرگیرنده اعمالی چون برنامه‌ریزی، قضاوت و زبان می‌شود، در حالی‌که مردان دارای حجم ماده خاکستری بیشتری در قسمت قدامی مغز هستند.

بالاترین ضریب هوشی، متعلق به یک زن‌

زمانی که در سال 1940 آزمون استنفورد بینت منتشر شد، آزمون‌های اولیه، متوسط IQ بالاتری را برای زنان نشان می‌دادند، بنابراین آزمون‌ها به‌گونه‌ای تنظیم شدند که نتایج مشابهی برای متوسط زنان و مردان نمایش دهند.

با این حال مطالعات انجام شده طی قرن بیستم نشان داد تفاوتی در هوش کلی بین دو جنس وجود ندارد. کما این‌که مطالعات نشان داد مردان به طور متوسط 4/8 امتیاز در IQ بالاتر و زنان به طور متوسط 5/7 امتیاز در حافظه بالاتر هستند.

جالب است این را بدانید که بالاترین ضریب هوشی که تا به حال در میان انسان‌ها ثابت شده، مربوط به یک زن نویسنده است.

دو نیمکره مغز انسان توسط یک تونل، به یکدیگر متصل می‌شوند. حجم ترافیک میان این دو نیمکره در مورد مردان به مراتب از زنان کمتر بوده و اساسا ارتباط میان این دو بخش مغز در میان زنان به همین دلیل تنگاتنگ‌تر از مردان است. به این ترتیب زنان اطلاعات محیطی را به مراتب آسان‌تر از مردان، گردآوری و تحلیل و پردازش می‌کنند. بدین علت زنان بهتر از مردان می‌توانند به چند کار در آن واحد بپردازند. درست برعکس ، مردان متمایلند کارها را به طور ردیف شده، پشت سرهم، آن هم دقیقا یکی پس از دیگری، انجام دهند. پیچیدگی پردازش موازی داده‌ها و اطلاعات در مغز زنان، آنها را به مراتب پیچیده‌تر می‌کند. این در حالی است که رفتار مردان ماشینی‌تر به نظر می‌رسد.

برای مردان تغییر سریع ، مشکل است

آیا تا به حال اندیشیده‌اید که چرا مردها در پایان روز به وقت بیشتری احتیاج دارند تا پس از کار به خود استراحت دهند؟ چنانچه مغز آنها به مدت 8 ساعت روی فعالیت‌های مغز راست تمرکز کرده باشد، اکثرشان براحتی قادر نخواهند بود به وضعیتی احساسی و ابرازگر برسند. این تفاوت‌ها، علت این که چرا مردها بسختی می‌توانند از تعقل و عقلانیت به یک باره به سمت احساسات و عواطف تغییر موضع بدهند را توضیح می‌دهد.

مغز یک مرد در مقایسه با مغز یک زن، مدت زمان بیشتری احتیاج دارد تا تغییر وضعیت بدهد. بنابراین هنگامی که خانم‌ها با همسرشان مشغول گفتگو درباره مسائل مادی و اقتصادی هستند یا درگیر مکالمه‌ای روشنفکرانه هستند و ناگهان بخواهند از احساساتشان صحبت کنند، احتمالا می‌بینند که همسرشان حوصله این کار را ندارد؛ زیرا به همان سرعت آنها نمی‌توانند از وضعیتی به وضعیت دیگر تغییر جهت بدهند.

مردان در ریاضیات قوی‌ترند

تحقیقات انجام شده تفاوت‌هایی را در توزیع مهارت‌های شناختی بین مرد و زن نشان می‌دهد. این تحقیقات بر پایه آزمایش‌هایی قابل شناخت است که به اشکال مختلف و شامل آزمون‌های کتبی مانندSAT هستند . این تحقیقات علاوه بر تفاوت در مهارت‌های خاص بر تفاوت در توانایی‌های شناخت عمومی که اغلب تحت عنوان میزان g شناخته می‌شود نیز تکیه دارد. آزمون‌های IQ که مخصوصا برای اندازه‌گیری توانایی شناختی طراحی شده است، معمولا توانایی‌های متعددی را مورد بررسی قرار داده و نمره‌های IQ به عنوان اندازه g به کار می‌رود.

همچنین آزمون SAT یک آزمون داوطلبانه و استانداردشده تلقی می‌شود که بین داوطلبان ورود به بسیاری از دانشگاه‌های امریکا برگزار می‌شود. این آزمون‌ها زیر نظر خدمات آزمایش تحصیلی انجام می‌شود و جنس آزمایش‌شدگان را نیز حفظ کرده و نتایج SAT براساس جنس منتشر می‌شود. در سال 2001، مردان در بخش شفاهی امتیاز 509 از 800 را آورده؛ در حالی که زنان امتیاز 502 از 800 را در این آزمون بدست آورده‌اند.

به هر حال اختلاف در بخش ریاضی کاملا مشخص‌تر و ثابت‌تر است. مردان 533 امتیاز و زنان 498 امتیاز کسب کرده‌اند. این اختلاف سال به سال بیشتر نمود پیدا می‌کند. در واقع بررسی ملی پیشرفت تحصیلی، که آزمون استاندارد دیگری در امریکاست، مردان را در ریاضیات کمی بالاتر از زنان می‌داند.

مطالعات محققان نشان می‌دهد، مردان 17 تا 18 ساله به طور متوسط 63/3 امتیاز IQ بالاتر از رقیب زن خود به دست آورده‌اند. آنها همچنین نوشته‌اند اختلاف g بین زنان و مردان در سراسر نتایج در هر تراز اجتماعی اقتصادی و در مجموعه‌های مختلف نژادی مشهود است.

مردها هم به اندازه زن‌ها پرحرفند

براساس یافته‌‌های جدید و برخلاف تحقیقات محققان در گذشته که می‌گفتند زن‌ها 3 برابر مردها حرف می‌زنند، مشخص شده است مردها به اندازه زن‌ها پرحرف هستند.

پژوهشگران با انجام تحقیقی دریافتند تعداد کلماتی که بین جنس مرد به کار می‌رود، تقریبا به اندازه جنس زن است و اختلاف در حد چند کلمه بیشتر نیست.

در همین زمینه کارشناسان روابط اجتماعی معتقدند درونگرایی و برونگرایی در پرحرفی و کم‌حرفی فرد موثر است. حتی جالب است بدانید در حالی که زن‌ها به طور میانگین روزی 16215 کلمه بر زبان می‌آورند، روزی 15669 کلمه از دهان مردان خارج می‌شود.

آیا رنگین‌پوستان کم‌هوشترند؟

گذشته از بحث‌ها بر سر تفاوت ضریب هوشی بین زن و مرد، جدال اندیشمندان و متخصصان از چند سال پیش بر تفاوت هوشی بین نژاد انسان‌ها متمرکز است.

حال سوالی که در اینجا مطرح است آن که تاثیر 2 عامل ژن و محیط زندگی روی ضریب هوشی چقدر است؟ فقط در صورتی می‌توان از اختلاف نژاد صحبت کرد که ژن‌ها را عامل اصلی هوش در نظر بگیریم؛ در حالی که بسیاری از محققان معتقدند محیط و ژن، هر کدام به نسبت 50 درصد روی هوش موثرند. بعلاوه یک دلیل اختلاف میان نژادها نوع تستی است که با آن مقدار ضریب هوشی تعیین می‌شود. کما این‌که اگر عامل فرهنگ از تست‌‌های هوشی حذف شود، اختلاف IQ بین نژادها از بین خواهد رفت.

در امریکا رنگین‌پوستان و سفیدپوستان در یکجا با هم زندگی می‌کنند؛ ولی در آنجا هم فرهنگ و هم محیط زندگی کاملا متفاوت است. سیاهان درآمد کمتری نسبت به سفیدپوستان دارند؛ در مدارس بدتر تحصیل می‌کنند و این موضوعات روی IQ سیاهان تاثیر منفی می‌گذارد.

مطالعات دیگر نشان می‌دهد سیاهان شمال امریکا دارای ضریب هوشی بالاتری از سیاهان ساکن جنوب کشور هستند، زیرا در جنوب نژادپرستی قوی‌تر است. مساله تفاوت هوش بین رنگین‌پوستان و سفیدپوستان تحت تاثیر ایده نژادپرستی قرار می‌گیرد. به علت ناشناخته‌‌های فراوان در این زمینه، در خصوص امکان اختلاف IQ باید خیلی با احتیاط برخورد کرد.

تفاوت میان هوش منطقی وهوش هیجانی

جالب است در اینجا به تفاوت هوش منطقی و عاطفی نیز اشاره کنیم. این دو هوش ضد یکدیگر نیستند؛ بلکه فقط با هم تفاوت دارند. هوش هیجانی توانایی ادراک دقیق و ارزیابی محسوب می‌شود.

روان شناسان با استفاده از معیاری که کاملا شبیه هوشیاری عاطفی است، به مقایسه افرادی که دارای بهره هوشی بالا و افرادی که دارای استعداد‌های عاطفی پرقدرتی هستند، پرداخته و تفاوت‌‌های آنها را مورد بررسی قرار داده است.

این مساله درخصوص زنان و مردان کمی تفاوت دارد. مردانی که دارای بهره هوشی بالایی هستند، از روی علایق و توانایی‌‌های گسترده عقلانی‌شان مورد شناسایی قرار می‌گیرند. برعکس مرد‌هایی که از نظر هوش عاطفی قوی هستند، از نظر اجتماعی ظرفیت چشمگیری برای تعهد نسبت به مردم یا اهداف خود و پذیرش مسوولیت دارند.

زن‌‌هایی که فقط از بهره هوشی بالا برخوردار هستند، در بیان موضوعات عقلانی ارزشمند و اندیشه‌‌های خود اعتماد به نفس کافی دارند. در عین حال زن‌‌هایی که از نظر هوش عاطفی قوی‌اند، احساسات خود را به طور مستقیم بیان می‌کنند و راجع به خود مثبت‌اندیش هستند. زندگی برای آنها معنا دارد و همچون مردان همنوع خود آدم‌‌هایی اجتماعی و گروه‌گرا هستند. همچنین آنها احساسات خود را به گونه‌ای مناسب ابراز می‌کنند و بخوبی از عهده فشار‌های روانی برمی‌آیند.

بنابراین اگرچه تفاوت های مغزی مشهودی بین دوجنس زن و مرد به اثبات رسیده اند اما براساس آنها نمی توان برای جنس خاصی برتری هوشی قائل شد. نویسنده : پونه شیرازی‌


 
comment نظرات ()
 
 
متورهای جت چگونه کار میکنند
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱
 

موتور جت یک موتور واکنشی است که سیال را بر اساس قانون سوم نیوتن با سرعت بالا به حرکت در می آورد. این تعریف کلی از موتورهای جت دربرگیرنده توربو جت ها، توربو فن ها و راکت هاست. به طور عمومی بیشتر موتورهای جت از نوع موتورهای احتراق درونی (internal combustion) هستند ولی انواع غیر درونی وجود دارد. در استفاده های عمومی لفظ "موتور جت" به یک توربین گازی که از داخل ........

.............................................

 

ادامه در ادامه مطلب.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
معرفی سیاره زمین
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱
 

زمین،زادگاه مهربان زندگی
 

امین حمزه ئیان/ ww.Nutshell.ir

زمین سیاره یی یکتاست؛ یکتا برای ما آدمیان. سیاره یی که گویی با رنگ های آبی و سفید تزیین شده است و همانند دیگر سیاره های منظومه شمسی حرکت های مخصوص به خود را دارد. تا به امروز یگانه جایگاهی که در کیهان یافته ایم که حیات روی آن وجود دارد، تنها سیاره ما، زمین است. زمین نه تنها خانه زیبای ما است بلکه این کره نه چندان بزرگ (که ما را همچون مادری مهربان در برگرفته است) زیستگاه هزاران هزار جاندار و گیاهی است که روی آن امکان حیات یافته اند. اما متاسفانه ما انسان ها با آلوده کردن زمین نه تنها بر این اقلیم تاثیرات منفی می گذاریم و با انتشار گاز دی اکسیدکربن و به وجود آمدن پدیده گلخانه یی (همانند آنچه بر سیاره زهره اتفاق می افتد) موجب گرم شدن زمین می شویم، بلکه با تولید بی رویه انرژی و دقت نکردن در مصرف منابع، آلودگی هایی همچون آلودگی نوری را تولید می کنیم، به طوری که دیگر حتی نمی توانیم طبیعت زیبای آسمان شب را همچون گذشتگان مان که در تابستان ها بر پشت بام ها می خوابیدند و خیره به ستاره ها و شهاب هایی که گاه به گاه ردی از نور را بر آسمان جای می گذاشتند، نظاره گر باشیم.

این انسان ها هستند که نه تنها با اعمال خود آزادی را از خویشتن می گیرند، بلکه موجب اسیر کردن تمام زمین در بندی سخت می شوند. اکنون با نگاهی نجومی به سیاره زمین و یادآوری یگانه بودنش شاید نیم نگاهی به کرده های خود اندازیم و اندکی بیشتر به این مادر مهربان توجه کنیم؛ زمینی که اگر نبود ما هم مطمئناً نبودیم.

اما مطالعه زمین در اخترشناسی چه اهمیتی دارد؟ همان طور که خورشید را در منظومه شمسی به عنوان مدلی از نزدیک ترین ستاره مورد بررسی قرار می دهیم، در اخترشناسی زمین را هم به عنوان سیاره یی که دارای جو، گرانش، میدان مغناطیسی، لایه های مختلف و عوارض گوناگون است، بررسی و تحلیل می کنیم. سیاره زمین از لحاظ موقعیتش در منظومه شمسی در بهترین جایگاه و در منطقه یی که ما آن را کمربند حیات می نامیم، قرار گرفته است. به این ترتیب دمایی متعادل دارد (میانگین 15 درجه سانتیگراد). اگر زمین به خورشید نزدیک تر بود، دمایی زیاد پیدا می کرد و حیات به شکل امروزی تشکیل نمی شد. همچنین اگر در موقعیتی دورتر از اکنون نسبت به خورشید بودیم، سیاره زمین از سرما همیشه یخبندان بود. وجود ماه (قمر زمین) هم موجب شده است در زمان پیدایش منظومه شمسی بسیاری از برخوردهای شدیدی که توسط اجرام سرگردان امکان اصابت با زمین را داشتند، با سطح این قمر برخورد کنند. همچنین وجود گرانش ماه و تاثیرات آن روی آب دریاها و اقیانوس ها موجب به وجود آمدن موقعیتی خاص در آغاز، برای تشکیل حیات روی زمین شده است.

زمین سومین سیاره منظومه شمسی است و از نظر ابعاد از عطارد، زهره و مریخ بزرگ تر است. گردش زمین به دور خورشید (حرکت انتقالی) موجب پدید آمدن یک سال و حرکت به دور خود (حرکت وضعی) موجب پدید آمدن روز و شب می شود. همچنین حرکت وضعی زمین موجب می شود خورشید و ستارگان در آسمان شب از شرق طلوع کرده و در غرب، غروب کنند. علاوه بر این دو حرکت، زمین همراه با خورشید با سرعت 250 کیلومتر در ثانیه در حال گردش به دور مرکز کهکشان راه شیری هستند و با این سرعت هر 220 میلیون سال یک بار منظومه شمسی یک گردش کامل به دور کهکشان می زند.

فاصله متوسط زمین از خورشید 150 میلیون کیلومتر است که این فاصله را یک واحد نجومی (AU) می نامیم. سرعت فرار از سطح زمین 18/11 کیلومتر در ثانیه است به این معنی که اگر جسمی بتواند با این سرعت از سطح پرتاب شود، دیگر به سطح زمین برنمی گردد و وارد فضا می شود.

زمین از سه بخش اصلی سنگ کره، آب کره و جو تشکیل شده است. حدود نیمی از جو در 10 کیلومتر اول از سطح موجود است. خود جو بیش از 400 کیلومتر از سطح زمین پراکنده شده است اما در چنین فاصله هایی جو بسیار رقیق و عموماً دارای مولکول های هیدروژن است. زمین با میانگین سرعت 30 کیلومتر در ثانیه در یک مدار بیضی شکل به دور خورشید می چرخد. محور زمین 5/23 درجه نسبت به صفحه مداری زمین به دور خورشید (دایره البروج) کجی دارد. همین وجود کجی موجب پدید آمدن فصل ها روی زمین می شود به طوری که زمانی که در نیمکره شمالی تابستان است در نیمکره جنوبی در فصل زمستان هستیم.

زمین همانند دیگر اجزای منظومه شمسی 6/4 میلیارد سال پیش از ابری گازی تشکیل شده است. در زمان های اولیه پیدایش، زمین سیاره یی بدون آب و با سطحی داغ و جوی گازی بوده است. بعدها مواد سنگین آهن و نیکل به سمت مرکز زمین رفتند و هسته را تشکیل دادند و سطح زمین سردتر شد. درون زمین به واسطه شرایط خاص عناصر و ترکیبات دیگر تولید شده و به سطح زمین آمدند که موجب تشکیل آب و بخشی جدید از جو شدند و با پیدایش موجودات میکروسکوپی و تک سلولی و در نهایت گیاهان و شروع تجزیه هوا، عنصر مهم اکسیژن را در جو تولید کردند.


 
comment نظرات ()
 
 
معرفی سیاره مریخ
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱
 

احتمالاً رصد هیچ سیاره یی تا به حال به اندازه مریخ جنجال برانگیز نبوده است. پنهان شدن عوارض سطحی بر اثر توفان های غباری سطح مریخ و نشانه های تغییر فصل روی آن و همچنین نمایان بودن بعضی از عوارض سطحی آن، موجب داستان پردازی های زیادی شده است. عده یی دیدن عوارض سطحی را از پشت تلسکوپ، نشان از کانال های آب روی سطح مریخ می دانستند و بیان می کردند که اینها رودخانه هایی هستند که مریخیان برای رفت و آمد و تجارت از آنها استفاده می کنند. مریخ مهم ترین سیاره یی است که انسان ها برای فرود روی آن می اندیشند و بررسی های زیادی را برای مساعد کردن شرایط سیاره مریخ به منظور ادامه زندگی انسان روی آن انجام می دهند. از این رو این سیاره بسیار مورد توجه است.
    
    آنچه بیشتر موجب نظریه پردازی هایی اینچنین شده است، شباهت مریخ در بعضی از جنبه ها به زمین و همچنین داشتن خاصیت هایی منحصر به فرد نسبت به دیگر سیاره های منظومه شمسی است. مریخ از لحاظ اندازه حدود یک دوم زمین است و کجی محورمداری این سیاره بسیار نزدیک به زمین و حدود 25 درجه است (انحراف زاویه مداری زمین 5/23 است). این کجی همان پدیده یی است که موجب به وجود آمدن فصل ها روی زمین و مریخ می شود. سیاره مریخ (بهرام یا مارس) در جایگاه چهارمین سیاره منظومه شمسی است و آخرین سیاره یی است که مانند زمین از جنس خاک و سنگ است. رصد مریخ از روی زمین و حتی با استفاده از تلسکوپ های نه چندان بزرگ آماتوری بسیار لذت بخش است و ما قادریم عوارض سطحی آن را به صورت منطقه هایی تیره تر نسبت به دیگر قسمت ها از پشت چشمی تلسکوپ ببینیم. مریخ سیاره یی است که بزرگ ترین کوه های آتشفشانی و همچنین عمیق ترین دره منظومه شمسی روی آن وجود دارد. مرتفع ترین کوه آتشفشانی منظومه شمسی المپوس نام دارد که در مریخ است و ارتفاعی معادل 27 کیلومتر و قطری به اندازه 600 کیلومتر دارد. دره یی عمیق و طویل در نزدیکی استوای مریخ از شرق به غرب سیاره کشیده شده است، نام این دره «مارینر» است و چهار هزار کیلومتر عرض دارد و در بعضی منطقه ها آنچنان عمیق است که اگر فرض کنیم کوه اورست را درون دره جای داده ایم، نوک قله به لبه های دره نمی رسد،
    
    مساله جالب دیگر که وجود دارد، شباهت در مدت شبانه روز زمین و مریخ است. زمین حدوداً هر 24 ساعت یک بار به دور خود می چرخد و مریخ تقریباً هر 24 ساعت و 40 دقیقه یک گردش کامل به دور محور طولی خود می زند اما به دلیل فاصله بیشتری که از خورشید دارد (حدود 5/1 برابر فاصله زمین از خورشید) هر 687 روز زمینی یک بار به دور خورشید زده و یک سال مریخی را تشکیل می دهد. سرعت گردش مریخ به دور خورشید حدود 24 کیلومتر بر ثانیه است یعنی شش کیلومتر بر ثانیه سرعتش از زمین کمتر است.
    
    بیشتر جو مریخ را دی اکسیدکربن تشکیل داده است اما به دلیل رقیق بودن جو و فاصله زیاد مریخ از خورشید، این سیاره نمی تواند با توجه به پدیده گلخانه یی، گرمای زیادی را در خود نگه دارد به صورتی که گاهی دما روی سطح مریخ حتی در روز که خورشید در آسمان است 30- درجه سانتیگراد است.
    
    مریخ دارای دو قمر بسیار کوچک نامنظم و سیب زمینی شکل به نام های فوبوس و دیموس است که این سیاره را دور می زنند. احتمالاً این دو قمر سیارک هایی سرگردان در منظومه شمسی بوده اند که به دام گرانش مریخ افتاده اند.
    
    وقتی که در آسمان شب زمین، مریخ را چه با تلسکوپ یا دوربین دوچشمی و چه با چشم غیرمسلح و بدون هیچ ابزار رصدی نگاه می کنیم، این سیاره را با رنگی مایل به قرمز در آسمان می بینیم. وجود این رنگ، همان دلیلی است که موجب شد رومیان باستان این جرم را مارس که خدای جنگ بود، نامگذاری کنند. اما رنگ متمایل به قرمز در مریخ به دلیل وجود آهن در خاکش است. اگر به عکس هایی که توسط سطح نشینانی که توانسته اند موفقیت آمیز بر سطح مریخ بنشینند نگاه کنیم، سیاره یی خشک، بدون هیچ نشانی از آب یا حیات را می بینیم: گویی در کویری بی آب و علف هستیم.
    
    خیلی از دانشمندان اعتقاد دارند روزی در مریخ حیات هرچند به صورت سلولی وجود داشته است یا حتی اکنون هم وجود دارد، اما تاکنون هیچ مدرک قطعی در این رابطه به دست نیاورده ایم. مساله یی که موجب قوی شدن نظریه حیات روی مریخ می شود، وجود آب است. در قطب های مریخ همانند زمین، آب های یخ زده زیادی وجود دارد که در فصل های گوناگون مریخ گسترش یا کاهش می یابند. احتمال می رود آب به صورت یخ زده زیر سطح مریخ وجود داشته باشد. در بخش هایی از مریخ مکان هایی همانند چشمه های خشک شده، نشانی از آبراهه ها و فرسایش های اینچنینی و گاه رسوباتی یافت شده است که نشان می دهد در گذشته احتمالاً در مریخ آب مایع به صورت جاری و فراوان وجود داشته است. اما بررسی های بیشتری باید توسط مدارگردها و سطح نشینان بر مریخ، این سیاره شگفت انگیز انجام شود تا به اطلاعات دقیق تر و گسترده تری دست پیدا کنیم.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه نادر شاه افشار
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

مختصری از زندگینامه نادر شاه افشار 

پادشاه دلاور و میهن پرست ایران

نادر شاه افشار از ایل افشار بود و از مشهورترین پادشاهان ایران بعد از اسلام می باشد ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها از اطراف بایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یک عده سوار با خود همراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی را خواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت ترکان عثمانی کردستانات ایران را اشغال کرده بودند . در نبرد صفویه و عثمانی هزاران سرباز ایرانی در جنگ پرافتخار چالدران بدلیل عدم وجود سلاحهای مدرن کشته شده بودند . چالدران از نبردهای بزرگ ایرانیان محسوب میشود که مردم بومی منطقه آذربایجان و کردستان و دیگر نقاط ایران تا آخرین قطره خون برای پاسداری از ایران در برابر سپاه متجاوز ترکان عثمانی به شهادت رسیده بودند . نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای ایرانی را  به خاک ایران برگرداند و انتقام چالدران را از ترکان متجاوز گرفت . سپس از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود . خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبر آوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ایران باقی بماند . سپس کمر بند پادشاهی ایران را در سن 48 سالگی بر کمرش بستند . او  سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان که جزو غارتگران بودند (حدودا 800 نفر ) و در قتل عام مردم ایران نقش اساسی داشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند 800 متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند . نادر شاه با مردانگی و دلاوری حکومت محمد گورکانی را به هندی ها بخشید و گفت ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر از او خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایران به کتاب نیازمندند سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است  محمد گورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایران در بانک مرکزی  است . نادر شاه بزرگ 12 سال سطنت نمود و ایران را باردگیر سرافراز در جهان سربلند و مقتدر نشان داد ولی متاسفانه در سال 1160 بوسیله عده ای از ترکان خائن  کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که  او از 15 سالگی تا 25 سالگی بهمراه مادرش در بردگی ازبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاه ازبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادیخواهی همپیمان شد. نادر مردی خستگی ناپذیر , دلاور , میهن دوست , مبارز , ضد استعمار و بزرگ منش بود . آرامگاه وی در مشهد است و با همت رضا شاه بزرگ ساخته شد . در همین مکان آرامگاه بزرگ مردی دیگر کنل محمد تقی خان پسیان نیز است . دلاور بزرگ ایران از آذربایجان . در ساخت این بنای سترگ و  جاوید استادان و فرهیختگانی همچون : استاد ابوالحسن صدیق ( طراح تندیس سنگی نادر ) حسین علاء , سید حسن تقی زاده , ابراهیم حکیمی , علی هیبت , علی اصغر حکمت , سپهبد امان الله جهانبانی , دکتر عیسی صدیق , سپهبد فرج الله آق اولی , سرلگشر محمد حسین فیروز , دکتر رضا زاده شفق , دکتر محمود مهران , اللهیار صالح , دکتر غلامحسین صدیقی , مهندس محسن فروغی , سید محمد تقی مصطفوی , در کل وزارت جنگ , وزارات دارائی , وزارت فرهنگ , کمکهای مردمی و دولت شاهنشاهی از مهم ترین عوامل ساخت این مجوعه سترگ و به یاد ماندنی است . در زیر نقشه ایران در زمان نادر شاه افشار نشان داده شده است ( اصل نقشه در موزه نادرشاه موجود است ) . بزرگ مردی که کشور ایران را دگر بار به صورت متحد و بزرگ گردآوری کرد . نادر اقوام ایرانی را متحد و منسجم در زیر پرچم ایران درآورد و باردگیر ایران قدرتمندترین کشور آسیا گشت . شهرهای ایرانی در دوره نادر به شرح زیر بودند : جمهوری آران یا آذربایجان , ترکمنستان , افغانستان , بلوچستان ( پاکستان ) , گرجستان , داغستان , ارمنستان , بحرین , قطر , کشمیر و . . .

 

 

 

 

 

 

 در اینجا گزیده ای از سخنان نادر شاه افشار پادشاه ایران زمین را تقدیم می کنیم :

نادر شاه افشار : باید راهی جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم . من همیشه به دنبال نوری بودم , نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار بیگانگان قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو می توانی این تنها نیروی است که از اعماق وجودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود  که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ .

نادر به سفیر روسیه دستور داد که شهرهای دربند , باکو , شروان , اران , ایروان , رشت , گیلان و همه مناطق قفقاز را که پطر کبیر به تصرف خود در آورده است و همچنین تاتارهای کوهستانی داغستان را که به زیر سلطه خود در آورده بود را به ایران بازگردانند . نادر با غرور تمام اظهار داشت اگر روسها از مرزهای ما عقب نشینی نکنند خود جارویی به دست میگیرد و همه آنها را از آن مناطق بیرون خواهد ریخت . زندگی نادرشاه - تالیف جونس هنوی , ترجمه اسماعیل دولتشاهی . صفحه 147

نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .

نادرشاه در هنگام اقامت خود در قزوین سوگند یاد کرد که بر طبق قوانین گذشتگان سلطنت کند و ایرانیان را از تجاوزات دشمنان محفوظ دارد . زندگی نادرشاه - تالیف جونس هنوی , ترجمه اسماعیل دولتشاهی . صفحه 163

نادر شاه افشار : سکوت شمشیری بوده است که من همیشه از آن بهره جسته ام .

 

نادر شاه افشار : تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری  ابدی برای  کشورم کسب کنم .

 

نادر شاه افشار : از دشمن بزرگ نباید ترسید اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت . جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است.

نادر در مراسمهای مذهبی مردم اینگونه سخن میگفت : ای مردم چرا به جای یاری خواستن از امام علی از خداوند یاری نمی گیرید ؟ زندگی نادرشاه - تالیف جونس هنوی , ترجمه اسماعیل دولتشاهی . صفحه 263

نادر شاه افشار : اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید .

نادر شاه افشار : خردمندان و دانشمندان  سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود .

در جنگهای نادر شاه افشار با امپراتوری عثمانی , ترکان به محض آنکه با سپاه نادر وارد نبرد می شدند شجاعت و دلیری خود را از دست می دادند . زندگی نادرشاه - تالیف جونس هنوی , ترجمه اسماعیل دولتشاهی . صفحه 306

نادر شاه افشار : وقتی پا در رکاب اسب می نهی , بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادیشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند . آنان خواهند آموخت آزادیشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند .

نادر تصمیمی اتخاذ کرد که از این پس ایرانیان آزاد خواهند بود بودن مانع به زیارت مکه معظمه بروند و از سایر اماکن مذهبی در کشورهای عربی بازدید کنند و هیچ مالیات و گمرکی پرداخت نکنند .

زندگی نادرشاه - تالیف جونس هنوی , ترجمه اسماعیل دولتشاهی . صفحه 166

نادر شاه افشار : هر سربازی  که بر زمین می افتد و روح اش به آسمان پر می کشد نادر می میرد و به گور سیاه می رود نادر به آسمان نمی رود نادر آسمان را برای سربازانش می خواهد و خود بدبختی و سیاهی را ، او همه این فشارها را برای ظهور ایران بزرگ به جان می خرد پیشرفت و اقتدار ایران  تنها عاملی است که فریاد حمله را از گلوی غمگینم بدر می آورد و مرا بی مهابا به قلب سپاه دشمن می راند …

نادر به آیندگان چنین سفارش کرد : در مورد انتخاب بزرگان کشور دقت کنید و کسانی را که نیرنگ کار , جاه طلب و خودخواه هستند به حضورتان راه ندهید .

زندگی نادرشاه - تالیف جونس هنوی , ترجمه اسماعیل دولتشاهی . صفحه 238

نادر شاه افشار : شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است .

نادر شاه افشار : فتح هند افتخاری نبود برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود .

نادر پس از پس گیری بلوچستان پاکستان و افغانستان و سمرقند و بخارا و خوارزم در ازبکستان و ترکمنستان امروزی به مقامات ترکان عثمانی نامه نوشت و درخواست شهرهای به تصرف در آمده ایرانیان را کرد و اصرار ورزید ایران بایستی به مرزهای صفویه باز گردد .

زندگی نادرشاه - تالیف جونس هنوی , ترجمه اسماعیل دولتشاهی . صفحه 261

نادر شاه افشار : کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است .

نادر علمای دینی را در قزوین گردهم آورد و در مورد سهم اوقاف که مردم به آنان پرداخت میکنند چنین گفت : این مبالغ که شما از مردم دریافت میکنید صرف چه می شود ؟ علما پاسخ دادند صرف مسجد سازی و مدرسه سازی و هزینه زندگی علما . نادر گفت : مسلم است که شما در انجام وظایف خود قصور کرده اید و خداوند از کار شما راضی نیست . نزدیک پنجاه سال مملکت ما در فقر و انحطاط بود تا آنکه در نهایت سربازان نادر با جانبازی ها و فداکاری های خود در راه دفاع از ایران و افتخار این سرزمین کوشش کردند و توانستند اوضاع کشور را به حال اول بازگردانند . این سربازان علمایی هستند که باید هزینه اوقات به آنان داده شود و آنها شایسته قدردانی هستند .

زندگی نادرشاه - تالیف جونس هنوی , ترجمه اسماعیل دولتشاهی . صفحه 160

نادر شاه افشار : هنگامی که برخواستم از ایران ویرانه ای ساخته بودند و از مردم کشورم بردگانی زبون ، سپاه من نشان بزرگی و رشادت ایرانیان در طول تاریخ بوده است سپاهی که تنها به دنبال حفظ  کشور و امنیت آن است .

 

نادر از دید ظاهر و اندام چنین بود : مویش سیاه , چشمانش درشت و نافذ , پیشانیش بلند , صورتش گندمگون , بدنش نیرومند و قدش در حدود شش پا , شانه هایش جلو آمده بود و صورتش هنگامیکه وی لب به سخن می گشود هیبتی خاص داشت . صدای او چنان قوی و طنین افکن بود که از مسافتهای دور شنیده می شد . تاثیر همین صدای قویش در نبردها بسیار زیاد بود . قوه حافظه او و همچنین وقوف او به احوال و اخلاق ملت ایران شگفت انگیز بود . وی نام بسیاری از سرداران را به خوبی به حافظه داشت و در جنگها نام کوچک افراد را به خوبی صدا میکرد . غذای نادر بسیار ساده بود . اغلب به مقداری نخود برشته که مانند رعیای ایرانی در جیب داشتند اکتفا میکرد . لباسش معمولی بود و اینگونه دیده می شد که وی به اندیشه و تفکر بیشتر از ظاهر و تجمل اهمیت میداد . نادر از نعمت سلامت برخوردار بود و به سختی کشیدن در زندگی عادت داشت و به ندرت کسی دیده شده بود بیشتر از وی کار کند . از این روی جسور و بی باک شده بود . در جنگها خود همیشه جلوتر از سپاه و سربازان عادی حرکت میکرد تا به سپاه خود نیرو دهد . قوه تصمیم گیری وی به حدی زیاد بود که هیچ شخصی به این سرعت قادر به اتخاذ تصمیم و اجرای آن نبود .

زندگی نادرشاه - تالیف جونس هنوی , ترجمه اسماعیل دولتشاهی . صفحه 336

نادر شاه افشار : لحظه پیروزی برای من از آن جهت شیرین است که پیران ، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببینم .

نادر شاه افشار : برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم .

نادر در روی سکه هایش چنین حک کرده بود :

سکه بر زر کرد نام سلطنت را در جهان                         نادر ایران زمین و خسرو گیتی ستان

و بر مهر سلطنتیش چنین :

نگین دولت و دین رفته بود چون از جا                           به نام نادر ایران قرار داد خدا

 

 

 

 

زندگی نادرشاه - تالیف جونس هنوی , ترجمه اسماعیل دولتشاهی . صفحه 160

نادر شاه افشار : گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند .

نامه نادر به والی عراق : پاشای بغداد بداند که زیارت عتبات عالیات در عراق حق مسلم ماست و ما استرداد اسیران ایرانی را که در جنگ به اسارت شما در آمده اند را خواهانیم . از آنجا که خون هم میهنان ما هنوز خشک نشده است باید از شما انتقام بگیریم و از خون اتباع شما به همان اندازه که خون ایرانیان را ریخته اید بریزیم . از این جهت این نامه را ارسال میکنیم تا بدانید که ما ناگهانی و غیر انسانی به شما حمله نخواهیم کرد .

زندگی نادرشاه - تالیف جونس هنوی , ترجمه اسماعیل دولتشاهی . صفحه 96

 

نادر شاه افشار :کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده  و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم  .

دیدگاه طهماسبقلی خان درباره نادر : من اینگونه میپندارم که نادردر نتیجه غلبه بر ترکان عثمانی در اندیشه این است که روزی دو کشور ایران و ترکیه عثمانی را به صورت مملکتی واحد در آورد .


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه کریم خان زند
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

کریم خان سیاست داخلی

 کریم خان در آغاز سرباز سپاه نادرشاه افشار بود و پس از مرگ او به ایلش پیوست و کم کم با سود بردن از جو به هم ریخته پس از مرگ نادر نیرویی به هم زد و چندی پستر با دو خان بختیاری به نامهای ابوالفتح خان و علیمردان خان ائتلافی را فراهم ساخت و کسی را که از سوی مادری از خاندان صفوی می‌‌دانستند به نام ابوتراب میرزا را به شاهی برداشتند.در این اتحاد علیمردان خان نای السلطنه بود و ابوالفتح خان حاکم اصفهان و کریم خان نیز سردسته سپاه بود. اما چندی که گذشت علیمردان خان ابوالفتح خان را کشت و بر دیگر همراهش کریم خان هم شورید ولی سرانجام پیروزی با کریم خان بود.چندی هم با محمد حسن خان قاجار دیگر داودار پادشاهی ایران درگیر بود که سرانجام سربازانش محمد حسن خان را در حالی که رو به گریز بود کشتند.او بازمانده افغانهای شورشی را نیز یا تار و مار کرد و یا آرام نمود.سر انجام با لقب وکیل الرعایا به فرمانروایی بخش بزرگی از ایران به جز خراسان که آن را به احترام نادرشاه آن را در دست نوه او شاهرخ میرزا باقی گذاشت.

کریم خان لری بی سواد اما هوشمند و با تدبیر بود و به آرامش و رفاه مردم اهمیت می‌‌داد و به دانشمندان ارج میگذاشت. وی کارخانه‌های چینی سازی و شیشه گری در ایران احداث کرد. صنایع و بازرگانی در دوره وی رونق فراوان یافت.

جنگ خارجی

تنها کشورگشایی دوران فرمانرواییش گشودن شهر بصره و ستاندن این شهر از عثمانیان بود که البته آن هم رویه بازرگانی و اقتصادی داشت. در زمان او بندر بوشهر مرکز تجارت و داد و ستد شد. کریم خان از انگلیسی‌ها دل خوشی نداشت و همیشه میگفت که انگلیسی‌ها می‌‌خواهند ایران را مانند هند کنند بنابراین با دیگر کشورهای اروپایی نظیر فرانسه و هلند به امور بازرگانی می‌‌پرداخت. با این همه انگلیسی‌ها از هر دری که رانده می‌‌شدند از در دیگری می‌‌آمدند. دوران پادشاهی کریم خان آغاز دوران استعمار کشورهای آسیا و افریقا بود و برخی کشورهای اروپایی نظیر انگلستان و فرانسه تلاش بسیاری برای جلب توجه کریم و غارت ثروت‌های ملی ایران به کار بردند و حتی موفق شدند با رشوه کریم خان و اطرافیان او را بفریبند.(منبع: جامعه‌شناسی نخبه کشیاثر علی رضا قلی والا)

سرکوبی شورش ها

در زمان کریم خان چند آشوب کوچک از جمله طغیان میرمهنا دزد دریایی معروف خلیج فارس و شورش حسینقلی خان جهانسوز بود تنها شورش‌های داخلی بشمار می‌رود و لذا دوران پادشاهی کریم خان دوره‌ای از آرامش برای ایران محسوب می‌گردد.

پای تخت کریم خانی

او شهر شیراز را پایتخت خود ساخت و سازه‌های بسیاری از خود در این شهر به یادگار گذاشت که از آن می‌‌توان به حمام وکیل،بازار وکیل و... نام برد. کریم خان پادشاهی سلیم النفس و عادل بود و در باره عدالت او داستان‌ها گفته شده است. هرچند که در مواردی از وی تندخویی و حیله گری نیز دیده شده است اما در کل وی شاهی پاکدل و انسانی درست کار بود که در تاریخ از وی به نیکی یاد می‌شود.

مرگ کریم خان و نسل او

کریم خان در ۱۱۹۳ هجری قمری درگذشت. فرزندان او هفت تن بودند.چهار پسر و سه دختر. پس از مرگش بزرگ‌ترین پسرش ابوالفتح خان به فرمانروایی رسید.

پایه گذار دودمان زند، کریم خان فرزند ایناق خان، ریئس ایل زند بود که در روستای پری از بخشهای ملایر زندگی می کردند و به گویش لری سخن می گفتند، در میان فرزندان ایناق خان، کریم خان، مردی شمشیر زن، دلیر، خردمند و دانا شناخته شده بود و او را «توشمال» به معنی بزرگتر و کدخدا می نامیدند. در دوران صفویه و افشار ایل زند گاه به عثمانیها و زمانی به افغانها می تاختند و دارائی آنها را به یغما می بردند و با این کار بر آن بودند که دشمنان را از ایران برهانند. آنان با ترفند های سیاسی ویژه که آمیخته با ساده دلی و پاکی بود.

. همسایگان که چشم به خاک ایران داشتند از کشور رانده و هرگز فرمانبردار آنها نشدند. در این راستا دکتر نوائی می نویسد:

« این طایفه به هیچ قدرتی سر فرود نیاورد، نه خراجگزار افاغنه شد، ، نه خدمتگزار عثمانیان، بلکه با روش جنگ و گریز به اصطلاح آن زمان «قزاقی» دائماً مزاحم اردوی عثمانیها بودند.»1

در زمان نادر شاه، این ایل به خراسان کوچ داده شد و در «دره گز» جایگزین شدند.نادر تنی چند از دلاوران ایل که کریم خان یکی از آنها بود به سپاهیان خود افزود. کریم خان از خود دلیری و دلاوری نشان داد تا آنجا که به سرداری سپاه ابراهیم خان برادر زاده نادر برگزیده شد. پس از کشته شدن نادر، برگ نوینی در تاریخ زندگی ایل زند باز شد و آنها از تبعید گاه خود به دیار کهن «پری» بازگشتند.

کریم خان پس از جنگ و ستیز با رقیبان خود که بیشتر از سران بختیاری بودند، در سال 1179 هجری برابر با 1759 پس از زایش مسیح، وارد شیراز شد، آنجا را پایتخت قرار داد و به شاهی رسید. او تا پایان زندگیش هرگز پانیام شاه و سلطان را نپذیرفت و خود را وکیل الرعایا خواند زیرا به این باور بود که وکیل مردم ایران است.« به راستی عنوان جالبی بود. نه پیش از او کسی از این عنوان پرشکوه استفاده کرده بود نه پس از او. پس پاسخ را در شخصیت و مشرب خود او باید جستجو کرد. این عنوانی بود که او از سر عقل و درایت به آن قناعت ورزیده بود.»2

ساختار فرمانروائی کریم خان پس از ساسانیان و دستیابی عرب به ایران بنیانی ایرانی نژاد داشت. پس از فروپاشی آل بویه آنانکه در خاک ایران حکمرانی کردند، یا ترک و یا مغول بودند. او نخستین ایرانی پس از ترک و مغول بو دکه در سراسر ایران فرمانروائی کرد. خان پاک دل و بی پیرایه زند، امانه بی سیاست و ناتوان در کشور داری، توانست آرامشی را که زمانها مردم ایران آرزومند آن بودند، برایشان ارمغان آورد. مردم توانستند پس از مدتها جنگ و تنگدستی و بیماری که در دوران نادر و جانشینان او ایران را فرا گرفته بود، در آسایش، با نشاط و شادی زندگی کنند. کریم خان 14 سال پایان عمر را چنان پی ریزی کرد که خود و مردم ایران آسوده و شاد بودند.

در ایامش ایران طرب خانه بود

ز عهدش غم غصه بیگانه بود


 
comment نظرات ()
 
 
معرفی شهرستان هرسین
نویسنده : ادمین - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

شهرستان هرسین

شهرستان هرسین در 45 کیلو متری جنوب شرقی استان کرمانشاه واقع شده که از جنوب به شهرستان دلفان استان لرستان ، از شمال به شهرستان صحنه ، از غرب به شهرستان کرمانشاه و از شرق به نهاوند محدود می شود .

شهرستان هرسین از دو بخش مرکزی و بیستون و چهار دهستان تشکیل شده است .

وضعیت جغرافیایی :

هرسین منطقه کوهستانی است که ارتفاعات موجود این شهرستان را محصور کرده و بیشتر در جهت شمال غربی و جنوب شرقی امتداد یافته اند و متعلق به دوران زمین شناسی هستند . دامنه های کم شیب ، دره های عریض ، جلگه های آبرفتی و سرابها از مهمترین ویژگیهای طبیعی سرزمین هرسین به شمار می رود .

پیشینه تاریخی :

هرسین سرزمینی باستانی و کهن است و آثاری نظیر تپه چیا خزینه ( گنج دره ) در روستای قیسوند ، کتیبة بیستون ، گور دخمه های اسحاقوند ، آثار به جای مانده از دوره ساسانیان در مرکز شهر هرسین آثار بازمانده از قلعه باستان در روستای سرماج و ... از این دیار چهره ای تاریخی را ترسیم کرده است .

صنعت و کشاورزی( اقتصادی ) :

وجود دو راهة نور آباد به هرسین و برقراری ارتباط عمده استانهائی از کشور در آینده در این مسیر و نیز بزرگراه کربلا در محور بیستون افزون بر تأثیرات مثبت اقتصادی و انتقال فرهنگی ، شهرستان هرسین را در موقعیت برتر و استراتژیکی قرارداده و می دهد که بزرگترین دستاورد راهها امتیازات برجسته ای است کـه می تواند هرسین را درجایگاه ویژه ای قرار دهد ، اراضی مستعد کشاورزی علی الخصوص زمینهای بخش بیستون ( دشت چمچمال ) و به نتیجه رسیدن پروژه های آب و خاک چمچمال در آینده و ارتباط آن در امر کشاورزی آن منطقه و تحولاتی که ایجاد خواهد نمود ، بهره برداری ازمنابع آب رودخانه های دینور آب و گاماسیاب و سرابها و برنامه ریزی مطلوب برای استفاده بهینه از آب این سرابها و رودخانه ها برای امر کشاورزی ، بازدید جهانگردان و ساماندهی بهتر صنعت توریسم و نیز رونق صنایع دستی بویژه گلیم هرسین که می تواند از آثار زیبای هنری مردم دیار هرسین باشد ، از مراکز مهم اقتصادی و نیز از قابلیتها ، استعداد ها و ظرفیتها و نقاط قوت شهرستان هرسین به حساب می آیند. ،که علاوه بر اینکه از این منابع درحال حاضر بهره برداری می شود لذا به نظر میرسدبخشهائی از قابلیتهای نهفته در خود دارند که باید با برنامه ریزی اصولی و علمی به فعلیت رسیدن آنها را شناسائی و مورد توجه قرار داد .

مذهبی و فرهنگی :

فرهنگ مردم هرسین متأثر از دین و آئین اسلام ( شیعه ) است ودر کنار آن آثاری از پیشینه قوم ایرانـی و مـواریث و مفاخــر خود در زندگی خانوادگی و اجتماعی دارند که بر اساس این دو کانون ( دین و سنت قومی تاریخی ) در حال زیستن استساکنان شهرستان هرسین با زبان کردی به لهجه لکی صحبت می کنند و بر اساس سرشماری سال 1375 دارای 98019 نفر جمعیت می باشد که 4/6% جمعیت استان را به خود اختصاص داده است که ازاین تعداد 36/57% در نقاط شهری ( شهر هرسین و شهر بیستون ) و 64/42% در مناطق روستائی استقرار پیدا کرده اند .

اسلاف و نیاکان مردمان این دیار در ادوار مختلف تاریخی و فراز و نشیبهای دوران گذشته ، به ویژه دوران اخیر برای کسب حریت و آزادگی و نیزامنیت ملی و تمامیت ارضی ،کارنامه ای درخشان را از خود در کتاب تاریخ ملت ایران به ثبت رسانده اند و در ادامه این مبارزات مردم هرسین در کنار ملت ادیب و تمدن ساز ایران در پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) برای استقلال، آزادی ، استقرار یک نظام سیاسی مبتنی بر جمهوریت و اسلامیت ، نقش چشمگیری از خود شان و در دوره مبارزه برای دفع تجاوز رژیم عراق درهشت سال جنگ تحمیلی بر کشور ایران مشارکت قابل ملاحظه و فعالی داشته اند که در این راستاجوانانی رادر دفاع از کشور و جمهوری اسلامی تقدیم نموده اند


 
comment نظرات ()
 
 
معرفی شهرستان گیلانغرب
نویسنده : ادمین - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

 

شهرستان گیلانغرب

الف – بخش اقتصادی

شهرستان گیلانغرب از توابع استان کرمانشاه با وسعت 2367 کیلو متر و با جمعیت 70 هزار نفر که حدودآً 20 هزار نفر آن در شهر و بقیه در روستا و مناطق عشایر نشین سکونت دارد ، دارای دو بخش مرکزی و گواور در شهر گیلانغرب و سرمست و باتعداد 203 روستا یکی از شهرستانهای استان کرمانشاه محسوب که در غرب استان کرمانشاه واقع شده است و نیز دارای مقدار 39339 هکتار زمین مزروعی که شامل 32939 هکتار دیم و 6400 هکتار آبی و 420 هکتار باغات و 216000 هکتار مراتع می باشد که این یکی از قطبهای اقتصادی بویژه در بخش کشاورزی محسوب می شود این شهرستان دارای آب و هوایی معتدل بوده و به علت تنوع آب و هوایی در فصول سال دارای خاک حاصلخیز و هوای خوب و آب فراوان می باشدو محصولات عمده کشاورزی آن عبارتند از گندم ، ذرت ، جو- نخود ، چغندر قند،آفتابگردان و صیفی کاری است . در بخش دام به علت وجود مراتع غنی و فرهنگ عشایری، منطقه بصورت سنتی بیش از 450 هزار رأس دام داراست که بخش عمده ای از فراورده های دامی استان در کشور را تأمین می نماید که علاوه بر این دارای معادن غنی گچ و زغال سنگ و غیره ... می باشد.

ب - بخش هنری : گیلانغرب در بخش هنری دارای انجمن های فعال ادبی نظیر شعر و خوش نویسی است.

پ - بخش صنایع دستی و روستایی نظیر گلیم و قالی فعال است .

ت - بخش صنایع تاریخی : گیلانغرب از نظر تاریخی در جنگ دوم جهانی توسط ارتش انگلیس بصورت موقت اشغال گردید و همچنین دارای ابنیه تاریخی نظیر تپه قلعه در مرکز شهر و دخمه فرهاد در دیره قلعه مهر نگار در ویژنان می باشد.

ث - بخش فرهنگی - مردم گیلانغرب دارای دین اسلام و مذهب شیعه شامل 90% مسلمان و شیعه و 10% فرقه اهل حق است و به زبان کردی کرمانشاهی تکلم می نمایند. جو حاکم در منطقه فرهنگ قبیله ای و ( روابط چهره به چهره ) می باشد و دارای آداب و سنن سنتی بویژه مهمان نوازی از جمله ویژگیهای ممتاز مردمان این شهرستان است .

بخش سیاسی : گیلانغرب در حال حاضر از نظر سیاسی دارای سه تشکل سیاسی شامل انجمن اسلامی معلمان ، جبهه مشارکت ،جامعه اسلامی فرهنگیان ،انجمن اسلامی کارمندان است .

بخش استراتژیک – گیلانغرب فاقد نقطه صفر مرزی است. در ایام جنگ تحمیلی توان تشکیل یک تیپ مستقل تحت عنوان تیپ حضرت مسلم ابن عقیل را داشته است . از ویژگیهای عمده استراتژیکی داشتن کوهستانهای سخت و صعب العبور می باشد . نقاط منتهی به مرزی از طریق سومار و نفت شهر انجام می پذیرد که در سر راه عتبات عالیات قرار دارد .

بخش جهانگردی : با توجه به وجود سد مخزنی کله شک ،دریاچه سراب ،سد زاگرس و رودخانه گلین چشم انداز آتیه آن یکی از شهرهای توریستی استان تلقی خواهد شد .

نقاط قوت : زمین های حاصلخیز ، تنوع آب و هوایی ، آب فراوان بعلت وجود سدها و چشمه ها مردان سخت کوش ، مسیر عتبات عالیات و چشم انداز آینده توریستی آن قابلیت آبی کردن زمینهای دیم و احیاء مراتع وتوسعه باغداری و مرکبات ایجاد صنایع تبدیلی گچ و زغال سنگ با توجه به وجود منابع غنی از ویژگیهای مهم این شهرستان بشمار می آید


 
comment نظرات ()
 
 
معرفی شهرستان کنگاور
نویسنده : ادمین - ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

شهرستان کنگاور

شهرستان کنگاور با وسعتی حدود 845 کیلو متر مربع و 68650 نفر جمعیت و با ارتفاع 1467 متر از سطح دریا در 85 کیلومتری مرکز استان و شمال شرقی استان کرمانشاه واقع است که دارای یک بخش مرکزی و 5 دهستان گودین ، فش، قزوینه ، کرماجان و خزل غربی است . این شهرستان به دلیل ویژگیهای متعدد از جمله تدین و عرف مذهبی اهالی ، واقع بودن در مسیر عتبات عالیات ، همجوار بودن با استانهای همدان و لرستان ووجود آب کافی و خاک حاصلخیز و نیز جاذبه های گردشگری از اهمیت خاصی برخوردار است که در ذیل به شمه ای از این ویژگیها اشاره می شود:

مذهبی و فرهنگی :

مردم کنگاور از نژاد سفید و شبه هند و اروپایی که مرکب از اقوام کرد ، لر و ترک می باشند.تشکیل شده است 92 در صد جمعیت این شهرستان شیعه اثنی عشری است ووجود بزرگانی نظیر مرحوم حاج آقا محمد عراقی معروف به حاج آقا بزرگ امام جمعه فقید شهر و نماینده شهرستان در مجلس شورای اسلامی ، تقدیم چهار شهید در بحبوحه پیروزی انقلاب ، تقدیم بیش از 400 شهید، 1031 جانبار ، 82 آزاده و 28 مفقود الاثر در جریان دفاع مقدس و حضور بیش از 13000 رزمنده بسیجی در جبهه های نبرد حق علیه باطل ، مشارکت فعال در امر بازسازی مناطق جنگزده و استمرار تعهد و حمایت آنان از آرمانهای انقلاب و امام (ره) و رهبری مقام معظم رهبری از جمله اسناد افتخار آمیز مردم این دیار بشمار می رود .

پیشینه تاریخی :

وجود مرقد شریف امام زاده ابراهیم (ع) ، امام زاده سید جمال الدین بن جعفر صادق (ع) و امام زاده باقر (ع) تعدد آثار تاریخی و باستانی از جمله تپه گودین با قدمت 8000 سال و معبد آناهیتا با قدمت 2500 سال و همینطور بازار قدیمی شهر و د ه ها جاذبه و اثر دیگر از مصادیق مکانت خاص کنگاور محسوب می شود.

شایان ذکر است قالی بافی و هنــرهای تجسمی کــه درموارد افراد با تحصیلات عالیه آنرا استمرار می بخشند بسیارجالب توجه می باشند .

آب و هوا:

این شهرستان دارای آب و هوای معتدل کوهستانی و در اقلیم خشک گرم  قرار دارد .

صنعت و تولید ( اقتصادی ) :

این شهرستاناقلیم خشک گرم واقع بوده و با وجود 40000هکتار اراضی کشاورزی حاصلخیز ووجود منابع کافی آب ، قطب کشاورزی استان در زمینه های مختلف خصوصاً گندم، چغندر و باغات مثمر محسوب و همچنین با توجه به وجود 38052 هکتار مراتع از نظر پرورش دام از قابلیت ویژه ای برخوردار است، بطوریکه هم اکنون بیش از هفتاد هزار راس دام توسط عشایر بومی دراین شهرستان تعلیف می گردد. مزید بر موارد فوق ، این شهرستان دارای بستری مناسب برای فعالیتهای صنعتی است بطوریکه 72 واحد صنعتی تحت پوشش صنایع و معادن و 200 واحد تولیدی تحت پوشش کشاورزی در حال بهره برداری یادردست احداث و تأسیس می باشد.

وضعیت سیاسی:

 مردم این خطه از شعور سیاسی بالایی برخوردارند و در صحنه های انقلاب ، دفاع مقدس و بلوغ ونبوغ سیاسی خودرا به نحو شایان توجهی به منصه ظهور رسانده اند که نمونه روشن این مهم شرکت فعال آنان در 23 انتخابات گذشته بوده است ، ضمناً هم اکنون نیز فعالان سیاسی که عمدتاً نیروهای ارزشی می باشند بدون ایجاد چالش و ضمن رعایت مصالح کلی نظام در راستای توسعه سیاسی فعالیت می نمایند .

نکته :

همانطور یکه اشاره شد شهرستان کنگاور قطب کشاورزی استان بوده و احداث سدهای کبوتر لانه و کرماجان در آینده با تحت پوشش قرار دادن حدود 15 هزار هکتار از اراضی کشاورزی تحول شگرفی از نظر اقتصادی ایجاد خواهد نمود، همچنین واحد گاوداری 3000 رأسی شیری با تولید روزانه 35 الی 40 تن که مدرن ترین گاوداری صنعتی کشور و دارای سیستم شیردوشی کامپیوتر ی منحصر به فرد در خاورمیانه خواهد بود و نیز قابلیت احداث کارخانه قند که تحت پیگیری می باشد، از جمله ظرفیت ها ونقاط قوت شهرستان محسوب میشود، مهمتر از همه موارد قرار گرفتن شهرستان در مسیر بزرگراه کربلا می باشد که کنگاور با این موقعیت استراتژیک چشم اندازی مهمتر از وضع موجود پیش روی خواهد داشت


 
comment نظرات ()
 
 
معرفی شهرستان قصر شیرین
نویسنده : ادمین - ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

شهرستان قصر شیرین

ویژگیهای قصر شیرین :

اقتصادی: اقتصاد قصر شیرین متکی بر مبادلات مرزی ( پیله وری و تجارت ) با توجه به دو بازارچه پرویز خان و خسروی باغداری و کشت صیفی جات است ، هفت ماه در سال ،عشایر در این منطقه به شغل دامپروری مشغول هستند .

تاریخی :

تاریخ قصر شیرین به زمان مادها بر میگردد و در دوره هخامنشیان راه تجاری بغداد ، تهران بوده و به دروازه آسیا شهرت یافته است و نام آن منسوب است به شیرین زن مسیحی خسرو پرویز دوم که در زمان خود در این مکان قصری بنام او بنا نموده است. نام قدیمی قصرشیرین در نزد یونانیان آرمیتا (AREMITA)بوده است ، بیشترین آثار تاریخی قصر شیرین مربوط به دوره ساسانیان است وآثار تاریخی آن عبارتند از : باغ شیرین ، بقایای کاخ شیرین ، چهار قاپی ، نهر شاهگدار ، حوش کوری ، سرای شاه عباسی و...

هنری :

هنرموسیقی اصیل کرمانشاهی ( کردی ) ،حصیر و جارو بافی ،گلیم بافی ، قالیبافی ، اسب دوانی و به تعبیری باغداری بزرگترین هنر مردمان این دیار است .

فر هنگی :

مردم قصر شیرین دارای فرهنگ عام اسلامی بود ه لکن با عنایت به دسته بندیهای قومی و مذهبی ( شیعه ، اهل حق ،اهل تسنن)دارای خرده فرهنگ های خاص خویش نیز می باشد 0 مردمانی مهربان و مهمان نواز و باروحیه همبستگی بالا و متأثر از فرهنگ های تاریخی حکومت های مختلف ایران و همسایگان در طول تاریخ و درجه بالای فرهنگ شهرنشینی و دارای شخصیت های تاریخی نظیر باقر فانی ،خسرو پیله ور ، هوشنگ شفا و ... می باشد.

سیاسی :

مردم قصر شیرین دارای شعور و درک بالای مسائل سیاسی و آگاه به مسائل روز بوده و همواره در توسعه سیاسی استان کرمانشاه نقش بسزائی ایفاء نموده و جزو اولین شهرهای ایران است که علیه حاکمیت رژیم شاهنشاهی مبارزه نموده ودر این راه زندانیان و شهدای زیادی تقدیم انقلاب کرده است .

استراتژیکی :

قصر شیرین از نظر استراتژیکی یکی از مهمترین دروازه های ورودبه کشور ایران محسوب میگرددو در طول تاریخ جنگ های ایران با حکومت های حاکم بر عربستان که عراق هم بخشی از آن محسوب میشده همواره محل تاخت و تاز و معبر عبور لشکرهای طرفین بوده و در جنگ مسلمانان علیه حکومت ساسانیان و جنگ تحمیلی اخیر رژیم، یعنی عراق علیه ایران ورود سپاهیان از این مرز به داخل خاک ایران صورت گرفته و از نظر جغرافیایی بصورت نعل اسبی به داخل خاک عراق فرو رفته و بواسطه گردنه بالا طاق که در عقبه این شهرستان بوده از نقاط استراتژیک دنیــا محسوب می گردد، همواره مورد طمع جدی دشمنان بوده است .

جهانگردی:

قصرشیرین بواسطه آثار تاریخی ذکر شده فوق و آب و هوای بسیار مناسب و قرار گرفتن در مسیر راه زوار عتبات عالیات همواره مورد توجه باستان شناسان و سیاحان داخلی و خارجی و محل عبور زوار عتبات عالیات بوده و می باشد


 
comment نظرات ()
 
 
معرفی شهرستان صحنه
نویسنده : ادمین - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

شهرستان صحنه :

شهر صحنه ، شهر زیبا و کوچکی است که 1350 کیلو متر مربع از خاک استان کرمانشاه را بخود اختصاص داده است ، شهرستان صحنه در شرق استان کرمانشاه بین 34 درجه و 19 دقیقه و 34 درجه و 48 دقیقه عرض شمالی و 47 درجه و 6 دقیقه تا 47 درجه و 51 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده و در حدود 2/6 درصد مساحت کل استان را تشکیل می دهد. این شهرستان بر اساس آخرین سرشماری بیش از 85 هزار نفر جمعیت داشته و از دو بخش مرکزی و دینور شامل بخش صحنه به مرکزیت شهر صحنه و دهستانهای خدابنده لو ، هجر ، گاماسیاب و صحنه و بخش دینور بمرکزیت شهر میانراهان مشتمل بردهستانهای حر، کندوله و دینور تشکیل شده است

آب و هوا:

شهرستان صحنه دارای آب و هوای معتدل کوهستانی و ییلاقی و بر اساس تقسیم بندی اقلیمی دارای اقلیم استبی نیمه خشک و استبی گرم می باشد، بطوریکه با تقسیم استان بـه دومنطقـه سـردسیـر و گرمسیر ، شهرستان صحنه جزء نیمه سردسیر استان محسوب می گردد. از رودخانه های مهم شهرستان : میتوان گاماسیاب ، دینور آب ، جامیشان ،اسلام آباد نام برد و جاهای دیدنی وسرابهای پر آب و قشنگ که هر بیننده ای را جذب خود می نمایدعبارتند در بند صحنه ، سراب ارمنی جان ، سراب سیرجان و سراب گروس میباشد.

وضعیت اقتصادی:

از برکت سعی و تلاش فراوان مردان و زنان این شهرستان ویژگیهای مناسب اقلیمی صحنه دارای مزارع کشاورزی و باغهای سرسبز و فراوان است اگر چه نوسازی و توسعه شهری با سرعت در حال پیشروی است اما بافت قدیمی شهر رادر بعضی از مناطق به راحتی میتوان دید. ساز دلنشین تنبور که با دستان هنرمندان این شهر ساخته می شود و با سر پنجه های هنرمندشان به صدا در می آید، از دیر باز مورد علاقه و احترام تمام اقشار بوده و هست ، مردم صحنه با توجه به گرایشهای قومی دارای گویشهای فارسی ، کردی و لکی می باشند و بادر نظر گرفتن اینکه بر سرراه کربلا قرار گرفته از نظر استراتژیکی اهمیت خاص خودرا دارد .

از عمده محصولات زراعی این شهرستان گندم ، چغندر قند ، گشنیز ، جو ، شبدر ، یونجه ، آفتابگردان ، گوجه فرنگی ، ذرت دانه ای ، نخود ، برنج ، کدوی بذری میباشد و محصولات باغی این شهرستان که در بازارهای داخلی و خارجی جایگاه مخصوصی را دارد سیب درختی ، گیلاس و انگور کندوله است

پیشینه تاریخی :

دو اثر بنام مقبره کیکاوس و مقبره شیرین کوچیکه در شمال شهر صحنه وجود دارد که نشان از قدمت تاریخی این شهر است .

بهر صورت شهرستان صحنه که به عروس شهرهای استان معروف است از هر نظر دارای نقاط قوت بوده که در سایه نظام پر افتخار جمهوری اسلامی ایران و همت دولتمردان و مسئولین دلسوز شهرستان در حال پیشرفت می باشد

مذهبی و فرهنگی :

 مردم صحنه از نظر آئینی به دو دسته تقسیم میشوند ، گروهی شیعه و عده ای پیرو مسلک اهل حق اند که با وجود یکسان نبودن مراسم آئینی مردم این شهر یکدل و صمیمی در کنار یکدیگر زندگی می کنند . اهالـی شهرستـان از نظر فرهنـگی بسیـار پیشـرفته بوده و جایگاه والائی را برای خود پیدا کرده است بطور یکه برخورد مناسب و مهمان نوازی آنها باعث جذب توریست هایی شده که در فصول مختلف سال از جاهای دیدنی شهر بازدید می کنند


 
comment نظرات ()
 
 
معرفی شهرستان سنقر
نویسنده : ادمین - ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

شهرستان سنقر

شهرستان سنقر . کلیایی با بیش از 2300 کیلو متر مربع وسعت و قریب به 140 هزار هکتار اراضی دیم و آبی مستعد کشاورزی باآب و هوایی سرد زمستانی و معتدل تابستانی با ارتفاعات فراوان و مراتع نسبتاً مناسب برای چرای احشام بطوریکه شهرستان را به یکی از قطب های مهم دامپروری استان تبدیل کرده است . همچنین از نظر معادن سنگ خسرو آباد با درجه خلوص بسیار بالا بطوریکه سنگ آهن آن آهنربا را با خود جذب می کند در صورت بهره برداری از آن منطقه را از نظر اقتصادی متحول خواهد نمود وازظرفتیهاو نقاط قوت این شهرستان می باشد. این شهرستان ازنظر آب و هوا و ارتفاع آن از سطح دریا محل مناسبی برای پرورش مرغ گوشتی است. و با داشتن بیش از صد واحد مرغداری از مناطق مهم تولید گوشت گوسفند می باشد . این شهرستان با سابقه تاریخی چندین صد ساله مردمی صددر صد مسلمان و شیعه مذهب و معتقد و پایبند به دستورات شرع مقدس و از نظر فرهنگی و هنری و سیاسی از شهرستانهای مطرح در استان کرمانشاه بشمار می رود .

ویژگی شهرستان سنقر

موقعیت جغرافیایی :

موقعیت جغرافیای شهرستان سنقرکلیایی در ضلع شمال شرقی استان کرمانشاه در طول 47 درجه و 34درجه و 5/46 دقیقه شمالی نسبت به نصب النهار گرینویچ قرار دارد ، از شمال به استان کردستان و همدان و شهرستان کنگاور و اسد آباد از جنوب به شهرستان صحنه واز غرب به شهرستان کرمانشاه و کامیاران محدود شده است 0

از نظر آب هوایی

از نظر آب هوایی دارای اقلیمی نیمه خشک و استپی خنک با زمستانهای سرد که تا 28 درجه زیر صفر و تابستانهای معتدل حد اکثر 39 درجه بالای صفر می رسد. و مهمترین دشت آن دشت سنقر با وسعت تقریبی 260 کیلو متر مربع مساحت شهرستان 2300 کیلو متر مربع و دارای دو بخش و 8 دهستان و 216 روستای دارای سکنه می باشد اراضی کشاورزی این شهرستان حدود 131 هزار هکتار است که 20150 هکتار آن آبی که توسعه رودخانه های گاورود و جامیشان و سرابهای گلویج ،گزنهله ، چرمله و بیش از 500 دهنه چشمه و قریب 180 رشته قنات و 600 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق مشروب می شود . این شهرستان از قطب های مهم دامپروری استان می باشد که بیش از 400 هزار رأس دام در مراتع منطقه تعلیف می شوند که این امر موجب شده است علاوه بر تأمین مصرف داخلی مقدار زیادی شیرو فرآورده های دامی به دیگر شهرستانها بویژه کارخانه شیر پاستوریزه کرمانشاه صادر شود.

شرایط آب و هوایی :

شرایط آب و هوایی این شهرستان برای پرورش مرغ گوشتی بسیار مناسب و از مناطق مهم استان در جهت تولید گوشت سفید می باشدو با دارا بودن بیش از صد واحد مرغداری ، مقدار قابل توجهی گوشت سفید روانه بازارمصرف داخل شهرستان و استان می نماید.

پیشینه تاریخی :

وجه تسمیه شهر سنقر به معنی پرنده شکاری که شبیه باز بوده و احتمالاً در این منطقه وجود داشته است 0

سنقرو سوابق تاریخی آن :

سوابق سنقر به اسکان اقوام آریایی مهاجر در غرب کشور بر میگردد . زمانی که همدان سقط الرأس حکومتهای ماد و قبل از آن بوده است شاخه جدا شده از این مرکز به طرف یکی از کانونهای معیشتی قبایل اولیه می رفته است و آثار به جا مانده از تمدن ماد تردیدی نیست که سنقر به همان قدمت تمدن حوزه های دیرین استان را دارا است . کوه مادیان کوه در شمال شهر منتسب به نام قوم ماد است که این فرض را تأئید می نماید.علیهذا می توان فرض را بر این نهاد آغاز آبادانی سنقر پس از افول دینور و در زمان حکومت کسی بنام سنقر که در اصل مالک منطقه بوده شروع گردیده است.

سنقر با توجه به داشتن ارتفاعات برفگیر ودره های عمیق و چشمه سارهای فراوان، منطقه پر جاذبه ای است و از طرفی با توجه به موقعیت سوق الجیشی آن از قدیم آن را مرکز داد و ستد مناطق وسیعی از منطقه غرب قرار داده است .

در خصوص جاذبه های شهرستان به ترتیب و به اختصار می توان به نقاط ذیل اشاره نمود .

1- سراب گزنهله

2- ارتفاعات دالاخانی و چشمه بسیار زیبای سهیل در ارتفاعات منطقه

3- باغات سه آسیاب و حاشیه پردرخت رودخانه سنقر چای

4- دره روستای حسین آباد و قوری چای

5- حاشیه رودخانه گاورود و بقعه متبرکه امامزاده هادی

6- دره های سرسبز و پر آب دهستان کیونانات که بی شباهت به منطقه پاوه نمی باشد

7- میمون دکانی واقع درپشت کوه سراب گزنهله

8- سنگ تاریخی و حمام قدیمی روستای قروه در 64 کیلو متری سنقر

9- بقعه مالک و بقعه متبرکه امامزاده احمد (ع)

10- آثار روستای کلگاه زمان و تپه باستانی روستای کلک و قنات روستای جوکان

11-آثار تاریخی موجود درروستای گلویچ

12- حمام قدیمی روستای دهنوو ...

ارتفاعات :

امروله که کوه معروف سهیل از مرتفع ترین کوههای شمال استان کرمانشاه است و داشتن پناهگاهی زیبا برای هزاران کوه نورد در سراسر ایران در تمام فصول سال می باشد و کوههای بدرپریشان که حفاظت شده هستند و کوههای سایه علی و پنجه علی با داشتن مناظر زیبا و چشم نوا پــذیـرای تعـداد زیادی گردشگر از نقاط مختلف می باشد و همچنین اماکن مذهبی امامزاده احمد (ع) واقع در مرکز شهر سنقر و امامزاده هادی در روستای یاره گله از مراکز زیارتی در این شهرستان به شمار می روند


 
comment نظرات ()
 
 
معرفی شهرستان سر پل ذهاب
نویسنده : ادمین - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

شهرستان سر پل ذهاب :

شهرستان سرپل ذهاب با مساحتی بالغ بر 1271 کیلو متر در 45 درجه و 52 دقیقه طول شرقی و 34 در جه و 24 درجه عرض جغرافیایی در غرب کشور جمهوری اسلامی ایران و منتهی الیه شیب ارتفاعات زاگرس بر سر راه بین المللی تهران – بغداد موسوم به جاده کربلا با قدمتی بالغ بر 2800 سال قبل ازمیلاد حضرت مسیح (ع) با فاصله 665 کیاو متری از تهران واقع گردیده است و از شهرستانهای مرزی و باستانی و زر خیز استان کرمانشاه می باشد .

قدمت آن بر اساس مطالعه آثار باستانی و کتیبه های آن از قبیل کتیبه و سنگ نوشته انوبانی نی پادشاه لولوبی ها که در ضلع شمال شرقی که بر سینه رشته کوه همیشه استوار زاگرس حک شده که یکی از قدیمی ترین و به عبارتی اولین هنر معماری روس نگ آسیا بشمار می رود و نیزدکان داوود طاق گرا و دهها اثر باستانی و تاریخی دیگر قابل دستیابی و استخراج است

موقعیت جغرافیایی :

این شهرستان از شمال به شهرستان جوانرود ، از غرب به شهرستان قصرشیرین و کشور عراق ، از شرق به شهرستان اسلام اباد و از جنوب به شهرستان گیلان غرب محدود شده است.ارتفاع متوسط شهرستان از سطح دریا 550 متر بوده و در یک تغییر ناگهانی ارتفاع نسبت به شرق شهرستان در فاصله بطول کمتر از 10 کیلو متر پس از طی گردنه پاطاق به بیش از1000 متر میرسد که این خود باعث ایجاد طبیعتی بسیار جذاب،دلپذیر و کاملاً متفاوت با اقلیم سر زمینهای قرار گرفته بر روی ارتفاعات مذکور و علاوه بر آن این امر باعث ایجاد جریانهای آب سطحی و تغذیه سفره های زیرزمینی دشتهای حاصلخیز این شهرستان گردیده که نعمتی بس عظیم و حیاتی است ودر کمترمکانی از عالم هستی شاهد آن می باشیم . شهرستان در جلگه ای نسبتاً وسیع که اطراف آن را ارتفاعات و تپه ماهور های احاطه کرده که باعث دشتهای مستعد حاصلخیز دشت ذهاب، قلعه شاهین، سر قلعه ... که به نوبه خود به لحاظ دارا بودن رودخانه ها ، سرابها و چشمه سارهای متعدد و فراوانی از جمله رودخانه الوند ، دله شیر، هواسان ، جگیران، کلم کبود و سراب مارا ب ، ، گلو دره ، پیران ، سرابگرم ، قره بلاغ ، قلعه شاهین ، سراب مامیشان و منحصر به فرد می باشد .

آب و هوا:

 شهرستان سر پل ذهاب دارای آب و هوایی با زمستانهای معتدل وتابستانهای گرم بوده و حداکثر نزولات جوی در زمستان و مقدار کمی بهار بوده و پائیز و تابستانی خشک و بی باران دارد. بر اساس تقسیم بندی اقلیمی کوپن ( koppen ) دارای سه اقلیم متفاوت با زمستانی معتدل و تابستانی گرم و طولانی در قسمت مرکزی و زمستانی سرد و تابستانی خنگ در قسمت شمالی و زمستانی ملایم و تابستانی گرم در قست شمال غربی با متوسط میزان بارندگی 500 میلی متر در سال و درجه حرارت 4/3 درجه در سردترین 8/44 درجه در گرمترین ماه سال وبا تعداد روزهای یخبندان آن برابر با 15 روز را شامل می شود، بطور کلی شهرستان سر پل ذهاب دارای آب و هوای با منطقه سردسیر و گرمسیر میباشد.

پیشینه تاریخی :

این شهرستان به لحاظ پیشینه تمدن تاریخی و باستانی دارای آثار متعددی حدوداً سی و دو اثر بوده که میتوان از آثار دوره اسلامی بقعه مبارکه احمد ابن اسحاق از محدثین و صحابه ائمه ووکیل خاص امام حسن عسگری (ع) و ملاقات کننده امام زمان (عج) و سفیر خاص آن امام همام (ع) در قم بوده که مدفن ایشان از گذشته های دور دراین شهرستان همواره ملجاء و مورد توجه ارادتمندان بوده و همچنین آثار نقش برجسته دوران حکومت ماد ، دکان داوود ، طاق گرا ، آثار برجسته و نقوش مربوط به دوران هخامنشی ، ساسانی ، اشکانی اشاره نمود که این خود حکایتی بر قدمت این شهر در گذشته ها و اعصار دارد

مذهبی و فرهنگی :

این شهرستان به لحاظ پیشینه فر هنگی ریشه دار دارای خرده فرهنگهای متنوع و ایلات ، طوایف متعددی با گرایش به اعتقادات و باورهای مذهبی ( شیعه ، سنی ، اهل حق ) دارای دین اسلام و اشتراکات فراوانی بوده که سالیان سال در کمال یکرنگی ووحدت و پرداختن به انجام مذهبی و دینی خویش گذران زندگی نموده به طوری که در طول هشت سال دفاع مقدس در جهت حفظ و حراست کیان مقدس ایران اسلامی از هیچ کوششی فرو گذار ننموده و در راه پاسداری از حدود و ثغور مملکت خویش تعداد 803 نفر شهید و 163 نفر آزاده و 840 نفر جانباز تقدیم این انقلاب نموده اند


 
comment نظرات ()
 
 
معرفی شهرستان اسلام آباد غرب
نویسنده : ادمین - ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

شهرستان اسلام آباد غرب

1-1موقعیت جغرافیایی :

شهرستان اسلام آباد غرب با وسعتی در حدود 3828 کیلو متر مربع بین 33- 36 تا35 –15 در جه عرض شمالی 24- 45 تا 30-38 درجه طول شرقی قرار گرفته است . این شهرستان از شمال به شهرستان پاوه و جوانرود و ازشرق به کرمانشاه از غرب به شهرستان سر پل ذهاب و گیلانغرب و از جنوب به استان ایلام منتهی می شود.

این شهرستان متشکل از 4 شهر ( اسلام آباد – کرند – گهواره – حمیل) و چهاربخش و 12 دهستان و343 روستا می باشد.

2-1 شرایط آب و هوایی

جلگه اسلام آباد غرب جزء اقلیم غربی کشور بوده و اقلیم آن همچون سایر نقاط کشور تحت تأثیر عرض جغرافیایی و موقعیت کشور در رؤیت کرة زمین است و هر گاه در کشور نفوذ بادهای غربی از دامنه بیشتری برخوردار باشد سالی پر باران دارد .

3-1 موقعیت استراتژیکی :

شهرستان اسلام آباد غرب بعد از شهرستان کرمانشاه هم از نظر جمعیت و هم از نظر وسعت دومین شهرستان بزرگ استان کرمانشاه با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی عامل اتصال استانهای ایلام ، بخشی از استانهای لرستان و خوزستان و همچنین شهرهای غربی استان کرمانشاه به مرکز کشور میباشد، علاوه بر اینها ضمن اینکه نقطه اتصال دوقطب مهم صنعتی شمال و جنوب یعنی استان خوزستان و آذر بایجان غربی است، اصلی ترین و نزدیکترین شاهراه کشور وهمچنین کشورهای اسلامی ( همسایه شرقی) به عتبات عالیات میباشد.

4-1سابقه تاریخی:

نام دیگر شهر اسلام آباد زبیدیه بوده است.که این نام را ابن حوقل به کار برده است ، وجود تپه چغا گاوانه در مرکز شهر اسلام آباد غرب و کاوشهای علمی به عمل آمده برروی این تپه که خود یکی از مراکز مهم مسکونی قرن هشتم و نهم قبل از میلاد بوده است، قدمت این شهر رابه سه هزار سال پیش از میلاد می برد وبا در نظر گرفتن آثاری که از تپه چغاگاوانه بدست آمده است می توان قدمت طبقات مکشوفه رابین قرن نهم تا اواسط قرن هفتم قبل از میلاد تخمین زد . همچنین وجود بیش از چهار صد آثار به ثبت رسیده از جمله کاخ فیروزآباد ( پیروز آباد) در غرب شهر اسلام آباد مربوط به زمان ساسانی حکایت از قدمت تاریخی این شهر دارد.

5-1 سابقه فرهنگی :

مجموعه آداب و رسوم ، اعتقادات دینی و مذهبی ، رعایت هنجارهای اجتماعی و... ویژگیهای فرهنگی هر قوم و ملتی را تشکیل می دهد ومردم شهرستان اسلام آباد غرب جزئی از ملت ایران می باشند. ایران کشوری است بزرگ با تمدنی کهن و قدیمی یکی از نخستین خاستگاههای تمدن ایران زمین منطقه غرب بوده است . زبان مردم این منطقه کردی کلهری است که ریشه آن به زبان آریایی بر می گردد.

6-1 اهمیت اقتصادی:

شهرستان اسلام آباد غرب به دلیل اقلیم متنوع ، خاک مناسب ، بارش کافی ، داشتن دشتهای حاصلخیز و مراتع غنی و پر پشت یکی از قطب های مهم کشاورزی و دامداری است و عمده فعالیتهای مردم در بخشهای یاد شده و صنایع جنبی آن است ، به طوریکه طبق سرشماری نفوس و مسکن سال 1375 از کل شاغلان 10 ساله و بیشتر حدود 42 در صد مردم در این بخش فعالیت دارند و با توجه به وجود ظرفیتهای قابل توسعه دراین بخشها امکان اقتصادی نمودن بخش مذکور در حد بسیار بالایی وجود دارد .

7-1 جهانگردی :

توسعه صنعت تورسیم در استان کرمانشاه در چند ساله اخیر رو به بهبود بوده است. از آنجا که شهرستان اسلام آباد منطقه ای است با سابقه ای بسیار کهن و تنوع اقلیم ووجود آثار باستانی متعدد از جمله مسجد عبداله بن عمر و آرامگاه ابودجانه از اصحاب پیامبر (ص) ،کاخ فیروز آباد و صدها آثار به ثبت رسیده دیگر در کنار مراکز تفریحگاهی از جمله منطقه کرند و ریجاب که در نوع خود کم نظیر می باشند، همچنین داشتن مردمانی خون گرم و مهمان نواز و داشتن امنیت کافی می تواند یکی از قطبهای مهم جاذب جمعیت تورسیم باشد


 
comment نظرات ()
 
 
معرفی شهرستان ثلاث باباجانی
نویسنده : ادمین - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

شهرستان ثلاث باباجانی:

شهرستان ثلاث باباجانی شهرستان ثلاث بابا جانی در خرداد سال 1381 به عنوان شهرستان موجودیت یافت .

ثلاث مرکز شهرستان شهر تازه آباداست که جمعیتی حدود 10 هزار نفر دارد. شهرستان دارای دو بخش مرکزی و از گله ، شش دهستان به نامهای زمکان، دشت حر ، خانه شور ، ازگله ، سرقلعه و جگیران است و دارای 252 روستا می باشد . این شهرستان از طرف غرب با کشور عراق هم مرز است و 75 کیلو متر مرزمشترک با آن کشور دارد ووسعت آن حدود 1920 کیلو متر مربع است. جمعیت کل شهرستان 42 هزار نفرمی باشد . از مهمترین کوه های شهرستان بمو است که به عنوان مرز محسوب می گردد.

موقعیت جغرافیایی :

 چین خوردگی زاگرس در این قسمت بسیار شدید و به علت غلبه آهک در تشکیل سنگ ها فرسایش آبی در آن شدید و دره های عمیقی به ویژه در مسیر رودخانه ها ایجاد نموده است . فاصله کوه ها در آن بسیار نزدیک به عبارت دیگر ناودیسهای نسبتاً وسیعی که بتوان به عنوان بستر زراعت از آن بهره گرفت، در این منطقه کمیاب است . مهمترین دشت های این شهرستان ، دشت حر است که حدود 2000 هکتار وسعت دارد و رودخانه زمکان از کنار آن می گذرد زراعت در دشت حر بصورت دیمی کاری است و سد آزادی در حوالی دهستان زمکان بمنظور مشروب کردن اراضی دشت حر در حال احداث است و عملیات آن درسال جاری شروع گردیده است . از دیگر دشت های شهرستان می توان سر قلعه و جگیران نام برد که حدود 16000 هکتار وسعت دارند و سد هواسان بخش ازگله در مرز ایران و عراق جهت مشروب کردن این دشت ها در حال مطالعه است که می توان به کوه های گاری ، بنی گز ، شیفیله ، باواشا واز، بیزل و ساراون اشاره کرد. در شهرستان سراب های معروفی از قبیل سراب نیرژ ، شیان ، هلول ، سیدخان و آب معدنی ریزه وجود دارد که به نوبه خود حائز اهمیت می باشند.

آب و هوا:

این شهرستان به عنوان پلی بین شهرستانهای پاوه ، جوانرود ، سرپل ذهاب ، اسلام آباد و قصرشیرین و کشور عراق با دارا بودن دو اقلیم سردسیر و گرمسیر در آینده از نظراقتصادی در صادر کردن محصولات واز نظر جهانگردی به عنوان واسطه و نزدیکترین راه به کشور عراق برای شهرستانهای همجوار و مرکز استان نقش خود را ایفاء خواهد کرد.

وضعیت اقتصادی:

از نظر اقتصادی با توجه به همسایگی کشور عراق بازار مرز شیخ صله به عنوان مرکزی جهت مراوده اقتصادی در چند سال گذشته نقش بسزایی در اقتصاد شهرستان داشته است . مرز تیله کوه هم به عنوان مرکز دوم و بازارچه مرزی به تصویب رسیده است که در آینده شاهد فعالیت اقتصادی در این نقطه مرزی خواهیم بود . شهرستان ثلاث دارای اهمیت استراتژیک بوده و مردم سلحشور این شهرستان در دوران دفاع مقدس تکمیل کننده گردان ها و تیپ های رزمی بسیج بوده اند


 
comment نظرات ()
 
 
معرفی شهر جوانرود
نویسنده : ادمین - ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

جوانرود ، شهرستان‌ و شهری‌ در شمال‌ غربی‌ استان‌ کرمانشاه‌.

1) شهرستان‌ مرزی‌ جوانرود از مغرب‌ به‌ خاک‌ عراق‌ محدود می‌شود و مشتمل‌ است‌ بر دو بخش‌به‌ نامهای‌ مرکزی‌ و کَلاشی‌، و یک‌ شهر به‌نام‌ جوانرود (مرکز شهرستان‌).

شمال‌ و مشرق‌ شهرستان‌ کوهستانی‌ است‌. کوههای‌ مهم‌ آن‌، که‌ جزو رشته‌کوه‌ زاگرس‌اند، عبارت‌اند از: زیلان‌ در 29 کیلومتری‌ جنوب‌ پاوه‌، کَشه‌ کوه‌ و کوه‌ سیاه‌ هر دو در حدود 31 کیلومتری‌ جنوب‌ غربی‌ پاوه‌، کوههای‌ ماموکُران‌، بازان‌، کانِ دزدان‌ و کوه‌ گِرده‌ برگیر (جعفری‌، ج‌ 1، ص‌ 293، 337، 432، و جاهای‌ دیگر). غار معروف‌ کاوات‌ در دامنه رشته‌ کوه‌ شاهو، در شمال‌ دره قوری‌ قلعه‌، قرار دارد (سلطانی‌،ج‌ 1، ص‌ 88؛ جغرافیای‌ کامل‌ ایران‌، ج‌ 1، ص‌ 405ـ406).

رودهای‌ دائمی‌ زِمکان‌/ زیمَکان‌ (به‌ طول‌ ح 160 کیلومتر)، لیله‌/ لیلا/ آب‌ لیلی‌، آب‌ زرشک‌ و دشت‌ خور/ خُر، همه‌ با جهت‌ عمومی‌ جنوب‌ شرقی‌ ـ شمال‌ غربی‌، و رود قره‌سو (از سرشاخه‌های‌ سَیمَره‌ * ) در مشرق‌ شهرستان‌ جریان‌ دارد ( فرهنگ‌ جغرافیائی‌ آبادیها ، ج‌ 45، ص‌ 71، ج‌ 46، ص‌ 320). اهالی‌ جوانرود به‌ کشاورزی‌ و دامداری‌ اشتغال‌ دارند. تعدادی‌ واحد دامداری‌ صنعتی‌ نیز در شهرستان‌ فعال‌ است‌. از صنایع‌ دستی‌، گلیم‌ (با طرحهای‌ کردی‌)، جاجیم‌ و انواع‌ شال‌ در آنجا تولید می‌شود و در بعضی‌ آبادیها، از جمله‌ شروینه‌، قالی‌بافی‌ رایج‌ است‌ ( فرهنگ‌ جغرافیائی‌ آبادیها، ج‌ 45، ص‌ 71، 183). راه‌ اصلی‌ کرمانشاه‌ـ پاوه‌ و اسلام‌آباد غرب‌ ـ پاوه‌ از این‌ شهرستان‌ می‌گذرد.

آثار باستانی‌ و تاریخی‌ شهرستان‌ عبارت‌اند از: ویرانه‌های‌ قلعه جوانرود ( رجوع کنید به ادامه مقاله‌)؛ زیارتگاه‌ اویس‌ قَرَنی‌ در نزدیکی‌ شهر روانسر؛ ویرانه‌های‌ قلعه‌های‌ متعدد، از جمله‌ قلعه مشهور به‌ چنگیزخان‌ بر روی‌ تپه‌ای‌ در شمال‌ شهر جوانرود و قلعه‌ خرابه سیداحمد بیگ‌ بر روی‌ تپه‌ای‌ در مشرقِ آبادی‌ مَزیدی‌، در حدود دوازده‌ کیلومتری‌ جنوب‌ شهر پاوه‌ ( کرمانشاهان‌ باستان‌ ، ص‌ 29ـ31؛ رزم‌آرا، ج‌ 5، ص‌ 109).

جوانرود در 1328 ش‌ دهستانی‌ در شهرستان‌ سنندج‌ از استان‌ پنجم‌ (کرمانشاهان‌) بود (ایران‌. وزارت‌ کشور. اداره کل‌ آمار و ثبت‌ احوال‌، ج‌ 2، ص‌ 58 ـ59). در 1330 ش‌ از دهستانهای‌ بخش‌ پاوه‌ (در شهرستان‌ سنندج‌) شد (رزم‌آرا، ج‌ 5، ص‌ 108). در فهرست‌ تقسیمات‌ کشوری‌ 1355 ش‌، بخش‌ جوانرود به‌ مرکزیت‌ شهر جوانرود و مشتمل‌ بر دهستان‌ جوانرود، در شهرستان‌ پاوه‌ از استان‌ کرمانشاه‌ آمده‌ است‌ (ایران‌. وزارت‌ کشور، ص‌ 25). این‌ بخش‌ در مرداد 1368 از پاوه‌ جدا و شهرستان‌ شد (ایران‌. وزارت‌ کشور. معاونت‌ سیاسی‌، 1382 ش‌، ذیل‌ «استان‌ کرمانشاه‌»). در 1380 ش‌ شهرستان‌ جوانرود سه‌ بخش‌ (مرکزی‌، ثلاث‌ باباجانی‌ و روانسر) و سه‌ شهر (جوانرود، تازه‌آباد و روانسر) داشت‌ (همو، 1380 ش‌، ص‌ 46). در خرداد 1381 بخش‌ ثلاث‌ باباجانی‌ * از آن‌ جدا و شهرستانی‌ مستقل‌ شد (همو، 1382 ش‌، همانجا). پس‌ از آن‌، روانسر نیز از جوانرود جدا شد ( رجوع کنید به همو، 1384 ش‌، ذیل‌ «استان‌ کرمانشاه‌»).

در سرشماری‌ 1375 ش‌، جمعیت‌ شهرستان‌ 518 ، 109 تن‌ بوده‌ است‌ که‌ از این‌ تعداد 464 ، 53 تن‌ (8ر48%) شهرنشین‌، 651 ، 55 تن‌ (8ر50%) روستانشین‌ و بقیه‌ غیر ساکن‌ بوده‌اند (مرکز آمار ایران‌، 1376 ش‌ الف‌ ، ص‌ یازده‌). طایفه‌های‌ جاف‌ جوانرودی‌ (عمدتاً شامل‌ رستم‌ بیگیها)، جاف‌ مرادی‌، عناقی‌/ ایناقی‌، امامی‌، کَلاشی‌ و باباجانی‌ در این‌ شهرستان‌ زندگی‌ می‌کنند (میرنیا، ص‌ 121؛ حسین‌زاده‌، ص‌ 33؛ نیز رجوع کنید به کریمی‌، ص‌ 152ـ 155). مردوخ‌ (ج‌ 1، ص‌ 85، 94) به‌ سکونت‌ طایفه‌های‌ زردویی‌ (حدود پانصد خانوار) و طایفه جاف‌ جوانرود در آنجا اشاره‌ کرده‌ است‌. قشلاقِ گروهی‌ از طایفه قبادی‌، دهستان‌ ازگله‌ است‌ (رزم‌آرا، ج‌ 5، ص‌ 9). اهالی‌ شهرستان‌ به‌ فارسی‌ و کردی‌ (لهجه‌های‌ اورامی‌ و جافی‌) صحبت‌ می‌کنند و سنّی‌ شافعی‌اند ( فرهنگ‌ جغرافیائی‌ آبادیها، ج‌ 45، ص‌ 71).

2) شهر جوانرود، مرکز شهرستان‌ جوانرود، در دامنه‌ای‌ در ارتفاع‌ 300 ، 1 متر و در 82 کیلومتری‌ شمال‌غربی‌ شهر کرمانشاه‌ (مرکز استان‌) واقع‌ است‌. کوههای‌ گرده‌ برگیر و چاه‌ عاقلی‌ از شمال‌ و شمال‌ شرقی‌ به‌ شهر مشرف‌اند. رود لیله‌ از کنار شهر می‌گذرد. بیشترین‌ دمای‌ جوانرود در تابستانها ْ30، کمترین‌ آن‌ در زمستانها ْ27- و میانگین‌ بارش‌ سالانه آنجا شش‌صد میلیمتر است‌ (سلطانی‌، ج‌ 1، ص‌ 91؛ فرهنگ‌ جغرافیائی‌ آبادیها، ج‌ 45، ص‌ 72). در سرشماری‌ 1375 ش‌، جمعیت‌ شهر 317 ، 33 تن‌ بوده‌ است‌ (مرکز آمار ایران‌، 1376 ش‌ ب،‌ ص‌ هشتاد و دو).

این‌ شهر با جاده‌ای‌ به‌ طول‌ هفت‌ کیلومتر به‌ راه‌ اصلی‌ کرمانشاه‌ ـ پاوه‌ متصل‌ است‌ و همچنین‌ با شهرهای‌ سر پل‌ ذهاب‌، باینْگان‌ و اسلام‌آباد غرب‌ ارتباط‌ دارد. زیارتگاههای‌ شیخ‌ ابوبکر، شیخ‌ الکرم‌ و شیخ‌ احمد در این‌ شهر قرار دارند (حسین‌زاده‌، ص‌ 120).

آبادی‌ جوانرود در 1335 ش‌ به‌صورت‌ «قلعه‌ جوانرود» (با 806 تن‌ جمعیت‌) ضبط‌ شده‌ است‌ (ایران‌. وزارت‌ کشور. اداره کل‌ آمار عمومی‌، ج‌ 1، ص‌ 339). در 1339 ش‌ این‌ آبادی‌ شهر شد (ایران‌. وزارت‌ کشور. معاونت‌ سیاسی‌، 1382 ش‌، همانجا). شهر جوانرود به‌ هفت‌ قلعه‌ (رجوع کنید به حسین‌زاده‌، ص‌ 38ـ39) و قلعه جوانرود نیز معروف‌ است‌ (همان‌، ص‌ 25ـ 26).

پیشینه‌. نام‌ جوانرود ظاهراً از نام‌ یکی‌ از طایفه‌های‌ ساکن‌ در منطقه‌ گرفته‌ شده‌ و احتمالاً مرکّب‌ از کلمات‌ فارسی «جوان‌» و «رود» است‌ ( رجوع کنید به د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ مادّه‌). جوانرود درگذشته‌ اَلانی‌ نام‌ داشت‌. نخستین‌ بار حمداللّه‌ مستوفی‌ در قرن‌ هشتم‌ از آن‌ نام‌ برده‌ و آن‌ را قصبه‌ای‌ معتبر با هوایی‌ خوش‌ و آبهای‌ روان‌، دارای‌ غلات‌، علفزارهای‌ نیکو و شکارگاههای‌ خوبِ فراوان‌ وصف‌ کرده‌ است‌ (ص‌ 107). لسترنج‌ ، بر اساس‌ مطالب‌ حمداللّه‌ مستوفی‌، الانی‌ (در ضبط‌ دیگر الابی‌) را از شهرهای‌ درجه‌ اول‌ کردستان‌ دانسته‌ است‌ (ص‌ 193). در 1005 بِدلیسی‌ آن‌ را الان‌ (ص‌ 122) و آلانی‌ (ص‌ 411) ضبط‌ کرده‌ و به‌ حکمرانی‌ محمدبیگ‌ اردلان‌ (فرزند مأمون‌ بیگ‌) در اوایل‌ قرن‌ دهم‌ بر آنجا و نواحی‌ پیرامونش‌، از جمله‌ شهر بازار و اربیل‌، اشاره‌ کرده‌ است‌ ( رجوع کنید به ص‌ 122؛ نیز رجوع کنید به مردوخ‌، ج‌ 2، ص‌ 94؛ اعتمادالسلطنه‌، ج‌ 1، ص‌ 159).

در زمان‌ شاه‌ طهماسب‌ اول‌ صفوی‌ (حک:930ـ984)، که‌ کردستان‌ میان‌ نزدیکان‌ سلیمان‌ خان‌ (والی‌ کردستان‌) تقسیم‌ شد، حکومت‌ جاف‌ و جوانرود به‌ صفی‌خان‌ میرضیاءالدینی‌ (خواهرزاده‌ و داماد سلیمان‌خان‌) واگذار گردید. پس‌ از او فرزندش‌، درویش‌ سلطان‌، در جوانرود، قلعه‌ و مسجد و مدرسه‌ و بازار بنا کرد و آنجا را رونق‌ بخشید (سلطانی‌، ج‌ 1، ص‌ 56 ـ57). به‌ نوشته سلطانی‌ (ج‌ 1، ص‌ 56)، نخستین‌ بار در 1067 جوانرود را منطقه‌ای‌ مستقل‌ دانستند. در دوره افشاریه‌ (1148ـ1210) و تا اواخر دوره زندیه‌ (ح 1163ـ 1208) برادران‌ و فرزندان‌ درویش‌ سلطان‌ بر جاف‌ *و جوانرود حکمرانی‌ می‌کردند. در دوره فتحعلی‌ شاه‌ قاجار و زمان‌ امان‌اللّه‌خان‌ (والی‌ کردستان‌ از 1214 تا 1240) حکومت‌ جاف‌ و جوانرود به‌ فرزند امان‌ اللّه‌ خان‌، محمدصادق‌ خان‌، واگذار شد (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 57). در 1224 امان‌اللّه‌خان‌ در کنار قصبه جوانرود و در جایی‌ مرتفع‌ قلعه‌ای‌ مستحکم‌ بنا کرد و بزرگان‌ طوایف‌ را در آن‌ اسکان‌ داد (اعتمادالسلطنه‌، ج‌ 4، ص‌ 2377). در کنار قلعه‌، استخر و باغ‌ بزرگ‌ و چند حوض‌ ساختند که‌ آب‌ آنها از کوههای‌ جانب‌ شرقی‌ تأمین‌ می‌شد. حاکمان‌ جوانرود نیز در آنجا منزل‌ می‌کردند و پس‌ از مدتی‌، این‌ محل‌ به‌ قلعه‌ [و پس‌ از آن‌ به‌ قلعه جوانرود] مشهور شد (همانجا). به‌ نوشته اعتمادالسلطنه‌ (ج‌ 4، ص‌ 2377ـ 2378)، در دوره حکومت‌ ناصرالدین‌ شاه‌ قاجار قلعه‌ رو به‌ ویرانی‌ نهاد و میرزا نصراللّه‌ خان‌ از سوی‌ دولت‌ مأمور بنای‌ قلعه دیگری‌ نزدیک‌ قلعه اولی‌ شد. در حکمرانی‌ دوباره امان‌اللّه‌خان‌ (1277ـ1284) جوانرود به‌ علی‌اکبرخان‌ شرف‌الملک‌ واگذار شد (سنندجی‌، ص‌ 267ـ 269). فرهاد میرزا معتمدالدوله‌ (والی‌ کردستان‌ پس‌ از امان‌اللّه‌خان‌)، اورامان‌ * لُهون‌ را ضمیمه جوانرود کرد (همان‌، ص‌ 291ـ296، 300ـ301). معتمدالدوله‌ در 1288 درخواست‌ عشایر جاف‌ را، مبنی‌ بر کوچشان‌ از شهرزور (در مغرب‌ سرحد ایران‌) به‌ جوانرود و زُهاب‌، نپذیرفت‌. در این‌ سال‌، حاکم‌ زهاب‌ به‌همراه‌ ایل‌بیگی‌ باباجانی‌ و ایل‌بیگی‌ جاف‌ و عده‌ای‌ از رؤسای‌ عشایر جوانرود و کلهر به‌ قلعه جوانرود حمله‌ کردند و با گشودن‌ قلعه‌ و کشتن‌ تعدادی‌ از نزدیکان‌ شرف‌الملک‌، به‌ غارت‌ آنجا پرداختند ( رجوع کنید به همان‌،ص‌ 314 ـ 318). در 1291 میرزاحسین‌خان‌ سپهسالار مناطقی‌، از جمله‌ جوانرود و زهاب‌، را برای‌ سکونت‌ و مراتع‌ و مزارع‌ عشایر جاف‌ تعیین‌ کرد (همان‌، ص‌ 331ـ333). وقایع‌نگار کردستانی‌ در 1309 از بلوک‌ جوانرود، مشتمل‌ بر یکصد آبادی‌، که‌ بیشترشان‌ دارای‌ جنگل‌ بوده‌اند، یاد کرده‌ و پاوه‌ را، در انتهای‌ خاک‌ جوانرود و ابتدای‌ اورامان‌، از معتبرترین‌ روستاهای‌ آن‌ دانسته‌ است‌. به‌ نوشته او، قصبه جوانرود (قلعه‌) در وسط‌ بلوک‌ (از هر طرف‌، شش‌ فرسنگ‌ فاصله‌ تا سرحد) بوده‌ و چهار مسجد، دو خانقاه‌ و یک‌ حمام‌ داشته‌ است‌. علمای‌ مشهور به‌ صِدّیقی‌ از این‌ بلوک‌، و سکنه آن‌ پیرو سلسله صوفیه نقشبندیه‌ بودند (ص‌ 66ـ70). سنندجی‌ (ص‌ 47ـ49) بلوک‌ جوانرود کردستان‌ را دارای‌ مناطق‌ گرمسیر و سردسیر، بیست‌ هزار سکنه‌، ایل‌ و احشام‌ زیاد و صنایع‌ دستی‌ مرغوب‌ دانسته‌ و نوشته‌ که‌ شرف‌الملک‌ دستور تخریب‌ قلعه‌ را صادر کرده‌ است‌. مَردوخ‌ (ج‌ 2، ص‌ 78) از بلوک‌ جوانرود نام‌ برده‌ و بازیل‌ نیکیتین (کنسول‌ سابق‌ روسیه‌ در ایران‌ از 1333 تا 1336/ 1915ـ 1918)، از «ولایت‌ جوانرود» و سکونت‌ عشیره جاف‌ در آنجا یاد کرده‌ است‌ (ص‌ 367ـ 368). در 1310 ش‌، کیهان‌ (ج‌ 2، ص‌ 448) از بلوک‌ «جوانرود اورامان‌» در تقسیمات‌ ولایتی‌ کردستان‌ نام‌ برده‌ است‌. در محل‌ ویرانه‌های‌ قلعه جوانرود، مسجدجامع‌ شهر ساخته‌ شد (حسین‌زاده‌، ص‌ 39).


 
comment نظرات ()
 
 
معرفی شهرستان سوادکوه
نویسنده : ادمین - ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

معرفی شهرستان سوادکوه

شهرستان سوادکوه یکی از شهرستانهای استان مازندران است که با 2441 کیلومتر مربع وسعت در قسمت جنوبی استان مازندران واقع شده است.این شهرستان در دامنه شمالی کوه‌های البرز مرکزی واقع شده که از شمال به شهرستان قائم‌شهر، از جنوب به فیروزکوه، از غرب به شهرستان بابل و از شرق به شهرستان ساری محدود میگردد و از چهار شهر به نامهای پل سفید، زیراب، شیرگاه و آلاشت به همراه روستاهای اطراف آنها تشکیل شده و مرکز آن شهر پل سفید میباشد. فاصله آن با قائمشهر 55 کیلومتر و با فیروزکوه 65 کیلومتر میباشد.

این شهرستان کلاً در منطقه کوهستانی و پایکوههای البرز مرکزی واقع شده است.از نظر تفکیک جغرافیایی و وضعیت ناهمواریها از جنوب  به طرف شمال از ارتفاع کاسته میگردد، زیرا این شهرستان در دامنه شمالی رشته کوههای البرز مرکزی واقع شده است و هرچه از دامنه‌های فوق به طرف شمال فاصله بگیریم از ارتفاعات کاسته می‌شود تا اینکه در منتهی الیه مرز شمالی شهرستان سوادکوه به قائمشهر متصل میگردد به منطقه هموار و دشتها می‌رسیم.

سوادکوه تا سال 1359 بعنوان بخشی از شهرستان قائمشهر در جنوب آن قرار داشت. اما در سال 1359 طی تصویب‌نامه شماره 6246 مورخ 21/4/1359 بخش سوادکوه به عنوان شهرستان مستقل از قائمشهر مجزا گردید و از این پس در تقسیمات کشوری بعنوان شهرستان مستقل مطرح گردید. مرکز آن شهر پل‌سفید میباشد که در سال 1375 دارای 8700 نفر جمعیت و 6/1 کیلومتر مربع وسعت بوده است. شهرستان سوادکوه در حال حاضر دارای 2441 کیلومتر مربع وسعت و در جنوب شهرستان قائمشهر واقع شده است. این شهرستان از 2 بخش و 6 دهستان و 198 آبادی تشکیل شده است و دارای چهار شهر بنامهای پل سفید، شیرگاه، زیراب و آلاشت میباشد.

 

جاذبه های گردشگری

۩ غار اسپهبد خورشید(اواخر دوره ساسانی- اوایل اسلامی)، «20 کیلومتری شهر پل سفید، در 2 کیلومتری روستای روانسر »

۩ قلعه روانسر(دوره ساسانی- اسلامی)، « مشرف به روستای روانسر، دهستان راستوپی »

۩ قلعه کنگلو(دوره ساسانی- اسلامی)، « 35 کیلومتری شهر پل سفید، مشرف به روستای روانسر، دهستان راستوپی »

۩ قلعه حسن بور(دوره ساسانی- اسلامی)، « دهستان کسیلیان »

۩ قلعه مازیار لپور(دوره اسلامی)، « روستای لفورک »

۩ قلعه چهل در(دوره ساسانی- اسلامی)، « مشرف به روستای روانسر، دهستان راستوپی »

۩ برج دیدبانی پروفسور شروین باوند(دوره ساسانی- اسلامی)، « دهستان راستوپی، روستای سرخ آباد »

۩ برج لاجیم(قرن پنجم هجری قمری)، « روستای لاجیم »

۩ برج آرامگاهی آقا شاه بالو زاهد(قرن نهم هجری قمری)، « روستای دهمیان »

۩ بقعه پیر شهریار(قرن نهم هجری قمری)، « روستای لمرز »

۩ آرامگاه اخوت(دوره پهلوی اوّل)، « جاده فیروزکوه حدّ فاصل دوآب و پل سفید »

۩ پل شاهپور(دوره صفوی)، « 9 کیلومتری جنوب شیرگاه »

۩ پل جوارم(دوره صفوی)، « در کنار جاده شیرگاه به زیرآب»

۩ پل شیرگاه(دوره صفوی)، « داخل شهر شیرگاه »

۩ پل شاه عبّاسی(دوره صفوی- پهلوی)، « روستای ورسک »

۩ پل ورسک(دوره پهلوی اوّل)، « 35 کیلومتری شهر پل سفید، روستای ورسک »

۩ پل راه آهن اوریم(دوره پهلوی اوّل)، « روستای اوریم »

۩ پل بالو(قبل از دوره صفوی)، « در کنار جاده شیرگاه به زیرآب، در حاشیه رودخانه تلار »

۩ راه باستانی سر تنگه(پیش و بعد از اسلام)، « در کنار جاده منتهی به خطیرکوخ و شهمیرزاد »

۩ کلیسای اوریم رودبار(دوره پهلوی اوّل)، « پل سفید »

۩ محلّه قدیمی آلاشت(دوره زندیه)، « روستای آلاشت »

۩ سه خط طلا(ورسک)، « 3 کیلومتری شهر پل سفید »


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه متین 2 حنجره
نویسنده : ادمین - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸
 

زندگینامه متین 2 حنجره

متین دو حنجره یکی از خواننده گانیست که به راحتی میتوان با اهنگهایش رابطه برقرار کرد.

 

 

دوران کودکی متین با سختی های فراوان در یکی از محله های پایین شهر کرج سپری شد . او
از اول به موسیقی علاقه بسیار شدیدی داشت تا اینکه این علاقه باعث شد تا شاگرد اول کلاسهای درس دیپلم را هم نتواند بگیرد و با فقر بسیاری که در زندگی اش وجود داشت از داشتن یک گیتار هم محروم بود .

تا اینکه مادرش با اینکه مخالف فعالیت متین در این کار بود در سن شانزده سالگی ساز مورده علاقه اش را خرید و در کلاس های آن شروع به کار کرد و کاملا از درس و تحصیل گریزان شد .

متین در تمام دوران زندگی اش انسان بسیار احساساتی بوده و تمام اصول زندگی اش بر این پایه بناست.

خلاصه اینکه با ضربات و شکستهای روحی فروانی که خورده بود در رشتهای که دنبال میکرد تبهر فراوان نشان داد و از جلسات چهارم و پنچم کلاس گیتار شروع به شعر و ملودی گفتن کرد اوایل متین یک هنجره داشت یعنی همان صدای نازکی که شما در کارهایش از او میشنوید . ولی با نکته سنجی استادش به نام هومن قاضی متوجه شد که میتواند بر روی صدای بمش کار کند تا صدای نازکش جذابیت بیشتری داشته باشد و اینکه به مرور زمان متین متوجه شد که صدای بمش با صدای نازکش زمین تا آسما ن فرق میکند و به این ترتیب در حال حاضر او را به عنوان متین دو هنجره میشناسند.

و او پس از سه آلبوم ساده با گیتارو کیبورد توانست با یک ترک به عنوان طناب دار (em) به
بازار وارد شود.

اوایل کار او به خاطر سبک و نوع شعری که داشت سر و صدای زیادی نکرد ولی بعد از مدتی که متین کارهای به تو چه و مسافرا را به تنظیم کنندگی مهام به بازار عرضه کرد کم کم سبک او مورد بازدید مخاطبان بیشتری قرار گرفت تا اینکه متین آلبوم کامل خود را به بازار عرضه کرد.

او با تمام سختی هایی که پشت سر گذاشت آهنگ آدامکهای غم زده را به بازار عرضه نمود ولی این آهنگ دچار دستبرد دوستانی از قبیل امید عامری و ... گردید که بعدها مدعی هم شدند .

به گفته بعضی از افراد متین قادر به خواندن آهنگ ?و? نیست ولی با آلبوم مشروب و با آهنگ

( اونی که میخواستم ) اسباط کرد که میتونه این جور آهنگ ها رو بخوانه.


متین آلبوم مورچه ها رو به بازار عرضه کرد و همین آهنگ رو به صورت کلیپ تصویری در آوارده که بعد از آن دو تک آهنگ به اسم های مستقیم و خداحافظی رو اجرا کرده است.


متین بعد از این آلبوم ها به دبی رفته و بعد از آن هم به مالزی سفری کرده و تمام ایام عید را در اونجا سپری کرده که در دبی شهبال  (گروه بلک کتس )  به او در خواست همکاری را داده بود که متین آن را رد کرد.

متین به همراه دوستش  هوشمند (کامیاب) به ایران برگشته و در حال ساختن آلبوم جدیدش است که درباره ی دبی است .

امید عامری  از متین قول همکاری گرفته ولی او باز هم به او از اون باشه ها گفته است.

در مورد سبک متین:

به گفته خود متین دو هنجره او دو شخصیت کاملا احساسی هستند که شخصیت اول (صدای بم) او انسان کاملا خشن و افسار گسیخته است ولی در مقابل او شخصیت دوم(صدای نازک) کاملا احساساتی و همیشه از عواطف میگوید.


 
comment نظرات ()
 
 
تاریخچه نوار غزه
نویسنده : ادمین - ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸
 

تاریخچه نوار غزه

نوار غزه ناحیه ای است نوار گونه که در کنار دریای مدیترانه و در منطقه خاورمیانه قرار دارد.نوار غزه از جنوب غربی با مصر و از شمال وشرق با فلسطین اشغالی هم مرز است.منطقه نوار غزه 41 کیلومتر طول و در بخش هایی از 6تا12 کیلومتر عرض دارد مساحت کلی نوار غزه 360 کیلومتر مربع است.نوار غزه نامش را از شهر غزه که بزرگترین شهر در منطقه نوار غزه است  می گیرد.مردمی که در منطقه نوار غزه زندگی میکنند تماما فلسطینی هستند.

هم اکنون کنترل نوار غزه در دست نیروهای گروه شبه نظامی حماس است.اطلاعات جمعیتی حدود یک میلیون و سیصد هزار فلسطینی  در باریکه غزه زندگی میکنند.

بیشتر این فلسطینیان اعقاب پناهندگانی تشکیل میدهد که در طول جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1948 از اسرائیل خارج شدند.تا سال 1967 جمعیت باریکه غزه شش برابر شد.و از آن زمان این جمعیت همواره در حال رشد است.فقر،بیکاری و شرایط نا مساعد زندگی در این منطقه به وفور به چشم میخورد.و دلایل این وضعیت به نرخ شدیدا بالای تولد،آسیب دیدن اقتصاد منطقه در نتیجه بسته شدن مرز های آن توسط اسرائیل پس از انتفاذه اول،وبی کفایتی مقامات تشکیلات خودگردان فلسطین اعلام شده است.از دهه 1970 به بعد،21 شهرک یهودی نشین در حوالی نوار غزه احداث شد،اما این شهرک ها در اوت2005 تخلیه شدند.

بیش از 99درصد از ساکنان باریکه غزه را مسلمانان و حدود 1 درصد از جمعیت این منطقه را اقلیت مسیحیان فلسطینی تشکیل میدهند.

 

به امید نابودی اسرائیل و آزادی قدس.


 
comment نظرات ()
 
 
وجه تسمیه پاوه و اورامانات – معنی پاو چیست؟
نویسنده : ادمین - ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸
 

وجه تسمیه پاوه و اورامانات – معنی پاو چیست؟

1 – وجه تسمیه پاوه را به (پاو) سردار یزگرد سوم نسبت میدهند و معتقدند یزگرد سوم او را به منظور تجدید آیین زرتشت به منطقه روانه کرده است.دو قلعه ((دژ)) و ((پاسگه)) که هنوز در پاوه دیده میشوند،بازمانده برج و باروهای آن سردار است.روایت میکنند در جایی نزدیک پاوه که اینک آن را ((جنگاه)) می نامند مردم قدیم پاوه با ((سعد و قاص)) جنگیدند.همچنین معنی لغوی پاوهایستاده بر روی پاههای خود،و در آیین اوستایی یعنی پاکی در رفتار،پندار و گفتار است.

 

2 – دیگر اینکه اورامان در اصل ((هورامان)) است که از ترکیب واژه های هور یا خور به اضافه آمان بوده و به معنای محل غروب خورشید است.منطقه اورامانات یکی از  نواحی تاریخی و محل جنگ های متعددی از جمله جنگهای ساسانیان و جنگهای سپاه اسلام بوده است.

عده ای بر این باورند که اورامان از اورتن یا اورامن نام یکی از سردارن ساسانی که برای تبلیغ آیین زرتشت به منطقه روانه شده بود گرفته شده و نام سروده های دینی زرتشتیان است که به احترام آن سردار اورامان نامیده شذه است.    


 
comment نظرات ()
 
 
اورامان لهون کجاست و چه معنی دارد؟
نویسنده : ادمین - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸
 

اورامان لهون کجاست و چه معنی دارد؟

شهرستان پاوه در بخشی از منطقه وسیع اورامان قرار دارد، این قسمت از اورامان را لهون می گویند که از طریق مشرق و جنوب شرقی به سنندج و کامیاران و از شمال به اورامان تخت و مریوان واز طرف غرب به خاک عراق متصل است.در گذشته مرکز آن نوسود بوده و اکنون به شهرستان پاوه انتقال یافته است.رودخانه سیروان از ابتدای اورامان لهون جریان میابد و بعد از مشرب کردن اورامان تخت به خاک عراق می ریزد.سراسر اورامان لهون زیر چتر کوه زیبای شاهو قرار دارد.لهون به معنای ((جنوبی)) و منطقه کوهستانی است و در مقابل آن اورامان ((تخت)) است که در قسمت شمالی اوارامان قرار دارد.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه دیوید بوهر
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳
 

نیلز هنریک دیوید بوهر در سال 1885 و در کپنهاک دانمارک به دنیا آمد. پدر او کریستیان بوهر استاد فیزیولوژی دانشگاه کپنهاک و مادرش اِلن آلدر بوهر دختر یک خانواده یهودی دانمارکی سرشناس در مراکز بانکی و پارلمانی بود. خانواده بوهر کلیسا رو نبودند ولی زن خانواده برخلاف یهودی بودنش توافق کرده بود که بچه ها مسیحی بار آورده شوند. بوهر در سال 1903 در رشته فیزیک دانشگاه کپنهاک نام نویسی کرد. در دانشگاه نیلز با انجام آزمایشهایی درباره نیروی کشش سطحی آب و اندازه گیری آن نیرو خود را ممتاز کرد و توانست به پاس انجام آن کار مدال طلای آکادمی علوم و ادبیات دانمارک را به دست آورد. وی در سال 1911 با نوشتن تزی درباره نظریه الکترونی فلزات- که تأکید آن بر نارسایی های فیزیک کلاسیک درتوضیح رفتار ماده در سطح اتمی بود- درجه دکترای خود را دریافت کرد. نوشتن آن تز آغاز تمرکز اندیشه وی بر روی موضوع تحقیق بقیه دوره زندگی خود بود. بوهر در انگلستان پس از همکاری مختصری با ج.ج. تامسون در کمبریج رهسپار آزمایشگاه رادرفورد در منچستر شد. داشتن رابطه با رادرفورد سرمشق حیات علمی بعدی او شد. آن دو از همان نخستین ملاقات با یکدیگر دوست شدند و تا پایان عمر دوستانی نزدیک باقی ماندند. در واقع رادرفورد بود که بوهر را به بالاترین تراز پژوهش در زمینه فیزیک آورد. بوهر که در درک اهمیت نظری شگرف و ارزش انکشافی الگوی هسته ای اتم که در سال 1910 توسط رادرفورد عرضه شده بود- ذهنی تند و تیز داشت از آن استفاده کرد تا نکات ریز را روشن سازد:
1- خواص شیمیایی یک اتم از جمله جای آن در جدول تناوبی بستگی به آرایش الکترونهای آن دارد.
2- خواص رادیواکتیو (پرتو زا) با هسته مرتبط است.
3- ایزوتوپها متناظرند با اتمهایی که دارای الکترونهای یکسان اما هسته های جرمی متفاوتند.
4- فروپاشی پرتو زا بار هسته و در نتیجه تعداد الکترونها و هویت شیمیایی اتم را تغییر می دهد.
بوهر سپس به نحوه تعیین ماهیت دقیق رابطه میان عدد اتمی یک عنصر که فشرده و خلاصه ای از رفتار شیمیایی آن به شمار می رود و تعداد الکترونهای موجود در اتم پی برد. بوهر در سال 1912 به دانمارک بازگشت و به سمت دانشیاری فیزیک دانشگاه کپنهاک منصوب شد. او پس از شکل گیری حرفه آینده اش در کپنهاک با مارگارت نورلند ازدواج کرد. ازدواج آن دو پیوندی محکم و پر از خوشبختی از آب در آمد و برای بوهر منبع مادام العمر وفاق و قوت شد. زن و شوهر شش فرزند پسر پیدا کردند که چهارتن از آنها به سن بلوغ و بالاتر از آن رسیدند. بوهر در پی استقرار در کپنهاک به اندیشه درباره جنبه های نظری مدل اتم هسته دار رادرفورد ادامه داد. این مدل مانند منظومه شمسی بسیار کوچک با هسته ای در میان به مثابه خورشید و الکترونهایی در حال گردش به گرد آن به مثابه سیارات بود. فیزیکدانان آن را در در کل پذیرفته بودند اما در آن اشکال بزرگی هم که امروزه آن را یک ناهنجاری می خوانند می دیدند. به موجب نظریه الکترومغناطیس ذره باردار و چرخانی مانند الکتروند باید در هر دور گردش مقداری انرژی به صورت تابش پخش و در نتیجه بخشی از انرژی خود را از دست بدهد. طبق تئوری در چنین حالتی دایره مسیر باید مارپیچ وار تنگ و تنگ تر شده الکترون سرانجام به درون هسته سقوط میکند اما این وضع پیش نیامده و الکترونها به داخل هسته فرو نمی ریزند و اتم به مدت نامحدود پایدار باقی می ماند. ناهنجاری بدین سان در این مغایرت رفتار الکترون با پیش بینی نظریه الکترومغناطیس بود.
بوهر برای یافتن توضیح مسأله شیوه تازه ای به کار برد و گفت: تئوری بی تئوری. الکترون تا زمانی که به چرخش ادامه می دهد هیچ تابشی از خود به بیرون نمی فرستد. او این را در حالی می گفت که نظریه و شواهد آزمایشگاهی، هر دو، نشان می دادند که وقتی هیدروژن حرارت ببیند از خود نور تابش میکند و عقیده این بود که آن نور از الکترون اتم هم تابش می شود. بوهر در سال 1913 با آن روش به تجسم ساختاری برای اتم دست یافت. بوهر در توضیح چگونگی رفتار الکترون از وجود رابطه جدیدی بین ماده و ور سخن به میان آورد و گفت که الکترون در رفتن از مداری به مدار دیگر انرژی، بصورت بسته یا پیمانه هایی از انرژی تشعشعی جذب یا تابش می کند (چیزی که امروزه فوتون یا کوآنتوم نور نامیده می شود). هرچه طول موج تابیده کمتر باشد انرژی فوتون آن بیشتر است.
هیدروژن سه خط طیفی روشن به رنگهای قرمز، سبز متمایل به آبی و آبی دارد. بوهر تشریح کرد که این خطوط رنگی واضح طیف همان تابشهای اتم هیدروژن هستند. نور قرمز هنگامی تابش می شود که الکترون از مدار سوم به مدار دوم بجهد و نور سبز متمایل به آبی مربوط به جهش الکترون از مدار چهارم به دوم است. در آغاز بسیاری از فیزیکدانان مسن تر از جمله ج.ج تامسون درباره درستی نظریه بوهر تردید کردند اما رادرفورد از حامیان آن شد بطوریکه نظریه جدید سرانجام پذیرفته شد. بوهر در سال 1913 سه مقاله درباره ساختار اتم منتشر کرد که یکی از آنها مقاله «درباره ساختمان اتم و مولکول» بود. او سالهای 1914 تا 1916 را در منچستر گذرانید و یکبار دیگر در آنجا تحت حمایت رادرفورد به کار پراخت. پس از آن در سال 1916 تصدی کرسی استادی فیزیک دانشگاه کپنهاک به او پیشنهاد شد. وی به قصد قبول آن به دانمارک بازگشت و تا پایان عمر مدیر آن مؤسسه باقی ماند.
فرهنگستان علوم سوئد در نوامبر سال 1922 جایزه فیزیک نوبل را به نیلز بوهر اعطاء کرد. او ششمین دانمارکی و نخستین فیزیکدان دانمارکی بود که به دریافت آن نشان افتخار نائل می آمد. بوهر در دهه 1930 ضمن ادامه کار روی نظریه کوانتومی، سهمی نیز در پیشبرد زمینه جدید فیزیک هسته ای ادا کرد. برداشت او از هسته اتم که وی آن را به قطره ای مایع تشبیه کرد، قدم مهمی در راه درک پدیده های هسته ای بسیار شد. مدل او به ویژه در درک نحوه شکافت هسته اتم که در سال 1939 مشاهده شد نقشی کلیدی داشت. پس از جنگ جهانی دوم، بوهر که بیشتر و به عبث کوشیده بود تا رهبران کشورهای متفق را به پذیرش نظرات خود در مورد پیشگامی بین المللی به منظور محدود ساختن خطرات جنگ هسته ای برانگیزد. در ماه ژوئن 1950 نامه سرگشاده ای خطاب به سازمان ملل متحد انتشار داد و درخواست خویش مبنی بر ایجاد یک «دنیای آزاد» را به عنوان پیش شرط صلح تکرار کرد. از جمله فعالیتهای علمی بعدی او نقش رهبرانه ای بود که در سال 1955 در سازمان دادن به مؤسسه ای دانمارکی برای استفاده سازنده از کار مایه هسته ای ایفا کرد. بوهر در سالهای پایانی عمر خود در عرصه دانش فیزیک بیشتر یک تماشاگر بود تا یک ایفا کننده نقش و با این حال هنوز در ایجاد یک جو اخلاقی قوی در جامعه اعمال نفوذ مهمی می کرد. او در دوره اشتغال به حرفه خود به دو نسل فیزیکدان اثر گذاشت، به روش برخورد آنها با مسائل علمی شکل داد و برای نشان دادن راه درست زیستن به انسان دانش پژوه الگویی از شخص خود ارائه داد. بوهر در 18 نوامبر سال 1962 در سن هفتاد و هفت سالگی در کپنهاک درگذشت. وی شخصیت علمی بسیار محبوبی بود که پس از مرگش جهان متمدن یکسر در سوگ فرو رفت. بوهر در سرتاسر زندگی حرفه ای ممتاز خود شخصیتی روحاً انسان دوست و عمیقاً بین المللی بود.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگینامه لئونارد اویلر
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳
 

لئونارد اویلر در پانزدهم آوریل 1707 در شهر بازل سوئس متولد شد. پدرش از کشیشان پیرو کالون بود و میل داشت پسرش جانشین او شود ولی اویلر برخلاف میل او در دانشگاه بازل به مطالعه علوم الهی پرداخت. پدر اویلر تعلیمات مقدماتی از جمله ریاضیات را به او داد. اویلر بعداً چند سالی را در بازل به سر برد و در یکی از دبیرستانهای (گومنازیوم) نسبتاً در سطح پایین محلی به تحصیل پرداخت. در دبیرستان ریاضیات اصلاً تدریس نمی شد و در نتیجه اویلر این دانش را به طور خصوصی نزد ریاضیدانی به نام یوهان بورکهارت آموخت. در سال 1720، اویلر که هنوز چهارده سال نداشت وارد بخش ادب و هنر دانشگاه بازل شد تا پیش از کسب تخصص اطلاعات عمومی بیندوزد. از جمله استادان او یوهان یکم برنوس بود که در کرسی ریاضیات جانشین برادر یاکوب شده بود. دویلر در سال 1722 معادل درجه لیسانس در ادبیات را دریافت کرد و در سال 1723 در رشته فلسفه فوق لیسانس گرفت. در هجده سالگی پژوهشهای مستقل را آغاز کرد. نخستین کار او یادداشت کوچکی بود درباره رسم منحنیهای همزمان در یک ملأ مقاوم که در سال 1726 منتشر شد. در پی آن در همان نشریه مقاله ای درباره مسیرهای متقابل جبری انتشار داد (1727). در پاییز 1726 از اویلر دعوت شد که به عنوان دستیار فیزیولوژی در سن پترزبورگ خدمت کند. در 1727 از بازل به سن پترزبورگ رفت. در آنجا بی درنگ این بخت مساعد را یافت که در رشته واقعی خود کار کند و به عنوان عضو وابسته فرهنگستان بخش ریاضیات منصوب شد. در سال 1731 به استادی فیزیک رسید و در 1733 که دانیل برنولی به عنوان استاد ریاضیات به بازل بازگشت، اویلر جانشین وی شد. او از مرداد 1727 گزارشهایی درباره پژوهشهای خویش به جلسات فرهنگستان می فرستاد. او آنها را در جلد دوم صورت جلسات فرهنگستان (گزارشهای فرهنگستان امپراتوری علوم یتروگراد) انتشار داد (سن پترزبورگ 1729). شهرت اویلر از 19 سالگی آغاز می گردد زیرا در این سن بود که آکادمی پاریس حل مشکلی را درباره ساختمان دکل کشتی به مسابقه گذاشته بود و مقاله اویلر در این مورد مقام دوم را احراز نمود. اویلر طی چهارده سالی که در سن پترزبورگ بود به کشفهای درخشانی در زمینه هایی چون تحلیل ریاضی، نظریه اعداد و مکانیک دست یافت تا 1741 بین هشتاد تا نود اثر برای انتشار آماده کرده بود که پنجاه و پنج تای آنها از جمله دو جلد (مکانیک) را منتشر ساخت. اویلر در آن زمان عضو دو فرهنگستان سن پترزبورگ و برلین بود و سپس به عضویت انجمن پادشاهی لندن (1749) و فرهنگستان علوم پاریس (1755) نیز انتخاب گردید. در سال 1753 به عضویت انجمن فیزیک و ریاضیات بازل برگزیده شد. اویلر در 1741 پس از چهارده سال اقامت در روسیه به برلین رفت و بیست و پنج سال بعد را در آنجا سپری کرد. او هنوز برای هر دو فرهنگستان برلین و سن پترزبورگ کار می کرد. در تبدیل «انجمن علوم» سابق به یک فرهنگستان بزرگ که در سال 1744 رسماً با نام فرانسوی «فرهنگستان پادشاهی علوم و ادبیات برلین» بنیاد نهاده شد، فعالیت فراوان داشت. طی این دوره اویلر به تنوع پژوهشهای خود بسیار افزود. در همچشمی با دالامبر و دانیل برنولی دانش فیزیک ریاضی را پایه ریزی کرد و در پیشبرد نظریه حرکت ماه و سیارات از رقیبان کلرو و دالامبر هر دو بود. در همان زمان نظریه حرکت جامدات را منقح ساخت. ابزار ریاضی هیدرودینامیک را فراهم آورد. هندسه دیفرانسیل سطوح را ابداع کرد و به شدت درباره نورشناسی، برق و مغناطیس به پژوهش پرداخت. همچنین درباره مسائل فن آوری نظیر ساختن دوربینهای شکستنی بیرنگ، تکمیل دوربین آبی زگنر و نظریه چرخهای دندانه دار به تفکر پرداخت. شمار آثار اویلر در دوره اقامت در برلین از 380 کمتر نبود که از آن میان 275 اثر انتشار یافتند. از جمله تعدادی کتابهای مفصل تکنگاشتی درباره حساب جامع و فاضل تغییرات، کتابی بنیادین درباره محاسبه مدارهای اجرام آسمانی، کتابی درباره توپخانه و پرتاب گلوله، کتاب «مدخلی به تحلیل نامتناهیها»، رساله ای در کشتی سازی و دریانوردی که صورت آغازین آن در سن پترزبورگ تهیه شده بود. نخستین نظریه او درباره حرکت ماه و اصول حساب دیفرانسیل سه کتاب آخر به هزینه فرهنگستان سن پترزبورگ انتشار یافتند و در آخر رساله ای بود درباره مکانیک جامدات به نام (نظریه حرکت اجسام جامد) (1756)، رساله مشهور (نامه هایی به یک شاهزاده خانم آلمانی درباره موضوعهای مختلف فیزیک و فلسفه) که در واقع درسهایی بود که اویلر به یکی از بستگان پادشاه پروس داده بود، تا پیش از بازگشت اویلر به سن پترزبورگ انتشار نیافتند. این کتاب موفقیتی بی نظیر یافت و دوازده بار به زبان اصلی تجدید چاپ گردید و به بسیاری زبانهای دیگر نیز ترجمه شد. اویلر همچنان به مطالعات ریاضی خود ادامه می داد و رفقایش او را روح آنالیز ریاضی می دانستند. آراگو درباره اویلر چنین گفته است: اویلر با همان سهولتی که انسان نفس می کشد محاسبات ریاضی را انجام می دهد. اویلر به معنای گسترده ای که در سده هجدهم برای کلمه هندسه به کار می رفت هندسه دان بود. در کار او ریاضیات بستگی نزدیکی با کاربرد سایر علوم با مسائل فناوری و با زندگی عمومی داشت. در آثار ریاضی اویلر تحلیل ریاضی جایگاه نخست را دارد. هفده جلد از (مجموعه آثار) او در این زمینه است. او با کشفیات خاص متعدد به تحلیل ریاضی یاری داد. نحوه عرضه آن درکتابهای درسی خود را منظم ساخت. در بنیانگذاری رشته های متعدد مهم ریاضی نظیر حساب جامع و فاضل تغییرات، نظریه معادلات دیفرانسیل، نظریه مقدمانی توابع متغیرهای مختلط و نظریه توابع خاص بی اندازه کمک کرد. اویلر بسیاری از قراردادهای کنونی علائم ریاضی را وارد میدان کرد:
نماد e برای نمایش شالوده دستگاه لگاریتم طبیعی، استفاده از حرف f و دو کمان برای نمایش مثلاً تابع ، نشانه های نوین برای توابع مثلثاتی، نشانه n برای مجموع مقسوم علیه های عدد، علائم y و y و غیره برای تفاضلهای متناهی و نشانه برای مجموع و حرف I برای 1- . کشفهایی که درنیمه سده هجدهم در زمینه تحلیل ریاضی انجام گرفته بود به شیوه ای منظم به وسیله اویلر در دوره سه کتابی زیر خلاصه شده است: مدخلی بر تحلیل نامتناهی ها (1748)، روشهای حساب دیفرانسیل (1755)و روشهای حساب انتگرال (1768-1770). او هر روز اکتشافی به اکتشافات خود می افزود و تعداد آنها آنقدر زیاد است که حتی امروزه موفق به چاپ کامل آثار او نگردیده اند. در همین اوقات بود که مسئله ای از طرف آکادمی مطرح شد و اویلر در عرض سه روز آن را حل کرد و مریض شد و در این بیماری یک چشم خود را از دست داد. در شصت سالگی بود که بدبختی عجیبی به او روی کرد و آن از دست دادن چشم دیگرش بود. گرچه چشم او را با موفقیت عمل کردند ولی زخم آن دچار عفونت شد و برای همیشه چشمان خود را از دست داد. اویلر مردی که از تندخویی و حسادت به کنار بود در هجدهم سپتامبر 1783 هنگامی که مشغول محاسبه مسیر اورانوس بود ناگهان با گفتن کلمه «من مردم» زندگی را بدرود گفت.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه ارشمیدس
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳
 

ارشمیدس دانشمند و ریاضیدان یونانی در سال 212 قبل از میلاد در شهر سیراکوز یونان چشم به جهان گشود و در جوانی برای آموختن دانش به اسکندریه رفت. بیشتر دوران زندگیش را در زادگاهش گذرانید و با فرمانروای این شهر دوستی نزدیک داشت. در اینجا سخن از معروفترین استحمامی است که یک انسان در تاریخ بشریت انجام داده است. در داستانها چنین آمده است که بیش از 2000 سال پیش در شهر سیراکوز پایتخت ایالت یونانی سیسیل آن زمان ارشمیدس مکانیکدان و ریاضیدان و مشاور دربار پادشاه یمرون یکی از معروفترین کشفهای خود را در خزینه حمام انجام داد. روزی که او در حمامی عمومی به داخل خزینه حمام پا نهاد و در آن نشست و حین این کار بالا آمدن آب خزینه را مشاهده کرد ناگهان فکری به مغزش خطور کرد. او بلافاصله لنگی را به دور خود پیچید و با این شکل و شمایل به سمت خانه روان شد و مرتب فریاد می زد: یافتم، یافتم به زبان یونانی Heureca! Heureca او چه چیزی یافته بود؟
پادشاه به او مأموریت داده بود راز کار جواهر ساز خیانتکار دربار او را کشف و او را رسوا کند. شاه هیرون بر کار جواهر ساز شک کرده بود و چنین می پنداشت که او بخشی از طلایی را که برای ساختن تاج شاهی به وی داده بود برای خود برداشته و باقی آن را با فلز نقره که بسیار ارزانتر بود مخلوط کرده و تاج را ساخته است. هرچند ارشمیدس می دانست که فلزات گوناگون وزن مخصوص متفاوت دارند ولی او تا آن لحظه این طور فکر می کرد ک مجبور است تاج شاهی را ذوب کند، آن را به صورت شمش طلا قالب ریزی کند تا بتواند وزن آن را با شمش طلای نابی به همان اندازه مقایسه کند. اما در این روش تاج شاهی نیز از بین می رفت، پس او مجبور بود راه دیگری برای این کار بیابد. در آن روز که در خزینه حمام نشسته بود دید که آب خزینه بالاتر آمد و بلافاصله تشخیص داد که بدن او میزان معینی از آب را در خزینه حمام پس زده و جابه جا کرده است. او با عجله و سراسیمه به خانه بازگشت و شروع به آزمایش عملی این یافته کرد. او چنین اندیشید که اجسام هم اندازه، مقدار آب یکسانی را جابه جا می کنند ولی اگر از نظر وزنی به موضوع نگاه کنیم یک شمش نیم کیلویی طلا کوچکتر از یک شمش نقره به همان وزن است (طلا تقریباً دو برابر نقره وزن دارد) بنابراین باید مقدار کمتری آب را جابه جا کند. این فرضیه ارشمیدس بود و آزمایشهای او این فرضیه را اثبات کرد. او برای این کار نیاز به یک ظرف آب و سه وزنه با وزنهای مساوی داشت که این سه وزنه عبارت بودند از تاج شاهی، هم وزن آن طلای ناب و دوباره هم وزن آن نقره ناب. او در آزمایش خود تشخیص داد که تاج شاهی میزان بیشتری آب را نسبت به شمش طلای هم وزنش پس می راند ولی این میزان آب کمتر از میزان آبی است که شمش نقره هم وزن آن را جابه جا می کند. به این ترتیب ثابت شد که تاج شاهی از طلای ناب و خالص ساخته نشده بلکه جواهر ساز متقلب و خیانتکار آن را از مخلوطی از طلا و نقره ساخته است. به همین ترتیب ارشمیدس یکی از چشمگیرترین رازهای طبیعت را کشف کرد آن هم اینکه می توان وزن اجسام سخت را با کمک مقدار آبی که جابه جا می کنند اندازه گیری کرد. این قانون (وزن مخصوص) را که امروزه چگالی می گویند «اصل ارشمیدس» می نامند. حتی امروز هم هنوز پس از 23 قرن بسیاری از دانشمندان در محاسبات خود متکی به این اصل هستند.
به هر حال ارشمیدس در رشته ریاضیات از ظرفیتهای هوشی بسیار والا و چشمگیری برخوردار بود. او منجنیقهای شگفت آوری برای دفاع از سرزمین خود اختراع کرد که بسیار سودمند افتاد. او توانست سطح و حجم جسمهایی مانند کره، استوانه و مخروط را حساب کند و روش نوینی برای اندازه گیری در دانش ریاضی پدید آورد. همچنین به دست آوردن عدد نیز از کارهای گرانقدر وی است. او کتابهایی درباره خصوصیات و روشهای اندازه گیری اشکال و احجام هندسی از قبیل مخروط منحنی حلزونی و خط مارپیچ، سهمی، سطح کره و استوانه می دانست. علاوه بر آن او قوانینی درباره سطح شیبدار، پیچ اهرم و مرکز ثقل کشف کرد.
ارشمیدس در مورد خودش گفته ای دارد که با وجود گذشت قرنها جاودان مانده و آن اینست: «نقطه اتکایی به من بدهید، من زمین را از جا بلند خواهم کرد.» عین همین اظهار به صورت دیگری در متون ادبی زبان یونانی از قول ارشمیدس نقل شده است اما مفهوم در هر دو صورت یکی است. ارشمیدس هم چون عقاب گوشه گیر و منزوی بود. در جوانی به مصر مسافرت کرد و مدتی در شهر اسکندریه به تحصیل پرداخت و در این شهر دو دوست صمیمی یافت یکی کونون (این شخص ریاضیدان قابلی بود که ارشمیدس چه از لحاظ فکری و چه از نظر شخصی برای وی احترام بسیار داشت) و دیگری اراتوستن که گرچه ریاضیدان لایقی بود اما مردی سطحی به شمار می رفت که برای خویش احترام خارق العاده ای قائل بود.
ارشمیدس با کونون ارتباط و مکاتبه دائمی داشت و قسمت مهم و زیبایی از آثار خویش را در این نامه ها با او در میان گذاشت و بعدها که کونون درگذشت ارشمیدس با دوسته که از شاگردان کونون بود مکاتبه می کرد.
یکی از روشهای نوین ارشمیدس در ریاضیات به دست آوردن عدد پی بود. وی برای محاسبه عدد پی، یعنی نسبت محیط دایره به قطر آن روشی به دست داد و ثابت کرد که عدد محصور ما بین و است. گذشته از آن روشهای مختلف برای تعیین جذر تقریبی اعداد به دست داد و از مطالعه آنها معلوم می شود که وی قبل از ریاضی دان هندی با کسرهای متصل یا مداوم آشنایی داشته است.
در حساب روش غیرعملی و چند عملی یونانیان را- که برای نمایش اعداد ازعلائم متفاوت استفاده می کردند- به کنار گذاشت و پیش خود دستگاه شماری اختراع کرد که به کمک آن ممکن بود هر عدد بزرگی را بنویسیم و بخوانیم.
دانش تعادل مایعات بوسیله ارشمیدس کشف شد و وی توانست قوانین آن را برای تعیین وضع تعادل اجسام غوطه ور به کار ببرد.
همچنین برای اولین بار برخی از اصول مکانیک را به وضوح و دقت بیان کرد و قوانین اهرم را کشف کرد.
در سال 1906 ج.ل. هایبرگ مورخ دانشمند و متخصص تاریخ ریاضیات یونانی در شهر قسطنطنیه موفق به کشف مدرک باارزشی شد. این مدرک کتابی است به نام «قضایای مکانیک و روش آنها» که ارشمیدس برای دوست خود اراتوستن فرستاده بود. موضوع این کتاب مقایسه حجم یا سطح نامعلوم شکلی با احجام و سطوح معلوم اشکال دیگر است که بوسیله آن ارشمیدس موفق به تعیین نتایج مطلوب می شد. این روش یکی از عناوین افتخار ارشمیدس است که ما را مجاز می دارد که وی را به مفهوم صاحب فکر جدید و امروزی بدانیم، زیرا وی چیز و هرچیزی را که استفاده از آن به نحوی ممکن بود به کار می برد تا بتواند به مسائلی که ذهن او را مشغول می داشتند حمله ور گردد. دومین نکته ای که ما را مجاز می دارد که عنوان «متجدد» به ارشمیدس بدهیم روشهای محاسبه اوست. وی دو هزار سال قبل از نیوتن و لایب نیتس موفق به اختراع حساب انتگرال شد و حتی در حل یکی از مسائل خویش نکته ای را به کار برد که می توان او را از پیش قدمان فکر ایجاد حساب دیفرانسیل دانست.
زندگی ارشمیدس با آرامش کامل می گذشت همچون زندگی هر ریاضیدان دیگری که تأمین کامل داشته باشد و بتواند همه ممکنات هوش و نبوغ خود را به مرحله اجرا درآورد. زمانی که رومیان در سال 212 قبل از میلاد شهر سیراکوز را به تصرف خود درآوردند سردار رومی مارسلوس دستور داد که هیچ یک از سپاهیانش حق اذیت و آزار و توهین و ضرب و جرح این دانشمند و متفکر مشهور و بزرگ را ندارند با این وجود ارشمیدس قربانی غلبه رومیان بر شهر سیراکوز شد. او به وسیله ی سرباز مست رومی به قتل رسید و این در حالی بود که در میدان بازار شهر در حال اندیشیدن به یک مسئله ریاضی بود. میگویند آخرین کلمات او این بود: دایره های مرا خراب نکن. به این ترتیب بود که زندگی ارشمیدس بزرگترین دانشمند تمام دورانها خاتمه پذیرفت. این ریاضیدان بی دفاع هفتاد و پنج ساله در سال 287 قبل از میلاد به جهان دیگر رفت.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه نصیر الدین طوسی
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳
 

محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیر الدین طوسی در تاریخ 15 جمادی الاول سال 598 هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یکی از سرشناس ترین و با نفوذترین چهره های تاریخ اسلامی است. علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت را نزد خالویش بابا افضل ایوبی کاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت. خواجه نصیر الدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر (یازدهم) نام نهاده اند. علامه حلی که یکی از شاگردان خواجه نصیر الدین طوسی می باشد درباره استادش چنین می نویسد: خواجه نصیر الدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت. او اشرف کسانی است که ما آنها را درک کرده ایم. خدا نورانی کند ضریح او را. در خدمت او الهیات، شفای ابن سینا و تذکره ای در هیئت را که از تألیفات خود آن بزرگوار است قرائت کردم. پس او را اجل مختوم دریافت و خدای روح او را مقدس کناد. نصیرالدین زمانی پیش از سال 611 در مقابل پیشروی مغولان به یکی از قلعه های ناصرالدین محتشم فرمانروای اسماعیلی پناه برد. این کار به وی امکان داد که برخی از آثار مهم اخلاقی، منطقی، فلسفی و ریاضی خود از جمله مشهورترین کتابش «اخلاق ناصری» را به رشته تحریر درآورد. وقتی که هولاکو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال 635 پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد که رصدخانه بزرگی در مراغه احداث کند که شروع آن از سال 638 بود. برای کمک به رصد خانه علاوه کمکهای مالی دولت اوقاف سراسر کشور نیز در اختیار خواجه گذارده شده بود که از عشر (یک دهم) آن جهت امر رصدخانه و خرید وسایل و اسباب و آلات و کتب استفاده می نمود در نزدیکی رصد خانه کتابخانه بزرگی ساخته شده بود که در حدود چهارصد هزار جلد کتب نفیس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرار داده بود که از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند در جوار رصدخانه یک سرای عالی برای خواجه و جماعت منجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه ای جهت استفاده طلاب دانشجویان. این کارها مدت 13 سال به طول انجامید تا اینکه ایلخان هلاکوی مغولی در سال 663 درگذشت. لیکن خواجه تا آخرین دقایق عمر خود اجازه نداد که خللی در کار آنجا رخ دهد و کوشش بسیار نمود که آن رصد خانه و کتابخانه از بین نرود.
قسمت اعظم 150 رساله و نامه های طوسی به زبان عربی نوشته شده است. وسعت معلومات و نفوذ او با ابن سینا قابل قیاس است جز آنکه ابن سینا پزشک بهتری بود و طوسی ریاضیدان برتری. از پنج کتابی که در زمینه منطق نوشته شده است اساس الاقتباس از همه مهمتر است. در ریاضیات تحریرهایی بر آثار آوتولوکوس، آرستاخوس، اقلیدس، آپولونیوس، ارشمیدس، هوپسیکلس، تئودوسیوس منلائوس و بطلمیوس نوشت. از جمله مهمترین آثار اصیل وی در حساب هندسه و مثلثات جوامع الحساب بالتخت و التراب، رساله الشافیه و اثر معروفش کتاب شکل القطاع است که به نوشته های رگیومونتانوس اثر گذارده است. معروفترین آثار نجومی وی زیج ایلخانی که در سال 650 نوشته شده می باشد و همچنین تذکره فی علم الهیئه است. کتاب تنسوق نامه و کتابهایی در زمینه اختربینی نیز نوشته است. احتمالاً برجسته ترین کار طوسی در ریاضیات در زمینه مثلثات بوده است در کشف القناع عن اسرار شکل القطاع، وی نخستین کسی بود که مثلثات را بدون توسل به قضیه منلائوس یا نجوم توسعه بخشید و هم او بود که برای نخستین بار قضیه جیوب را، که رویداد برجسته ای در تاریخ ریاضیات است به روشنی بیان کرد. در نجوم تذکره فی علم الهیئه وی شاید کاملترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی و معرف تنها الگوی ریاضی جدید حرکات سیارات است که در نجوم قرون وسطی نوشته شده است. این کتاب به احتمال زیاد از راه نوشته های منجمان بیزانسی به کوپرنیک اثر گذاشته است و همراه با کار شاگردان طوسی متضمن تمام تازه های نجومی کوپرنیکی است به استثنای فرضیه خورشید مرکزی آن. نصیر الدین طوسی با اینکه سرو کارش بیشتر در سیاست و اجتماع بوده روشن ترین راه را که برای رسیدن به جهان جاودانی نشان می دهد دیانت است. اگرچهت در تمام توشته های خود دم از استقلال و معرفت می زند اما آشکارا می گوید دانش تنها از ایمان و دین حاصل می شود و حقیقت دانش را دین میداند که تسلی بخش جانها و روان بخش کالبدهای افسرده است. طوسی بیشتر به عنوان منجم معروف است و رصدخانه وی یک مؤسسه علمی در تاریخ علم به شمار می رود. کتاب تنسوق نامه او از لحاظ موضوع فقط در مقایسه با مشابهش یعنی کتاب بیرونی (کتاب الجماهر فی معرفت الجواهر) در درجه دوم اهمیت قرار دارد. طوسی یکی از پیشروترین فلاسفه اسلامی است که تعیمات مشّائی ابن سینا را پس از آن که در طول دو سده در محاق «کلام» قرار گرفته بودند احیاء کرد. او مظهر نخستین مرحله ترکیب تدریجی مکتبهای مشّائی و اشراقی است. اخلاق ناصری وی رایج ترین کتاب اخلاقی بین مسلمانان هند و ایران بوده است. تجرید العقاید او در کلام مبنای الهیات اصولی شیعه دوازده امامی است. طوسی احتمالاً بیش از هر فرد دیگر مایه احیای علوم اسلامی بوده است. گروهی خواجه را برهم زننده وحدت دو ملت عربی و اسلامی می پندارند و می گویند به دست او وحدت عربی در آن زمان پاشیده شد. در حقیقت خواجه در این باب گناهی نداشت و اگر لیاقت خواجه پس از آن همه وقایع و خونریزی به داد مسلمانان نرسیده بود جهان اسلامی امروز چه وضعیتی داشت؟ در سال 672 هجری قمری نصیر الدین طوسی با جمعی از شاگردان خود به بغداد رفت که بقایای کتابهای تاراج رفته را جمع آوری و به مراغه بازگرداند اما اجل مهلتش نداد و در تاریخ 18 ذی الحجه سال 672 هجری قمری در کاظمین نزدیک بغداد دار فانی را وداع گفت. نصیر الدین طوسی ستاره درخشانی بود که در افق تاریک مغول درخشید و در هر شهری که پاگذارد آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخت و در آن دوره تاریک وجود چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز بود.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه گالیلئو گالیله
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳
 

گالیلئو گالیله در سال 1564 در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد. وی تا 19 سالگی تمام مطالعات خود را در ادبیات متمرکز نموده بود تا اینکه روزی در یکی از مراسم مذهبی کلیسا مشاهده چهل چراغی که در بالای سرش نوسان می کرد توجه او را جلب کرد. او هنگام مشاهده توجه کرد که هرچند دامنه نوسان هر بار کوتاهتر می شود لیکن زمان نوسان همواره ثابت باقی می ماند اغلب انسانها شاید در این مشاهده چیز خاصی را نمی یافتند ولی گالیله از روح کنجکاو و پژوهشگر دانشمندان برخوردار بود او از آن لحظه شروع به اجرای یک رشته آزمایشهای عملی کرد به این ترتیب که وزنه هایی را به یک ریسمان بست و از محلی آویزان نمود و آنها را به این سو و آن سو به نوسان در آورد. در آن دوران هنوز ساعتهای دقیق با عقربه ثانیه شمار نبود و بنابراین گالیله برای اندازه گیری زمان حرکات وزنه های آویزان و در حال نوسان از ضربات نبض خود سود می جست. او دریافت که مشاهداتش در کلیسای جامع پیزا صحت دارد. اگرچه دامنه نوسان هر بار کوتاهتر می شد اما هر نوسان زمان مشابه نوسانهای قبلی را در بر می گرفت به این ترتیب گالیله قانون آونگ را کشف کرده بود. قانون آونگ گالیله امروزه همچنان در امور گوناگون به کار می رود مثلاً برای اندازه گیری حرکات ستارگان و یا مهار روند کار ساعتها از این قانون استفاده می کنند. آزمایشهای او درباره آونگ آغاز فیزیک دینامیک جدید بود واکنشی که قوانین حرکت و نیروهایی را که باعث حرکت می شوند در بر می گیرد. گالیله در سال 1588 در دانشگاه پیزا مدرک دکتری (استادی) گرفت و در همانجا برای تدریس ریاضیات باقی ماند. او در 25 سالگی دومین کشف بزرگ علمی خود را به انجام رسانید، کشفی که باعث از بین رفتن یک نظریه به جا مانده دوهزار ساله شد و دشمنان زیادی برایش آفرید. در دوران گالیله بخش بسیاری از علوم براساس فرضیه های فیلسوف بزرگ یونانی- ارسطو که در قرن چهارم پیش از میلاد می زیست بنا شده بود اثر او به عنوان مرجع و سرچشمه تمامی علوم به شمار می آمد. هر کس که به یکی از قانونها و قواعد ارسطو شک می کرد انسان کامل و عاقلی به شمار نمی آمد. یکی از قواعدی که ارسطو بیان کرده بود این ادعا بود که اجسام سنگین تندتر از اجسام سبک سقوط می کنند. گالیله ادعا می کرد که این قاعده اشتباه است به طوریکه می گویند او برای اثبات این خطا از استادان هم دانشگاهی خود دعوت به عمل آورد تا به همراه او به بالاترین طبقه برج مایل پیزا بروند. گالیله دو گلوله توپ یکی به وزن 5 کیلو و دیگری به وزن نیم کیلو با خود برداشت و از فراز برج پیزا هر دو گلوله را به طور همزمان به پایین رها کرد، در کمال شگفتی تمام حاضران در صحنه مشاهده کردند که هر دو گلوله به طور همزمان به زمین رسیدند. گالیله به این ترتیب که قانون فیزیکی مهم را کشف کرد (سقوط اجسام به وزن آنها بستگی ندارد.) در همین موقع که گالیله مشغول مطالعه بود ناگهان شایع شد که در سوئیس عدسی ها را با هم ترکیب کرده اند و توانسته اند اجسام را از مسافات دور مشاهده نمایند. از این موضوع اطلاع صحیحی در دست نیست ولی اینطور مشهور است که «زاخاری یانسن» که در میدان میدلبورک عینک ساز بود اولین دوربین نزدیک کننده اشیاء را بین سالهای 1590 و 1609 ساخته بود ولی عینک ساز دیگری به نام «هانس یپرشی» اختراع او را با تردستی از او می رباید و در اکتبر 1608 امتیاز آن را به نام خود ثبت می نماید. گالیله هم در این موقع موفق به ساختن دوربین مشابهی گردید ولی این دستگاه قدرت زیادی نداشت اما مطلب مهم این بود که اصل اختراع کشف شده بود و ساختن دوربین قوی تر فقط کار فنی بود. این دوربین به رئیس حکومت ونیز تقدیم شد و در کنار ناقوس «سن مارک» گذاشته شد. سناتورها و تجار ثروتمند در پشت دوربین قرار گرفتند و همگی دچار حیرت و تعجب شدند چون آنها خروج مؤمنین را ازکلیسای مجاور و کشتیهایی را که در دورترین نقاط افق در حرکت بودند مشاهده نمودند ولی گالیله فوراً دوربین را به طرف آسمان متوجه ساخت مشاهده مناظری که تا آن زمان هیچ چشمی قادر به تماشای آن نبود شور و شعفی فراوان در گالیله به وجود آورد. گالیله مشاهده نمود که ماه برخلاف گفته ارسطو که آن را کره ای صاف و صیقلی می دانست پوشیده از کوه ها و دره هایی است که نور خورشید برجستگی های آنها را مشخص تر می سازد به علاوه ملاحظه نمود که چهار قمر کوچک به دور سیاره مشتری در حرکت هستند و بالاخره لکه های خورشید را به چشم دید. دانشمند بزرگ در سال 1610 تمام این نتایج را در جزوه ای به نام قاصد آسمان انتشار داد که موجب تحسین و تمجید بسیار گشت ولی انتشار کتاب قاصد آسمان فقط تحسین و تمجید همراه نداشت بلکه جمعی از مردم بر او اعتراض کردند و از او می پرسیدند که چرا تعداد سیارات را هفت نمی داند و حال آنکه تعداد فلزات هفت است و شمعدان معبد هفت شاخه دارد و در کله آدمی هفت سوراخ موجود است، گالیله در جواب تمام این سؤالات فقط گفت با چشم خود در دوربین نگاه کنید تا از شما رفع اشتباه شود.
مشاهدات و پژوهشهای گالیله او را به این وادی رهنمون شدند که فرضیه های علمی را که براساس آنها زمین در مرکزیت عالم قرار داشت و خورشید و ستارگان به دور آن می گشتند مردود می شمرد. نزدیک به نیم قرن پیش از آن کوپرنیک اثر بزرگ خود را -که طی آن ثابت کرد خورشید در مرکز دستگاه ستاره ای ما نیست و زمین و سیاره ها به دور آن می گردند- در معرض اذهان عموم قرار داده بود. این فرضیه کوپرنیک مورد لعن و نفرین کلیسا قرار گرفته بود و زمانی که گالیله آشکارا اعلام داشت که این فرضیه صحت دارد و او با آن موافق است، نظریه کوپرنیک به دست فراموشی سپرده شده بود اعلامیه گالیله اعتراضات شدیدی را برانگیخت. روحانیون عالی مقام کلیسای کاتولیک دوباره خشمگینانه فرضیه کوپرنیک را به شدت محکوم کرده و آن را مطرود شمردند. گالیله با شخصیتهای بزرگی مانند کاردینال «بلاربن» و کاردینال «باربرینی» سابقه دوستی داشت که از او حمایت می کردند ولی این شخصیتهای بزرگ نتوانستند مانع آن شوند که واتیکان در سال 1616 اصول و عقاید کوپرنیک را محکوم کند.
گالیله نمی توانست مخالفین خود را به وسیله تجربه و مشاهده محکوم کند زیرا هیچگونه استدلال غیرمذهبی برای ایشان کافی نبود و روحانیون برای هر چیز غیر از کتاب مقدس را مطابق میل خود تغییر دهد. چون این کار ممکن نبود طبعاً می بایست گالیله محکوم شود و حتی اگر خود پاپ هم از صمیم قلب معتقد به عقاید کوپرنیک بود محاکمه گالیله و محکومیت او اجتناب ناپذیر بود. در سال 1632 که دوست او کاردینال «باربرینی» به نام اوربن هفتم پاپ شده بود از موقعیت استفاده کرد و ضربت بزرگی را وارد نمود. وی کتابی به زبان ایتالیایی منتشر کرد که در آن سه نفر مشغول گفتگو هستند یکی از آنها از بطلمیوس و دو نفر دیگر از کوپرنیک دفاع می کنند. با انتشار این کتاب خشم و غضب روحانیون چند صد برابر گشت و بدتر از همه اینکه برای پاپ این سوء تفاهم ایجاد شد که شخص ابله و احمقی که در مکالمات از بطلمیوس دفاع می کند خود اوست. گالیله را به رم احضار کردند و او را در منزل یکی از اعضای عالی رتبه دیوان تفتیش عقاید جای دادند. در همین اوقات دختر پدر مقدس مشغول تهیه ادعا نامه او بود و در روز 20 ماه ژوئن 1633 محکوم را به آنجا احضار کردند و در 22 ژوئن وادارش نمودند که توبه نامه زیر را امضاء کند.
من گالیله در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده ام و در حالیکه کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس می کنم توبه می کنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار می کنم و آن را منفور و مطرود می نمایم.
گالیله بعد از محاکمه در منزل دوستش پیکولومینی اسقف شهر سین محبوس شد ولی بعد از مدتی به او اجازه داده شد تا در خانه ییلاقی خود واقع در آرستری اقامت کند.
گالیله تا دم مرگ بر اعتقاد خویش پا برجا ماند. او به طور پنهانی به آزمایشهای تجربی خود ادامه داد و پیش از آنکه در سال 1642 در آرستری در حومه فلورانس دار فانی را وداع گوید دو کتاب ارزشمند دیگر را نیز به رشته تحریر در آورد. آثار او نخست در سال 1835 از سوی کلیسای کاتولیک از لیست سیاه، (لیست کتابهای ممنوعه) خارج شد و اجازه انتشار یافت. امروزه ما به گالیله به عنوان یک پژوهشگر سخت کوش که بشریت بسیار به او مدیون است احترام می گذاریم. او به جهان نشان داد که یک دانشمند باید این آزادی را داشته باشد که نظریه هایی را که اشتباه هستند نقد کند و نظریه های جدیدی را بنیان گذارد. او همچنین نشان داد که یک دانشمند نباید خود را گرفتار دستورها و یا روایات دینی تحریف شده کند.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه ایزاک نیوتن
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
 

ایزاک نیوتن که در روز 25 دسامبر 1642 یعنی سال مرگ گالیله متولد شد از خانواده ای است که افراد آن کشاورزان مستقل و متوسط الحال بودند و مجاور دریا در قریه وولستورپ می زیستند نیوتن قبل از موعد متولد شد و زودرس به دنیا آمد و چنان ضعیف بود که مادر گمان برد او حتی روز اول زندگی را هم نتواند به پایان برد پدرش نیز در عین حال اسحق نام داشت و در سی سالگی و قبل از تولد فرزندش درگذشت. پدرش مردی بوده است ضعیف با رفتار غیرعادی زودرنج و عصبی مزاج. مادرش هاناآیساک زنی بود مقتصد، خانه داری بود صاحب کفایت و صنعتگری با لیاقت. آیزاک دوره کودکی شادی نداشت او سه ساله بود که مادرش با بارناباس المیت کشیش مرفه با سنی دو برابر سن خود ازدواج کرد. جدایی از مادر ظاهراً سخت بر شخصیت او اثر گذاشت و تقریباً مسلم است که رفتار بعدی وی نسبت به زنان را نیز شکل داد. نیوتن هیچگاه ازدواج نکرد اما یک بار (شاید هم دوبار) نامزد کرد به نظر می آمد که تمرکز او منحصراً روی کارش بود نه سالی که نیوتن در وولستوپ جدا از مادر گذرانید برای وی سالهای دردناکی بود داستانهایی سر زبان است که نیوتن جوان ازقبه کلیسا بالا می رفت تا نورث ویتام ده مجاور را که مادرش اینک در آن زندگی می کرد ببیند.
آموزش ابتدایی رسمی نیوتن در دو مدرسه کوچک دهکده های اسکلینگتن و راچفورد صورت گرفته بود که هر دو برای رفت و آمد روزانه به خانه او نزدیک بودند چنین به نظر می رسد که اول بار داییی او که کشیشی به نام ویلیام آیسکاف بوده است متوجه شد که در نیوتن استعدادی مافوق کودکان عادی وجود دارد.
بدین ترتیب ویلیام آیسکاف مادر را مجاب کرد که کودک را به دانشگاه کمبریج (که خودش نیز از شاگردان قدیمی این دانشگاه بود) بفرستند زیرا مادر نیوتن قصد داشت وی را در خانه نگهدارد تا در کارهای مزرعه او را کمک کند در این هنگام نیوتن 15 ساله بود کمبریج در آن زمان دیگر آکسفورد را از مقام اولی که داشت خلع کرده به قلب پیوریتانیسم انگلیس و کانون زندگی روشنفکری آن کشور بدل شده بود. نیوتن در آنجا مانند هزاران دانشجوی دیگر دوره کارشناسی، خود را غرق مطالعه آثار ارسطو و افلاطون می کرد نیوتن در یکی از روزهای سال 1663 یا 1664 شعار زیر را در کتابچه یادداشت خود وارد کرد. «افلاطون دوست من و ارسطو هم دوست من است اما بهترین دوست من حقیقت است.» او از کارهای دکارت در هندسه تحلیلی شروع کرده سریعاً تا مبحث روشهای جبری پیش آمده بود در آوریل 1665 که نیوتن درجه کارشناسی خود را گرفت دوره آموزشی او که می توانست چشمگیرترین دوره در کل تاریخ دانشگاه باشد بدون هیچگونه شناسایی رسمی به اتمام رسید. در حدود سال 1665 مرض طاعون شیوع یافت و دانشگاه دانشجویان خود را مرخص کرد نیوتن به زادگاه خود مراجعه کرد همین موقع بود که هوش و استعداد نابغه بزرگ آشکار گشت زیرا تمام کتابها و جزوه های خود را در دانشگاه جا گذاشته بود فکر خود را آزاد گذاشت که به تنهایی از منابع خاص خود استفاده کند در این هنگام نیوتن بیش از بیست و دو سال نداشت ولی بیش از ارشمیدس و دکارت درباره معرفت ساختمان جهان دقیق شده بود نیوتن ضمن دو سالی که در وولستوپ بود «حساب عنصار بی نهایت کوچک» «قانون جاذبه عمومی» را کشف کرد و تئوری نور را بنیان گذاشت این داستان که سقوط سیبی از درخت نیوتن را به فکر کشف نیروی جاذبه عمومی انداخته است به نظر درست می آید او از آن لحظه این پرسشها را برای خود مطرح کرد: چرا سیب به پایین نه به بالا سقوط می کند؟ و چرا ماه بر زمین نمی افتد. این اندیشه ها بعدها او را به کشف قانون گرانش رهنمون شدند هنگامی که نیوتن چندین سال بعد پاسخ این پرسش را توانست بیابد در واقع یکی از قانونهای فیزیک را کشف کرده بود که بر تمام عالم حکمفرماست «قانون نیروی گرانش زمین.» او پس از شیوع طاعون و بازگشت به ملک زراعی مادرش، طی 18 ماه به آگاهیها و کشفهایی بیش از آنچه که دانشمندان دیگر در تمام طول عمر خود دست می یابند، دست یافت او در این مدت ساخت و ساز قانون نیروی گرانش را آغاز کرد او درباره نور و رنگهای آن پژوهش کرد دلیل جزر و مد را کشف کرد قوانین و حرکات بخصوصی را به درستی تشخیص داد و معادله هایی برای آن نوشت که بعدها اساس و بنیان دانش مکانیک شد در مورد نیروی گرانش نیوتن معتقد بود که نه تنها زمین چنین نیروی گرانشی دارد بلکه تمام اجسام و اجرام چنین خصوصیتی دارند. روزی که او منشوری را در دست گرفت و اجازه داد تا پرتو نور خورشید از میان آن عبور کند او با این کار کشف کرد که نور سفید به هنگام ورود به منشور شیشه ای منحرف می شود و به هفت پرتو نور اصلی با رنگهای گوناگون تجزیه می شود آنها رنگهای رنگین کمان هستند که طیف یا بیناب نامیده می شوند و عبارتند از: سرخ، نارنجی، زرد، سبز، ابی، نیلی و بنفش. او تمام این کشفیات را در یک دوره زمانی 18 ماه به انجام رسایند بالاخره طاعون ریشه کن شد و او به لندن برگشت تا تحصیلات خود را به پایان برد. او سه سال پس از آن را صرف کاوش و پژوهش در ماهیت و طبیعت نور کرد همچنین نخستین دوربین نجومی آیینه ای را ساخت تلسکوپ آیینه ای رصد خانهن مونت پالومار در کالیفرنیا نیز که آیینه آن پنج متر قطر داد براساس اصول و قواعل نیوتن بنا شده است. نیوتن در اثر مطالعات فراوان مبتلا به ناراحتی عصبی شد از دو ناراحتی عصبی که نیوتن پیدا کرد اولی ظاهراً در سال 1678 و دومی در سال بعد از فوت مادر او بود در این دوره وی به مدت شش سال از هر گونه مکاتبه ای مربوط به تلاشهای ذهنی دست کشید به هر صورت عالم کیهانی بود. دوران مابین 1684 و 1686 از نظر تاریخ فکری بشر مقام ارجمندی دارد در این دوران هالی توانست با تدبیر بسیار نیوتن را وادار کند که اکتشافا تخویش را در نجوم و علم حرکات به منظور انتشار تدوین کند و نیوتن نیز به این کار رضایت داد در سال 1687 در سن چهل و پنج سالگی قانون جاذبه زمین و سه قانون درباره حرکت را در کتابش که به زبان لاتین نوشته شده بود و «اصول» (Principle) نام داشت با خرج هالی منتشر کرد نیوتن به مطالعات عظیم دیگری پرداخت که حتی امروزه نیز کامل نشده است و آن اینکه با به کار بردن قوانین علم حرکات و قانون جاذبه عمومی فرورفتگی زمین را در دو قطب آن که نتیجه دوران روزانه زمین به دور محورش می باشد محاسبه کرد و به کمک این محاسبه درصدد بر آمد سیر تکامل تدریجی سیاره را مورد مطالعه قرار دهد. نیوتن تغییرات وزن اجسام را برحسب تغییر عرض جغرافیایی مکان به دست آورد و نیز ثابت کرد که هر جسم توخالی که به سطوح کروی متحد المرکز و متجانس محدود شده باشد نمی تواند هیچگونه نیرویی بر اجسام با ابعاد کوچک که در نقطه غیرمشخصی در داخل آن قرار داشته باشند اعمال کند نیوتن در پاییز سال 1692 هنگامیکه به پنجاه سالگی نزدیک می شد به سختی مریض و بستری شد به طوری که از هرگونه قوت و غذایی بیزار شد و دچار بیخوابی مفرط گردید که به تدریج به بی خوابی کامل تبدیل شد خبر کسالت شدید نیوتن در قاره اروپا انتشاریافت لیکن بعد از آنکه خبر بهبود او را دادند دوستانش شادمان گشتند. حکومت بریتانیا به منظور قدردانی از خدمات این دانشمند بزرگ یک منصب بسیار بالای دولتی به وی اعطا کرد او در سال 1700 میلادی به عنوان خزانه داری کل سلطنتی محسوب شد منصبی که تا اخر عمرش آن را حفظ کرد در همان سال به عضویت آکادمی علمی فرانسه نیز انتخاب شد در سال 1705 علیا حضرت ملکه آن (ملکه انگلیس) به وی عنوان «سر» اعطا کرد و به احتمال قوی اعطای این افتخار بیشتر به مناسبت خدمات او درضرب مسکوکات بوده است تا به علت تقدم فضل او در معبد عقل و کمال.وی چندی پیش از وفاتش با نگاهی به زندگی علمی طولانی گذشته اش از آن این خلاصه را به دست داد: من نمی دانم به چشم مردم دنیا چگونه می آیم اما در چشم خود به کودکی می مانم که در کنار دریا بازی می کند و توجه خود را هر زمان به یافتن ریگی صافتر یا صدفی زیباتر منعطف می کند در حالیکه اقیانوس بزرگ حقیقت همچنان نامکشوف مانده در جلوی او گسترده است اخرین روزهای زندگی وی تأثر برانگیز و از جنبه انسانی قوی و عمیق بوده است اگرچه نیوتن نیز مانند سایر افراد بشر از رنج فراوان بی بهره نماند لیکن بردباری بسیاری که در مقابل درد و شکنجه دائمی دو سه سال اخیر زندگانی خویش نشان داد شکوفه های دیگری بر تاج گلی که بر فرق او قرار دارد می افزاید. در آخرین روزهای زندگی سرفه ای مداوم او را بسیار ضعیف کرد و عاقبت بعد از آنکه چند روزی از درد جانگداز آسوده بود در نهایت آرامش در 20 مارس 1727 در هشتاد و چهار سالگی در لندن در گذشت و با عزت و شرف بسیار در وستمینستر آبی به خاک سپرده شد برای قدردانی از این دانشمند بزرگ واحد نیرو را نیوتن نامیده اند و به اختصار با حرف N نشان می دهند بدون تردید می توان گفت در تاریخ بشریت نامی مافوق نیوتن وجود نداشته و هیچ اثری از لحاظ عظمت و بزرگی مانند کتاب (اصول) او نخواهد بود لاپلاس بزرگترین ادامه دهنده اکتشافات او درباره اش چنین می گوید: کتاب اصول بنای معظمی است که تا ابد عمق دانش نابغه بزرگی را که کاشف مهمترین قوانین طبیعت بوده است به جهانیان مدلل خواهد داشت. لاگرانژ درباره او چنین می گوید: نیوتن خوشبخت بود که توانست دستگاه جهان را توصیف کند افسوس که در عالم بیش از یک آسمان وجود ندارد ولتر مشهورترین ستایندگان او چنین نوشته است: ای رازدار آسمانها و ای جواهر ابدی راست بگو تو نسبت به نیوتن حسادت نمی ورزی؟


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه نیکولاس کوپرنیک
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
 

نیکولاس کوپرنیک در نوزدهم سال 1473 در شهر تورن واقع در لهستان متولد شد و چون پدرش را از دست داده بود تربیت و پرورش او به دست عمویش انجام گرفت. عمویش که یکی از کشیشان بزرگ بود او را برای تحصیل به دانشگاه «کراکووی» فرستاد. کوپرنیک در بیست و سه سالگی برای تحصیل در رشته طب به دانشگاه «پادو» وارد شد و ضمناً در دانشگاه بولونی تحصیل نجوم می کرد. طولی نکشید که در اثر بروز استعداد خویش یک کرسی تدریس ریاضیات را به دست آورد. کوپرنیک در سن 25 سالگی به شهر رم آمد. او در دانشگاه رم استاد اختر شناسی شد و به شاگردانش علوم آسمان شناسی نقل شده از دورانهای پیشین را که اخترشناس یونانی «بطلمیوس» حدود 1370 سال قبل از زمان او بنیان نهاده بود تدریس می کرد. در تصویر بطلمیوس از نظام عالم زمین مرکز عالم است و سیارات هر یک در دایره ای که شعاع آن فاصله سیاره تا زمین است به گرد زمین می چرخند. این نظریه پاکیزه و مرتب بود و می شد از آن برای محاسبات مداری سیاره ها نیزاستفاده کرد اما هرچه که بود نظریه ای غلط بود و باید هزار و هفتصد سال می گذشت و مشاهدات نجومی با دقت کافی امکانپذیر و انجام می شد تا زمینه به زیر سؤال رفتن آن فراهم می گردید. آغاز گر انقلاب علمی که سرانجام علم یونان را از تخت به زیر کشید نیکولاس کوپرنیک بود که با کار خود انسان اندیشگر را در مسیرخلاقیت بهتری قرار داد. براساس نظریه بطلمیوس عالم از شرق به غرب به دور زمین می گردد ولی کوپرنیک خود از آنچه که درس می داد ناراضی بود. بسیاری از چیزهایی که او مشاهده کرده بود با این فرضیه قابل توجیه و بیان نبود و خود فرضیه نیز دارای تضادها و تناقضهایی بود، مثلاً چرا ستارگان در مقایسه با ماه سریعتر حرکت می کردند تا در مقایسه با خورشید؟ چرا تعدادی از ستارگان به ظاهر حرکتی دورانی به دور آسمان داشتند؟ به همین جهت تصمیم گرفت کرسی استادی خود در دانشگاه را ترک کند تا بتواند عمیق تر و اصولی تر به پژوهش در دانش اخترشناسی بپردازد. او در سال 1501 پس از چند سال تحقیق در ایتالیا به وطن خود بازگشت و در آنجا به عنوان متولی کلیسای جامع شهر فرائن بورگ در پروسیا و دبیر و مشاور عمویش در منطقه «ارم لند» به کار پرداخت. او به عنوان کشیش کلیسای شهر مراسم مذهبی را رهبری می کرد و به عنوان پزشک به معالجه بیماران می پراخت. به عنوان یک مخترع یک سیستم سد بندی و ذخیره آب با یک آسیای آبران اختراع کرد که بوسیله آن آب آشامیدنی از یک رودخانه که در فاصله 3 کیلومتری قرار داشت به داخل شهر هدایت می شد و بالاخره به عنوان ریاضیدان و حسابدار یک روش پولی سکه ای جدید برای پروسیای غربی و پادشاهی لهستان بنا نهاد. از آنجایی که نخستین تلسکوپ سالها پس از مرگ او اختراع شد مجبور بود برای پژوهش در زمینه حرکات اجرام آسمانی تنها به چشمان خود متکی باشد. او برای این کار دستور داد در اتاق مطالعه اش در برج کلیسا شکافهایی در سقف ایجاد کنند. او می توانست شبها مشاهده کند که ستارگان چگونه بر فراز این شکافها عبور می کنند. وی در سال 1507 دریافت که اگر به جای زمین خورشید مرکز عالم فرض شود جداول نجومی موقعیت مکانی سیارات با دقت بس بهتری قابل محاسبه است. ترتیب جدیدی که کوپرنیک برای موقعیت سیارات بر پایه افزایش فاصله آنها تا خورشید در نظر گرفت- یعنی ترتیب: عطارد، زهره، زمین، ماه، مریخ، مشتری و زحل جای ترتیب قبلی در نظریه زمین مرکزی را گرفت. بنابر اصل پیشنهادی کوپرنیک چنانچه مدار گردش زمین به دور خورشید از مدارات مشتری و زحل تنگ تر باشد زمین متناوباً از آنها پیش افتاده، سبب می شود آن دو در آسمان شب در حال چرخش در جهت معکوس به نظر آیند. دیگر اینکه پدیده تقدیم اعتدالین را اینک می شد با فرض تکان خوردن زمین (لرزش خفیف شبیه لرزش ژله) حین چرخش به دور محور خود توضیح داد.
اعتدالین به هنگام عبور خورشید از صفحه مدار بر استوای زمین رخ می دهند و برابری طول شب و روز در سراسر کره زمین را سبب می شوند. اعتدال بهاری حوالی اول فروردین ماه و اعتدال پاییزی در حوالی آخر شهریور رخ می دهد. مشکل در آن زمان این بود که اعتدالین هر سال اندکی زودتر رخ می دادند و نظریه قدیمی بطلمیوس قادر به توضیح آن رویداد نبود. پیدایش فصول سال نیز اگر زمین در سال یکبار به دور خورشید می چرخید و محور آن با راستای قرار گرفتن خورشید زاویه می ساخت، بهتر قابل توضیح بود. کوپرنیک تقریباً چهل سال برای تکمیل پژوهشهای اخترشناسی خود وقت صرف کرد. با پایان یافتن پژوهشها ثابت کرد که تصویر جهانی بطلمیوس اشتباه است. خورشید و سایر ستارگان فقط در ظاهر به دور زمین می گردند. کوپرنیک ثابت کرد که در حقیقت این خورشید است که در مرکز جهان ما قرار دارد و زمین- مانند معدودی از اجرام آسمانی بزرگ دیگر که او مشاهده کرده بود- به دور خورشید در گردش است. او این سیاره ها را Planet نامید که از واژه ای یونانی به معنای مهاجر گرفته شده است که شامل سیاراتی است که پیش از این ذکر شد. کوپرنیک درباره ماه فرضیه بطلمیوس را تأیید می کرد و به این باور بود که ماه واقعاً به دور زمین می چرخد، در حالیکه زمین به دور خورشید می گردد و ماه به عنوان قمر زمین به همراه آن به دور خورشید می گردد. کوپرنیک تا اواخر عمر خود از چاپ کامل نظرات خارق العاده خویش خودداری کرد و تنها در سال 1543 بود که «گفتار درباره چرخش کرات سماوی» او انتشار یافت. افکار آماده در کتاب کوپرنیک بنیادی تر از آن بود که بتوان آنها را جدی گرفت. یک نسخه چاپ شده از آثارش درست قبل از مرگ در بستر بیماری به دست او رسید چون او در آن زمان بیش از هفتاد سال سن داشت و مفلوج و تقریباً نابینا بود بعید به نظر می رسید که موفق به دیدن این اثر بزرگ چاپی شده باشد، اثری که او برای خلق و ایجاد آن تمام عمرش را کار کرده بود. کوپرنیک در بیست و چهارم ماه مه سال 1543 هنگامی که فقط چند روزی از انتشار کتابش می گذشت وفات یافت. کوپرنیک بدون آنکه بداند چه خدمت ارزنده ای به جهان بشریت کرده است دار فانی را وداع گفت. سرانجام پس از گذشت یکصد و پنجاه سال از مرگش دانشمندان اندیشه های او را پذیرفتند. کوپرنیک امروزه بیش از چهار سده پس از مرگش، یکی از بزرگترین ها در قلمرو دانش به شمار می رود.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه ماکس پلانک
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
 

ماکس کارل ارنست لودویگ پلانک در بیست و سوم آوریل سال 1858 در شهر کیل آلمان زاده شد. وی فرزند ششم ویلهلم پلانک استاد علوم قضایی دانشگاه شهر بود. افراد خانواده پلانک احترام زیادی برای آموزش و پرورش و فرهنگ و حفظ ارزشهای سنتی خانواده قائل بودند. والدین همه آنها خصوصیات را به فرزند انتقال داده بودند. نامه های پلانک گوشه ای از زندگی خانوادگی اش را بازگو می کنند که در آنها سخن از گذرانیدن تابستان در تفرجگاه الدنای کنار دریای بالتیک و بازی کروکه روی چمن و از خواندن رمانهای والتر اسکات در هنگام شب و از به روی صحنه آوردن نمایش و موسیقی با شرکت افراد خانواده زیاد به میان می آید. پلانک دوره دبیرستان را درگیمنازوم مکسیمیلان شهر مونیخ گذرانید و در آنجا بود که به علاقه خود پی برد. پلانک اعتبار و امتیاز تفهیم معنای قوانین فیزیک را به خود برای اولین بار به هرمان مولر دبیر ریاضی خویش می دهد. پلانک یک تیزهوش استثنایی نبود. دبیرانش در گیمنازیوم از لحاظ رتبه او را به شاگرد اولی نزدیک میدانستند اما او را در هیچ زمانی شاگرد اول نشناختند. معلمان وی در او جز رفتار شخصی خوب و سختکوشی در کار نشانه ای که حاکی از تابناکی هوش یا وجود استعداد خاصی باشد، ندیدند. به هر حال مهارتهای او در برخوردهای اجتماعی باید از گونه تراز اولی بوده باشد چرا که محبوب معلمان و همکلاسان خود بود. پلانک در پایان دوره گیمنازیوم خود در سال 1784 هنوز تصمیمی در زمینه انتخاب رشته برای آموزشهای بعدی خود نگرفته بود. تا اینک سرانجام ابتدا دانشجوی دوره کارشناسی دانشگاه مونیخ و چندی بعد دانشجوی آن دوره دانشگاه برلین شد. وی به خواندن فیزیک عملی و ریاضیات پرداخت و در پی انتقال به دانشگاه برلین در کلاسهای فیزیکدانان مشهور آن روز هرمان فن هلمهولتز و گوستاو کیرشهوف شرکت کرد. پلانک علاقه خویش به ترمودینامیک را مدیون این دو استاد می دانست. پلانک نظریه مکانیکی گرمای کلاوزیوس را به تفصیل مطالعه کرد و بعدها خاطر نشان ساخت که این مطالعه خصوصی چیزی بود که سرانجام وی را به فیزیک کشاند. پلانک که تحت تأثیر کار و روشنی روش استدلال کلاوزیوس قرار گرفته بود رشته اصلی درس خود را ترمودینامیک انتخاب و بررسی در قانون دوم آن را موضوع تز دکترای سال 1879 خویش در دانشگاه مونیخ کرد.
تز دکترای پلانک مروری بر دو اصل کلاسیک ترمودینامیک بود. اصل اول، اصل بقای انرژی و اصل دوم مفهوم آنتروپی (کمیتی که اندازه اش در تمام فرایندهای فیزیکی حقیقی مدام در افزایش است). افکار پلانک درباره آنتروپی و آزمایشهای پیشنهادی او در آن باره هیچکدام از راهنمایان دانشگاهی ممتاز او را تحت تأثیر قرار نداد. استاد هلمهولتز او را اصلاً نخواند و کیرشهوف هم که آن را خواند از ان خوشش نیامد. حتی کلاوزیوس که منبع الهام او بود کمترین علاقه ای به موضوع نشان نداد. پلانک با آن واکنش استادان نسبت به پایان نامه دکترای خود با وقار و آرامش برخورد کرد و با اشتیاقی حتی بیش از پیش به کار برگشت. فارغ التحصیل شدن وی به سبب بیماری اش با دو سال تأخیر همراه بود اما درجه دکترایی که سرانجام در سال 1879 گرفت با رتبه ممتاز بود.
پلانک در سال 1880 با سمت دانشیاری به هیأت علمی دانشگاه مونیخ پیوست و پنج سال پس از آن به مقام استادی دانشگاه کیل رسید. استخدام به عنوان استاد غیررسمی در دانشگاه کیل پلانک را از استقلال علمی بیشتری برخوردار ساخت. گوستاو کیرشهوف استاد راهنمای قدیمی پلانک در سال 1889 درگذشت و کرسی استادی او در دانشگاه برلین خالی ماند و پلانک به جای کیرشهوف به عنوان استادیار و مدیر مؤسسه فیزیک نظری منصوب شد. پلانک در یکی ازروزها که به یاد نداشته است در چه کلاسی از دانشگاه برلین درس دارد جلوی اتاق دفتر بخش ایستاده و از کارمندی نشانی محل برگزاری درس آن روز پروفسور پلانک را جویا میشود. کارمند در جواب می گوید: آنجا مرو مرد جوان تو بسیار جوانتر از آن هستی که بتوانی درس پلانک، استاد فرهیخته ما را بفهمی. پلانک در پی استقرار در کرسی استادی خویش توجه خود را معطوف پدیده تابش جسم سیاه مشکل روز فیزیک کلاسیک کرد که آن را نخستین بار کیرشهوف به میان آورده بود. پلانک در سال 1900 به این نتیجه رسید که برای توضیح پدیده تابش جسم سیاه باید ایده کاملاً جدیدی را پیش کشید. وی این فکر را در میان نهاد که انرژی نیز مانند ماده از آحاد یا بسته های کوچکی درست شده است. او آن آحاد را کوانتوم نام داد. کلمه ای مأخوذ از زبان لاتینی به معنی «چقدر» و جمع آن کوآنتا بود، این فکر که با اصول و قوانین آن زمان وفق نمی کرد بالطبع مخالفانی بوجود آورد ولی این مخالفتها بیش از پنج سال طول نکشید زیرا تئوری اینشتین که متکی به تئوری کوآنتا بیان شد ارزش واقعی و حقیقی تئوری بیان شده بوسیله پلانک را معلوم نمود. بعد از آنکه پلانک و اینشتین با یکدیگر مکاتباتی آغاز کردند که تا پایان عمر پلانک ادامه یافت و سبب همکاری های مهمی بین آنها در زمینه خواص نور نیز شد.
سهمی که پلانک در پیشبرد علم ادا کرد او را «دانشمند دانشمندان» کرد. او مورد احترام همکاران خود در همه حوزه های علمی و از همه ملیتهای جهان بود. در سال 1918 که جایزه نوبل در فیزیک اعطا می شد، آلبرت اینشتین، نیلز بوهر، ارنست رادرفورد و ورنرهایزنبرگ – که همه می توانستند خود مستحق کسب آن افتخار باشند- مناسبت را با توافق بدون شرط خویش تاریخی تر کرده مستحق ترین شخص برای دریافت جایزه را پلانک دانستند. بدین ترتیب پلانک به اخذ جایزه نوبل نائل آمد و استاد دانشگاه برلین گردید. همچنین شاهد تأسیس «انجمن ماکس پلانک برای پیشبرد علم» به جای انجمن «قیصر ویلهلم» که در سال 1911 پی افکنده شده بود- گردید (خود او از 1930 تا 1937 ریاست این انجمن را برعهده داشت).
پلانک در روز چهارم اکتبر سال 1947 در نود و دو سالگی در پی یک حمله قلبی درگذشت. تاریخ او را به پاس دو کشف عمده اش به یاد خواهد داشت: کشف نظریه کوآنتومی و کشف آلبرت اینشتین در سال 1948 در ستایشنامه ای که عنوان آن «در رثاء ماکس پلانک» بود چنین نوشت:
انسانهای زیادی عمر خود را وقف علم می کنند اما آنها همه به خاطر علم آن کار را نمی کنند عده ای برای آن به معبد علم می آیند که علم به آنها فرصت بروز استعدادهای ویژه شان را می دهد. برای این گروه علم گونه ای ورزش است که آنها از تمرین در آن به وجد می آیند مانند آن ورزشکاری که از تمرین دادن به ماهیچه های قوی خود شاد می شود. گروه دیگری از انسانها به معبد علم برای عرضه توده مغز خود می آیند به آن امید که از آن کار بازده مفیدی بیاندوزند. این عده تنها از آن رو سر از کار علمی در می آورند که شرایط گزینش حرفه انتخابی را به حسب اتفاق پیش روی آنها نهاده است. اگر شرایط حاکم بر آن گزینش به گونه دیگری بود، آنها ممکن بود سیاستمدار یا مدیر تجاری بشوند چنانچه پیش آید که خدا فرشته ای از فرشتگان خود را برای بیرون راندن گروههایی که نام بردم از معبد به پایین بفرستد، بیم آن دارم که معبد از بن خالی شود. با این حال هنوز شمار اندکی از عابدان در آن باقی خواهند ماند برخی از زمان گذشته و برخی از عصر خود ما. پلانکِ ما جای در گروه اخیر دارد و از این روست که ما همه او را دوست داریم.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه لئونارد اویلر
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
 

لئونارد اویلر در پانزدهم آوریل 1707 در شهر بازل سوئس متولد شد. پدرش از کشیشان پیرو کالون بود و میل داشت پسرش جانشین او شود ولی اویلر برخلاف میل او در دانشگاه بازل به مطالعه علوم الهی پرداخت. پدر اویلر تعلیمات مقدماتی از جمله ریاضیات را به او داد. اویلر بعداً چند سالی را در بازل به سر برد و در یکی از دبیرستانهای (گومنازیوم) نسبتاً در سطح پایین محلی به تحصیل پرداخت. در دبیرستان ریاضیات اصلاً تدریس نمی شد و در نتیجه اویلر این دانش را به طور خصوصی نزد ریاضیدانی به نام یوهان بورکهارت آموخت. در سال 1720، اویلر که هنوز چهارده سال نداشت وارد بخش ادب و هنر دانشگاه بازل شد تا پیش از کسب تخصص اطلاعات عمومی بیندوزد. از جمله استادان او یوهان یکم برنوس بود که در کرسی ریاضیات جانشین برادر یاکوب شده بود. دویلر در سال 1722 معادل درجه لیسانس در ادبیات را دریافت کرد و در سال 1723 در رشته فلسفه فوق لیسانس گرفت. در هجده سالگی پژوهشهای مستقل را آغاز کرد. نخستین کار او یادداشت کوچکی بود درباره رسم منحنیهای همزمان در یک ملأ مقاوم که در سال 1726 منتشر شد. در پی آن در همان نشریه مقاله ای درباره مسیرهای متقابل جبری انتشار داد (1727). در پاییز 1726 از اویلر دعوت شد که به عنوان دستیار فیزیولوژی در سن پترزبورگ خدمت کند. در 1727 از بازل به سن پترزبورگ رفت. در آنجا بی درنگ این بخت مساعد را یافت که در رشته واقعی خود کار کند و به عنوان عضو وابسته فرهنگستان بخش ریاضیات منصوب شد. در سال 1731 به استادی فیزیک رسید و در 1733 که دانیل برنولی به عنوان استاد ریاضیات به بازل بازگشت، اویلر جانشین وی شد. او از مرداد 1727 گزارشهایی درباره پژوهشهای خویش به جلسات فرهنگستان می فرستاد. او آنها را در جلد دوم صورت جلسات فرهنگستان (گزارشهای فرهنگستان امپراتوری علوم یتروگراد) انتشار داد (سن پترزبورگ 1729). شهرت اویلر از 19 سالگی آغاز می گردد زیرا در این سن بود که آکادمی پاریس حل مشکلی را درباره ساختمان دکل کشتی به مسابقه گذاشته بود و مقاله اویلر در این مورد مقام دوم را احراز نمود. اویلر طی چهارده سالی که در سن پترزبورگ بود به کشفهای درخشانی در زمینه هایی چون تحلیل ریاضی، نظریه اعداد و مکانیک دست یافت تا 1741 بین هشتاد تا نود اثر برای انتشار آماده کرده بود که پنجاه و پنج تای آنها از جمله دو جلد (مکانیک) را منتشر ساخت. اویلر در آن زمان عضو دو فرهنگستان سن پترزبورگ و برلین بود و سپس به عضویت انجمن پادشاهی لندن (1749) و فرهنگستان علوم پاریس (1755) نیز انتخاب گردید. در سال 1753 به عضویت انجمن فیزیک و ریاضیات بازل برگزیده شد. اویلر در 1741 پس از چهارده سال اقامت در روسیه به برلین رفت و بیست و پنج سال بعد را در آنجا سپری کرد. او هنوز برای هر دو فرهنگستان برلین و سن پترزبورگ کار می کرد. در تبدیل «انجمن علوم» سابق به یک فرهنگستان بزرگ که در سال 1744 رسماً با نام فرانسوی «فرهنگستان پادشاهی علوم و ادبیات برلین» بنیاد نهاده شد، فعالیت فراوان داشت. طی این دوره اویلر به تنوع پژوهشهای خود بسیار افزود. در همچشمی با دالامبر و دانیل برنولی دانش فیزیک ریاضی را پایه ریزی کرد و در پیشبرد نظریه حرکت ماه و سیارات از رقیبان کلرو و دالامبر هر دو بود. در همان زمان نظریه حرکت جامدات را منقح ساخت. ابزار ریاضی هیدرودینامیک را فراهم آورد. هندسه دیفرانسیل سطوح را ابداع کرد و به شدت درباره نورشناسی، برق و مغناطیس به پژوهش پرداخت. همچنین درباره مسائل فن آوری نظیر ساختن دوربینهای شکستنی بیرنگ، تکمیل دوربین آبی زگنر و نظریه چرخهای دندانه دار به تفکر پرداخت. شمار آثار اویلر در دوره اقامت در برلین از 380 کمتر نبود که از آن میان 275 اثر انتشار یافتند. از جمله تعدادی کتابهای مفصل تکنگاشتی درباره حساب جامع و فاضل تغییرات، کتابی بنیادین درباره محاسبه مدارهای اجرام آسمانی، کتابی درباره توپخانه و پرتاب گلوله، کتاب «مدخلی به تحلیل نامتناهیها»، رساله ای در کشتی سازی و دریانوردی که صورت آغازین آن در سن پترزبورگ تهیه شده بود. نخستین نظریه او درباره حرکت ماه و اصول حساب دیفرانسیل سه کتاب آخر به هزینه فرهنگستان سن پترزبورگ انتشار یافتند و در آخر رساله ای بود درباره مکانیک جامدات به نام (نظریه حرکت اجسام جامد) (1756)، رساله مشهور (نامه هایی به یک شاهزاده خانم آلمانی درباره موضوعهای مختلف فیزیک و فلسفه) که در واقع درسهایی بود که اویلر به یکی از بستگان پادشاه پروس داده بود، تا پیش از بازگشت اویلر به سن پترزبورگ انتشار نیافتند. این کتاب موفقیتی بی نظیر یافت و دوازده بار به زبان اصلی تجدید چاپ گردید و به بسیاری زبانهای دیگر نیز ترجمه شد. اویلر همچنان به مطالعات ریاضی خود ادامه می داد و رفقایش او را روح آنالیز ریاضی می دانستند. آراگو درباره اویلر چنین گفته است: اویلر با همان سهولتی که انسان نفس می کشد محاسبات ریاضی را انجام می دهد. اویلر به معنای گسترده ای که در سده هجدهم برای کلمه هندسه به کار می رفت هندسه دان بود. در کار او ریاضیات بستگی نزدیکی با کاربرد سایر علوم با مسائل فناوری و با زندگی عمومی داشت. در آثار ریاضی اویلر تحلیل ریاضی جایگاه نخست را دارد. هفده جلد از (مجموعه آثار) او در این زمینه است. او با کشفیات خاص متعدد به تحلیل ریاضی یاری داد. نحوه عرضه آن درکتابهای درسی خود را منظم ساخت. در بنیانگذاری رشته های متعدد مهم ریاضی نظیر حساب جامع و فاضل تغییرات، نظریه معادلات دیفرانسیل، نظریه مقدمانی توابع متغیرهای مختلط و نظریه توابع خاص بی اندازه کمک کرد. اویلر بسیاری از قراردادهای کنونی علائم ریاضی را وارد میدان کرد:
نماد e برای نمایش شالوده دستگاه لگاریتم طبیعی، استفاده از حرف f و دو کمان برای نمایش مثلاً تابع ، نشانه های نوین برای توابع مثلثاتی، نشانه n برای مجموع مقسوم علیه های عدد، علائم y و y و غیره برای تفاضلهای متناهی و نشانه برای مجموع و حرف I برای 1- . کشفهایی که درنیمه سده هجدهم در زمینه تحلیل ریاضی انجام گرفته بود به شیوه ای منظم به وسیله اویلر در دوره سه کتابی زیر خلاصه شده است: مدخلی بر تحلیل نامتناهی ها (1748)، روشهای حساب دیفرانسیل (1755)و روشهای حساب انتگرال (1768-1770). او هر روز اکتشافی به اکتشافات خود می افزود و تعداد آنها آنقدر زیاد است که حتی امروزه موفق به چاپ کامل آثار او نگردیده اند. در همین اوقات بود که مسئله ای از طرف آکادمی مطرح شد و اویلر در عرض سه روز آن را حل کرد و مریض شد و در این بیماری یک چشم خود را از دست داد. در شصت سالگی بود که بدبختی عجیبی به او روی کرد و آن از دست دادن چشم دیگرش بود. گرچه چشم او را با موفقیت عمل کردند ولی زخم آن دچار عفونت شد و برای همیشه چشمان خود را از دست داد. اویلر مردی که از تندخویی و حسادت به کنار بود در هجدهم سپتامبر 1783 هنگامی که مشغول محاسبه مسیر اورانوس بود ناگهان با گفتن کلمه «من مردم» زندگی را بدرود گفت


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه فردریک گائوس
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
 

شارل. فردریک گائوس فرزند باغبان فقیری از اهالی «برونشویک» آلمان بود که در تاریخ 30 آوریل سال 1777 متولد شد. پدرش مردی شرافتمند و مادرش زنی فعال و باهوش بود. گائوس بیش از سه سال نداشت که پدرش را از اشتباهی که در حساب ورقه ای بود مطلع ساخت و بدین ترتیب توانست استعداد فوق العاده خود را در محاسبه نشان دهد. هنگامیکه گائوس در مدرسه ابتدایی مشغول تحصیل بود و بیش از ده سال نداشت یک روز معلم او سر کلاس شاگردان را وادار نمود که مجموعه سلسله ای از اعداد را با هم جمع کنند ولی هنوز صورت مسئله تمام نشده بود که گائوس ده ساله گفت که من مسئله را حل کردم او متوجه شده بود که اختلاف ما بین او عدد از این سلسله مقداریست ثابت و خود به خود دستوری برای مجموع این نوع سلسله اعداد بوجود آورد. معلم او سخت متعجب شد و اظهار داشت که این کودک از من قویتر است و من دیگر معلوماتی ندارم که به او بیاموزم گائوس در سال 1795 وارد دانشگاه گوتینگن شد و در 19 سالگی به حل بسیاری از مسائل که برای اویلر و لاگرانژ لاینحل مانده بود موفق گردید گائوس نیز همچون ارشمیدس و دکارت و نیوتن در کودکی دچار حادثه ای گردید که ممکن بود ریاضیات را از وجود او محروم سازد وی در اولین سالهای کودکی بود و طغیان آب ترعه ای را که از کنار خانه محقر ایشان می گذشت سرریز کرده بود. کودک که در کنار آب بازی می کرد در ترعه افتاد و چیزی نمانده بود که غرق شود و اگر بر حسب تصادف کارگری که در آن نزدیکی بود وی را نجات نمی داد زندگانی گائوس به همین جا خاتمه می یافت. روز سی ام مارس 1796 یکی از روزهای تاریخی دوران زندگی گائوس است در این روز یعنی درست یک ماه قبل از اینکه نوزده ساله شود گائوس بطور قطع تصمیم به مطالعه در ریاضیات گرفت. از همین روز بود وی دفتر یادداشت علمی خویش را ترتیب داد که یکی از ذیقیمت ترین مدارک تاریخ ریاضیات می باشد و اولین مسئله ای که در آن ثبت شده است همین اکتشاف بزرگ او می باشد.
این دفتر یادداشت فقط از سال 1898 در معرض مطالعه عموم قرار گرفت یعنی چهال و سه سال بعد از وفات گائوس.
گائوس در نهم اکتبر 1805 در بیست و هشت سالگی با یوهانا اشتهوف از اهالی شهر برونسویک ازدواج می کند و در نامه ای که سه روز بعد از نامزدی خود به دوست دانشگاهی خویش ولنگانگ بولیه نوشته است از خوشبختی خویش چنین گفتگو می کند: «زندگانی هنوز به صورت بهاری ابدی با رنگهای جدید و درخشان در مقابل من است.ظ از این ازدواج سه فرزند نصیب او شد که یوزف و مینا و لودویش نام داشتند زنش در یازدهم اکتبر سال 1809 بعد از تولد لودویش وفات یافت. اگرچه سال بعد (چهارم اوت 1810) بخاطر کودکانش از نو ازدواج کرد ولی سالها بعد نیز از زن اول خود با تأثر بسیار گفتگو می کرد. زن دوم او که مینا والدک نام داشت دو پسر و یک دختر برایش آورد.
فقر و تنگدستی گائوس از یک طرف و فوت زنش از طرف دیگر بدبینی عجیبی در او بوجود آورد بطوریکه تا آخر عمر این بدبینی از او جدا نگردید ولی با وجود همه این گرفتاریها و در حالیکه نوشته بود «مرگ بر این زندگی ترجیح دارد» کتاب «تئوری اجسام آسمانی روی مقاطع مخروطی حول خورشید» را انتشار داد و در سال 1811 مسیر ستاره دنباله دار عظیمی را محاسبه نمود و در همین سال یک متیر موهومی را بیان کرد ولی از دیگران مخفی نگهداشت بطوریکه کوشی ریاضیدان معروف دوباره مجبور به کشف آن شد و بدین ترتیب 50 سال علم ریاضی عقب بود. در سال 1833 تلگراف الکتریکی را ساخت و دو کتاب یکی در سال 1827 به نام «تجسسات درباره مسائل مربوط به مساحی عالی» منتشر ساخت و در این هنگام بود که تمام مردم معتقد بودند که گائوس بزرگترین ریاضیدان جهان است ولی گائوس به این افتخارات اهمیت نمی داد و هیچ کس را نزد خود نمی پذیرفت و از خانه خارج نمی شد و تنها در مدت 27 سال فقط یکبار برای شرکت در کنگره علمی به برلین مسافرت کرد. گائوس فقط با زنی به نام «سوفی ژرمن» اهل فرانسه ارتباط داشت این زن در سال 1816 از طرف آکادمی علوم پاریس به اخذ جایزه بزرگ ریاضیات نائل شد. گائوس به آثار والتر اسکات و ژان پول علاقه فراوان داشت و در هفتاد سالگی به فکر آموختن زبان روسی افتاد. گائوس اکتشافات خود را طی سالهای 1796 تا 1814 در نوزده صفحه که شامل 146 اکتشاف مهم بود در سال 1898 منتشر ساخت این جزوه چند صفحه ای گنجینه بزرگی بود که دانشمندان را به کلی حیران نمود.
گائوس اکتشافات خود را همیشه بصورت معما یادداشت می نمود و معتقد بود که فقط برای خود مطالعه می کند. وی هنگامی که در دانشگاه تحصیل می کرد کتاب خود را به نام «تجسسات حسابی» تمام کرد و تئوری اعداد را که تا آن زمان شکل واقعی به خود نگرفته بود بصورت دانش حقیقی درآورد. لاگرانژ ریاضیدان معروف در مورد کتاب گائوس چنین اظهار داشته است:
کتابی را که به عنوان «تجسسات حسابی» منتشر نموده اید مقام علمی شما را تا ردیف بزرگترین ریاضی دانان جهان بالا برده است و قسمتی ازآن که شامل اکتشافات تحلیلی است تاکنون نظیرش بوجود نیامده مقارن با انتشار کتاب گائوس در سال 1801 «پیازی» ستاره کوچک «سرس» را کشف نموده بود و منجمین در صدد محاسبه مدار آن بر آمدند ولی محاسبه آن به استفاده از اعدادی منجر شد که چند کیلومتر طول داشتند. گائوس شروع به کار نمود و روش کلی مطالعه این مسائل را به دست آورد در نتیجه این اکتشاف به عنوان یک منجم مشهور شد و ریاست رصدخانه گوتینگن را به دست آورد.
گائوس در سالهای آخر زندگی مورد توجه و محبت عمومی قرار داشت ولی آنقدر که شایستگی داشت از نعمت خوشبختی بهره مند نبود. در ابتدای سال 1855 کم کم از تصلب عضلات قلب و اتساع حفره های ریوی رنج می برد و آثار آب آوردن در او هویدا شد. آخرین نامه ای که نوشت خطاب به سر دیویه یوستر (فیزیکدان انگلیسی) و درباره اکتشاف تلگراف الکتریکی بود. در صبح روز 23 فوریه 1855 در سن هفتاد و هشت سالگی با آرامش کامل جان سپرد در قلمرو ریاضیات نام او تا ابد جاوید خواهد
ماند


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه جیمز ماکسول
نویسنده : ادمین - ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
 

جیمز. کلارک. ماکسول در سیزدهم نوامبر سال 1831 در ادینبرای اسکاتلند متولد شد از کودکی به ریاضیات و فیزیک علاقه فراوان داشت از سال 1841 ماکسول در فرهنگستان ادینبرا حضور می یافت و در آنجا با لوئیس کمبل زندگینامه نویس و دانش پژه افلاطونی و دوست تمام عمر دیدار می کرد در 1847 وارد دانشگاه ادینبرا شد و تحت تأثیر جیمز دیوید فاربز و سر ویلیام همیلتن قرار گرفت در 1850 به کمبریج رفت و زیر نظر معلم خصوصی بزرگ ویلیام هاپکنز به تحصیل پرداخت و همچنین تحت تأثیر استوکس و ویلیام هیوئل واقع شد او در سال 1854 از تحصیل فراغت یافت و در سال 1855 به عضویت ترینیتی برگزیده شد ماکسول از سال 1856 تا 1865 استادی کالج مارشال در ابردین و کالج کینگ در لندن را عهده دار بود آنگاه از کارهای منظم دانشگاهی کناره گرفت تا به نگارش اثر معروفش «رساله ای درباره برق و مغناطیس» بپردازد در 1871 به عنوان نخستین استاد فیزیک تجربی در کمبریج منصوب شد و نقشه آزمایشگاه کوندیش را طرح کرد و آن را گسترش داد ماکسول علاوه بر پژوهشهای انقلابی در برق مغناطیس و نظریه جنبشی گازها که نام وی را در تاریخ علم جاودان ساختند خدمات قابل توجه دیگری در چندین زمینه انجام داد نخستین مقاله اش درباره روش جدید ترسیم یک مرغانه کامل زمانی انتشار یافت که وی چهارده ساله بود کارهای ابتدایی او در نورشناسی هندسی بود از جمله کشف عدسی «چشم ماهی» (1843) و نور اکشسانی (1840) که با استفاده ازیک جفت منشور قطبنده که ویلیام نیکل به وی داده بود صورت پذیرفت ماکسول در سال 1839 پژوهش در مخلوط رنگها را درآزمایشگاه فاربز آغاز کرد و آنقدر پیش رفت تا دانش رنگ سنجی کمی را آفرید او ثابت کرد که نظیر همه رنگها را می توان با مخلوط کردن عامل طیفی بوجود آورد مشروط بر اینکه افزایش یا کاهش عاملها امکان پذیر باشد او نظریه تامس یانگ درباره سه گیرنده در دیدن رنگها را احیا کرد و نشان داد که کور رنگی به علت ناکارآیی یکی یا بیشتر ازیکی از این گیرنده هاست او اولین عکس سه رنگی را طرح ریزی کرد (1851) بیشتر وقت ماکسول بین سالهای 1845 و 1849 صرف بررسیهای ریاضی حرکات و پایداری حلقه های کیوان (زحل) گردید. ماکسول بر اثر مطالعه در حلقه های زحل که مسأله تعیین حرکات تعداد زیادی از اجسام متصادم را پیش آورد و بر اثر مقالات کلاوزیوس (1847 و 1848) با تصوری از احتمال و مسیرهای آزاد و نیز در نتیجه مطالعات قبلی (یعنی نظریه جنبشی گازها) به فرمول های آماری برای توزیع سرعتها در گازی با فشار یکنواخت انجامید و از آغاز عصر نوینی در فیزیک خبر داد که از تازگی فوق العاده اندیشه ماکسول درباره توصیف فرایندهای عملی فیزیک به وسیله تابعی آماری پدید آمد پژوهشهای ماکسول درباره توصیف فرایندهای عملی فیزیک به وسیله تابعی آماری پدید آمد پژوهشهای ماکسول در زمینه برق در سال1844 آغاز شد این پژوهشها به دو چرخه گسترده تقسیم می شوند چرخه اول از زمان پنج مقاله عمده است در زمینه برق مغناطیس چرخه دوم با تنظیم «رساله ای درباره برق و مغناطیس» و بیشتر از ده مقاله کوتاهتر در زمینه مسائل خاص ادامه می یابد. اندازه گیری های ناروانی گازی در فشارها و دماهای مختلف که ماکسول و همسرش در سال 1855 انجام دادند در آن زمان مفید ترین خدمت به فیزیک تجربی بود مقاله «نظریه پویشی گازها» که بعد از آن عرضه شد بزرگترین تک مقاله ماکسول بود و ماکسول در آن نظریه تازه ای پرورد که در آن مولکولهای گاز به صورت مراکز نیرویی بودند دستخوش نیروی رانش مولکولی از درجه n ام و به جای میانگین مسیر آزاد زمان مشخص کننده ای را قرار می داد و آن «مدول زمان واهلش» تنشها در گاز بود فرایند های کوتاه مدت که با زمان واهلش مقایسه شوند کشسانند و فرایندهایی که طول مدتشان درازتر باشد ناروانند این نظریه واهلش کشش آغازگر تغییر شکل ماده شد و به طور نامستقیم به هر شاخه فیزیک اثر گذاشت ماکسول در دو سال آخر عمر خود دو مقاله بسیار قوی درباره فیزیک مولکولی منتشر ساخت کتاب درسی ماکسول به نام Theory of Heat «نظریه گرما» در سال 1870 منتشر شد و چندین چاپ با تجدید نظر بسیار انتشار یافت همچنین در سال 1873 کتاب خود را به نام «دوره الکتریسیته و مغناطیس» منتشر ساخت و بلافاصله به سمت استاد کرسی فیزیک دانشگاه انتخاب شد ولی عمرش کوتاه بود و در پنجم نوامبر سال 1879 در چهل و نه سالگی وفات یافت


 
comment نظرات ()