پاو

زندگی نامه.معرفی شهر.معرفی کشور.تاریخ.تاریخچه.کد چت روم.چت

 
تعریف نوجوانی
نویسنده : ادمین - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٩
 

 تعریف نوجوانی

روانشناسان در زمینه تعریف نوجوانی اتفاق نظر ندارند، اما به طور کلی می توان گفت که نوجوانی دوره ای است بین کودکی و بزرگسالی که طول مدت آن ......................

....................

 

 

ادامه در ادامه مطلب.


روانشناسی رشد نوجوانی


  تعریف نوجوانی

روانشناسان در زمینه تعریف نوجوانی اتفاق نظر ندارند، اما به طور کلی می توان گفت که نوجوانی دوره ای است بین کودکی و بزرگسالی که طول مدت آن بر حسب فرهنگها و محیطهای مختلف، متفاوت است و حدوداً از ١١ تا ٢٠ سالگی ادامه دارد.



  ویژگیهای دوره نوجوانی

بتدریج که دوره کودکی پشت سر گذاشته می شود و فرد وارد دوره نوجوانی می شود، در ارتباط خود با والدین، مربیان و اطرافیان بازنگری می کند. در نتیجه این بازنگری و بازسازی روابط، فرد نوجوان در رفتار و نگرش خود نیز بررسی هایی انجام می دهد و ارتباط جدیدی را به عنوان یک نوجوان با دیگران برقرار می کند، زیرا در دوره کودکی، معمولاً تفکر کودک قالبی بوده و مطیع دستوارت دیگران است، در حالی که در این دوره به دلیل افزایش سطح آگاهی، شناخت و رشد تفکر می تواند به طور انتزاعی فکر کند و استدلال داشته باشد و باورها و ارزشهای موجود در خانواده و جامعه را با استفاده از توان جدید خود، بازسازی نماید.

نوجوانی، دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی است که در همه زمینه ها بروز می نماید: رفتارهای کودکانه را بتدریج از دست می دهد، خواهان استتقلال است، می خواهد همه چیز را خود تجربه کند، افکار انقلابی دارد، طغیانگر است، تمایل به تنهایی دارد، رابطه با همسالان برای او ارزش بسیاری دارد و در برابر دستورات بزرگسالان مقاومت می کند.

نوجوانی، دوره نوسان بین عواطف است، یعنی در عین حال که شاد است احساس افسردگی می کند، گاهی اوقات رفتار خشن و گاه رفتاری ملایم دارد.

نوجوانی، دوره نوسان رفتاری نیز هست، یعنی نوجوان مدام در حالت رفت و برگشت بین حالات کودکی و نوجوانی است. با توجه به شناختی که از خود، تواناییها، شرایط و امکانات کسب نموده، خواستار رفتار بزرگسالانه است، در حالی که تجربه لازم را ندارد. 



  میرننونش شش ویژگی را برای دوره نوجوانی مطرح می کند :

رشد سازمان عصبی:
نوجوان با ورود به دوره نوجوانی، به بازسازی در افکار و عقاید خود می پردازد و این امر نشان می دهد که باید از نظر سیستم عصبی به ظرفیت بالایی دست یافته باشد.

2-رشد جسمانی

3-رشد اندام جنسی

4-رشد احساس خود که همان بازسازی ارزشها: نگرشها و باورها می باشد.

5-کسب موقعیت بزرگسالی: نوجوانی، دوره تمرین و کسب مهارتهای بزرگسالان است. 



  6-رشد کنترل رفتار خود:

نوجوان خواستار تغییر رفتاری است ، یعنی نمی خواهد رفتار کودکانه داشته باشد و سعی می کند از رفتار بزرگسالان الگو برداری کند. او همچنین خواستار این است که بر رفتارهای خود کنترل کافی داشته باشد ( بر خلاف دوره کودکی که فرد بر رفتار خود کنترل ندارد) .

به طور کلی می توان گفت که دوره نوجوانی، حدفاصل بین کودکی و جوانی یا دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی است و این انتقال در تمامی زمینه های رفتاری، اخلاقی، عاطفی و اجتماعی صورت می گیرد و فرد خواستار تغییر حالات و خلق و خوی کودکانه است. در عین حال، گاهی برگشت به دوران کودکی نیز وجود دارد و فرد به حفظ حالات کودکانه خود تمایل دارد، اما خواستار ورود به دوره بزرگسالی که دارای مسوولیت پذیری، استقلال، کنجکاوی، پیشرفت و سازندگی می باشد نیز هست.

" استانلی های "، پدر روانشناسی نوجوانی و بلوغ ، دوره نوجوانی را دوره فشار و طوفان می داند. همانگونه که طوفان به یکباره و بدون خبر، اثرات شدید و مخربی به جای می گذارد، دوره نوجوانی نیز به طور ناگهانی با بلوغ شروع می شود و اثرات شدیدی بر رفتار و حالات نوجوان به جای می گذارد. والدین باید نوجوان را پذیرفته و او را هدایت کنند تا بتواند به درستی این انتقال را انجام دهد.

اطلاق واژه فشار و طوفان به دلیل افزایش اطلاعات سیاسی، تحصیلی، جنسی، اجتماعی، افزایش توانمندیهای مختلف فرد و تغییر حالات روانی – عاطفی و رفتاری نوجوان می باشد که موجب تنش در نوجوان می گردد. تنش در نوجوان به این دلیل است که تمایل دارد رفتاری همانند بزرگسالان داشته باشد، مسوولیت های بزرگسالان را بپذیرد، در حالی که هنوز تجربه کافی برای انجام این امور کسب نکرده است ، زیرا در دوره کودکی با مسأله ای مواجه نمی شده، فعالیت و مهارتی انجام نمی داده و والدین، مسائل کارهای او را حل می کردند و انجام می دادند.

بنابراین، فرد در دوره نوجوانی در عین استقلال و کم تجربگی، نیاز به کسب مهارتهای مختلف دارد و در این راستا، والدین و مربیان باید هدایت و راهنمایی وی را به عهده بگیرند.

دوره نوجوانی به عنوان پلی بین کودکی و بزرگسالی است. در واقع، ظرفیتهای شناختی و آگاهانه نوجوان این پل را ساخته و او را وارد دنیای بزرگسالی که خواستار مسوولیت پذیری، اجتماعی شدن و همسر گزینی است، می کند.

بنابراین، چون بین رفتارهای کودکانه و بزرگسالانه نوسان دارد، گاهی به دلیل محبت و توجه اطرافیان در دوره کودکی و دلهره و نگرانیهای فعلی خود، تمایل به نشان دادن رفتارهای کودکانه دارد و در نتیجه دچار تعارض می شود. این تعارض از ویژگیهای رفتار کودکانه و لذت مسوولیت پذیری و رفتارهای بزرگسالانه ناشی می شود و برای رفع تعارض، نوجوان نیازمند آموزش و راهنمایی اطرافیان است.

والدین نیز نقش مهمی در حل تعارضات نوجوان بعهده دارند. آنها باید بدانند که نوجوانان نیاز به فاصله گرفتن از آنها دارند، نیازمند برقراری ارتباط با همسالان هستند، در عین حال نیاز، به اطمینان نسبت به والدین دارند و راهنمایی های آنها را می پذیرند. اینها در صورتی امکان پذیر است که والدین بتوانند اعتماد فرزندان خود را جلب نموده و در یک فضای اطمینان متقابل، بتوانند مسائل خود را حل نمایند.


 
comment نظرات ()