پاو

زندگی نامه.معرفی شهر.معرفی کشور.تاریخ.تاریخچه.کد چت روم.چت

 
زندگی نامه میرزا کوچک خان جنگلى
نویسنده : ادمین - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٤
 

 

میرزا کوچک خان جنگلى

 

 در سال 1298 ق. در خانه میرزا بزرگ، در محله "استاد سراى" رشت فرزندى دیده به جهان گشود که نامش را "یونس" نهادند. (1) یونس پس از آنکه خواندن و نوشتن را فرا گرفت، در سنین نوجوانى یا جوانى وارد حوزه علمیه رشت شد و به فراگیرى علوم اسلامى اشتغال .......................................

 

ادامه در ادامه مطلب.


میرزا کوچک خان جنگلى

 

 در سال 1298 ق. در خانه میرزا بزرگ، در محله "استاد سراى" رشت فرزندى دیده به جهان گشود که نامش را "یونس" نهادند. (1) یونس پس از آنکه خواندن و نوشتن را فرا گرفت، در سنین نوجوانى یا جوانى وارد حوزه علمیه رشت شد و به فراگیرى علوم اسلامى اشتغال ورزید. یونس سالیانى در مدرسه حاجى حسن واقع در صالح آباد و مدرسه جامع رشت به یادگیرى ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول پرداخت. (2) و مدتى در یکى از حجره هاى طبقه اول مدرسه نایب الصدر، واقع در بازار زرکشان سکونت داشت. (3) تحصیلات مقدماتى را تا تاریخ 1312 ق. در مدارس رشت فرا گرفته، از آن پس به تحصیلات عالیه از صرف و نحو و معانى و بیان و منطق و مختصرى از اصول و فقه شروع نمود." (4) او در سال 1322 ق. در عالى ترین درس دوره سطح حوزه علمیه، کفایة الاصول شرکت کرد. استادش آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء برى (1294 - 1357 ق.) مجتهد فرزانه صومعه سرا، جزو جوانترین مجتهدان گیلانى بود که در 28 سالگى به اجتهاد رسیده بود. وى که شاگرد آخوند خراسانى بود، (5) تحت تأثیر افکار انقلابى استادش رهبرى روحانیت رشت را در انقلاب مشروطه به عهده داشت. یونس نیز تحت تأثیر افکار استادش از ابتداى نهضت مشروطه، به خیل مشروطه طلبان پیوست.

 

شاگرد استاد سرا سالیانى نیز در حوزه هاى علمیه قزوین و تهران به فراگیرى علوم اسلامى اشتغال ورزید. مى توان حدس زد که وى در ماجراى فتح تهران در انقلاب مشروطه ( 1326 ق.) در حوزه علمیه قزوین مشغول تحصیل بوده و همراه سپاه مشروطه طلبان گیلانى که براى فتح تهران حرکت کرده بودند، مدتى در پى فتح قزوین در این شهر مانده است.

 

یونس مدتى در مدرسه صالحیه قزوین (6) و مدتى نیز در مدرسه محمودیه تهران (7) ادامه تحصیل داد. با توجه به اینکه وى دوره سطح را قبل از انقلاب مشروطه فرا گرفته بود، مى توان حدس زد که سالیانى نیز در حوزه هاى علمیه قزوین و تهران، در درس خارج فقه و اصول شرکت کرده باشد. تحصیل او در حوزه علمیه تهران به احتمال زیاد پس از فتح تهران (1327 ق.) یا پس از تعطیلى مجلس و اشغال ایران توسط روسیه به دنبال اولتیماتوم - که وى مدتى به تهران تبعید شده بود - ( 1330 ق.) بوده است. بنابراین گمان مى رود وى ده سال، (1324 - 1334 ق.) در درس خارج فقه و اصول شرکت کرده باشد. 

 

 

یونس در شکم ماهى

بیداد پادشاهان قاجاریه و بى کفایتى آنان موجب شده بود تا مردم در اندیشه قیام بر آیند. ستمهاى شاهزادگان که بیشتر آنها فرمانروایى استانى از کشور را در دست داشتند، عیاشیهاى شاه و سفرهاى پر مخارج او به فرنگ که ثمره اش استقراض خارجى و به یغما رفتن منابع طبیعى و افزایش مالیاتهاى سنگین و کمر شکن و ... بود، سبب برپایى انقلاب مشروطه به رهبرى روحانیت شد.

مردم رشت از ابتداى انقلاب مشروطه قیام کردند. روحانیون رشت در این قیام حضورى چشمگیر داشتند. در آن زمان آیت الله سید عبدالوهاب ضیاء برى نایب رئیسى انجمن ایالتى گیلان بود. (8) یونس طلبه اى جوان بود که از ابتداى انقلاب مشروطه در رشت حضورى فعال داشت. وى براى طلبه ها سخنرانى مى کرد و آنها را به انقلاب دعوت مى نمود. حتى گفته شده است که وى به طلبه ها آموزش نظامى مى داد. گیلان در جنبش مشروطیت بسیار پر تلاش بود. آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء برى رهبرى روحانیون رشت را در این نهضت عظیم بر عهده داشت.

 

نخستین مجلس شوراى ملى ایران در هیجدهم شعبان 1324 ق. تشکیل شد. اما در سپیده دم 24 جمادى الاولى 1326 ق. به دستور محمد على شاه به توپ بسته شد. رهبران مشروطه در تهران، از جمله آیت الله سید عبدالله بهبهانى و آیت الله سید محمد طباطبایى دستگیر شدند. بسیارى از روحانیون مشروطه خواه تبعید یا زندانى شدند و برخى نیز به شهادت رسیدند. بدین سان استبداد تغییر شکل گرفت. مراجع تقلید نجف فتوا به بازگرداندن مشروطه دادند.

 

 

 

مشروطه طلبان گیلان براى فتح تهران به سوى قزوین حرکت کردند. پیشتازان به فرماندى یونس در بین راه منجیل تا قزوین بارها با قواى دولت درگیر شدند. خط شکنان مشروطه طلب به رهبرى وى توانستند تا قزوین پیش روند. در قزوین با رسیدن نیروهاى کمکى، جنگ سختى در گرفت. یونس در جنگلهاى قزوین رشادت شایانى از خود نشان داد. سرانجام دروازه قزوین گشوده شد و مشروطه طلبان آماده حرکت به سوى تهران شدند. سران مشروطه گیلان یونس را در پى دلاوریهاى درخشانش در فتح قزوین به عضویت کمیسیون جنگ انجمن ایالتى گیلان و به ریاست مجاهدین گیلان منصوب کردند. یونس در فتح تهران نیز فرماندهى شمارى از رزمندگان را به عهده داشت. رزمندگان گیلانى به رهبرى او در کرج و على شاه عوض (شهریار) با سربازان حکومت مرکزى به جنگ برخاستند.

 

در پى نبردهاى سهمگین، مشروطه طلبان گیلان پیروز شدند و در این هنگامه سپاه مشروطه طلب اصفهان نیز به نزدیک شهر تهران رسیدند. سرانجام مشروطه طلبان گیلان و اصفهان در 25 جمادى الاخر 1327 ق. تهران را تصرف کرده، به استبداد خاتمه دادند و محمد على شاه که به روسیه گریخته بود، از سلطنت خلع و پسرش احمد میرزا به سلطنت رسید. (9) یونس از خلافهاى برخى از سران مشروطه طلب آزرده بود. وى بدین علت پس از فتح قزوین به نشان اعتراض به رشت بازگشت. (10) متأسفانه روشنفکران غربزده و فراماسون، فئودالها و خانها در میان سران و رهبران مشروطه در تهران، اصفهان و گیلان نفوذ کرده بودند. ترور بیش از ده مجتهد طرفدار مشروطه مشروعه در رشت، قزوین، تهران و ... گویاى دستهاى پنهان در رهبرى مشروطه است.

 

فاتحان تهران در نخستین اقدام خود آیت الله شیخ فضل الله نورى را اعدام کردند. میرزا کریم خان رشتى که ریاست کمیته ستار رشت را بر عهده داشت و در زمره رهبران مشروطه گیلان بود، جاسوس سرویس اطلاعاتى انگلیس بود. سپهدار تنکابنى، فئودال معروف، ریاست نظامى مشروطه خواهان گیلانى را در فتح تهران در دست داشت. یپرم خان ارمنى ، قاتل شیخ فضل الله نورى نیز در سپاه مشروطه طلبان گیلان مسؤولیت داشت. مجلس دوم شوراى ملى در اول ذیقعده 1327 ق. افتتاح شد. مجلس دوم نیز توانست قوانینى وضع کند تا ساختار ادارى کشور بهبود یابد. مراجع تقلید نجف با ارسال پیامها در صدد هدایت انقلاب بر آمدند و از سویى محمد على شاه با کمک روسها و صدها نیروى مسلح، گمش تپه گرگان را اشغال کرده، براى فتح تهران آماده شد. یونس همراه شمارى از مشروطه خواهان گیلان در گمش تپه به نبرد با شورشیان پرداخت. وى در این نبرد زخمى و اسیر شد. به دستور محمد على شاه قرار شد وى را طعمه ماهیان کنند. اما خداند او را نجات داد. یونس در داخل قایقى که او را به وسط دریا مى برد تا طعمه مرگ کند آیه (و ذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ...) مى خواند. همان آیه اى که موجب رهایى حضرت یونس پیامبر از شکم ماهى شده بود.

 

مجلس در ماههاى آخر سال 1328 ق. تصویب کرد که ایران از آمریکا مستشار مالى استخدام نماید. آمریکا در آن عصر هنوز چهره اى استعمارى نداشت. مورگان شوستر آمریکایى به مدت سه سال به ریاست خزانه درى کل کشور گماشته شد. اصلاحات مالى وى موجب شد تا روسیه به دولت ایران هشدار دهد که اگر دولت ایران وى را اخراج ننماید و تعهد ندهد که فقط از روسیه و انگلیس مستشار خارجى استخدام نماید، تهران را اشغال خواهد کرد. مردم و مجلس به مخالفت با خواسته روسیه برخاستند. سربازان روسى با اشغال انزلى و رشت به دولت ایران هشدار اکید دادند که اگر در مدت 48 ساعت پیشنهاد آنان را قبول نکند، تهران را اشغال خواهند کرد. مجلس شوراى ملى به مخالفت با خواسته روسیه پرداخت. شهید شیخ محمد خیابانى و شهید سید حسن مدرس با سخنرانیهاى پر شور نمایندگان را به مخالفت با پیشنهاد روسها بر انگیختند.

 

 

 

مجلس شوراى ملى تعطیل شد و صدها تن از رهبران مشروطه به دستور روسها زندانى و تبعید شدند. یونس نیز جزو تبعیدشدگان بود.  وى به یزد تبعید شد اما در بین راه، در قم به همراه شمارى از تبعیدشدگان هفت ماه درنگ اجبارى کرد و پس از آن به تهران تبعید شد. سربازان روسى در انزلى، رشت و تبریز به کشتار مردم پرداختند. به دستور روسها، آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء برى به پنج سال تبعید به خارج از کشور محکوم شد. شیخ الاسلام لنگرودى در رشت و ثقه الاسلام در تبریز، در محرم 1330 ق. به دار آویخته شدند. (11)

 

 

 

 

 

میرزا کوچک

یونس به میرزا کوچک مشهور بود. برادرش میرزا بزرگ نام داشت و به همین علت خاطر او را میرزا کوچک مى خواندند. میرزا پس از بازگشت از تبعید، در اندیشه قیامى فراگیر بود. احمد شاه هنوز به سن قانونى نرسیده بود و نایب السلطنه به جاى او حکومت مى کرد. نایب السلطنه، نخست وزیر و بسیارى از وزیران و امراى حکومت، فراماسون و نوکر انگلیس بودند. فرمانروایان گیلان نیز تنها در اندیشه خوشگذرانى بودند و سربازان روسى که در پى اولتیماتوم، شمال ایران را اشغال کرده بودند، هنوز در این منطقه جاى داشتند. میرزا در صدد بود با گردآورى مجتهدان گیلانى در یک مبارزه با اشغالگران خارجى و دولت مستبد همه گیلانیان را به قیام فرا خواند. بدین منظور هیأت اتحاد اسلام را تشکیل داد. همه اعضاى این هیأت روحانى بودند. آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء برى ریاست اتحاد اسلام را بر عهده داشت. (13) بدین سان هسته اولیه نهضت جنگل در سال 1333 ق، در نرگستان (14) شکل گرفت. (15) هیأت اتحاد اسلام مرامنامه اى در 9 ماده تصویب کرد که بر اساس آن حکومت باید در دست نمایندگان مردم باشد. مرامنامه داراى 34 ماده حقوقى، مدنى، انتخابات، کشاورزى، مالیاتها، آموزش و پرورش، بهداشت و ... بود. (16)

 

میرزا کوچک با م دکتر حشمت که در لاهیجان طبابت مى کرد، تصمیم گرفت پایگاهى در انبوه جنگلهاى گیلان براى آغاز عملیات نظامى علیه روسها تأسیس کند. در ابتدا اعضاى نهضت جنگل به صد نفر نمى رسیدند. سلاح آنان عبارت بود از داس، تبر، اسلحه هاى شکارى و تعدادى از اسلحه هاى قدیمى یادگار مانده از نبردهاى مشروطه. اندک اندک جنگلیها با شبیخون به سربازخانه هاى روسى در گیلان، به تفنگ و مهمات بیشترى مجهز شدند. دولت ایران تحت فشار روسها به سر کوبى نهضت جنگل پرداخت. روسها نیز با توپخانه و سربازان تا دندان مسلح به نبرد با جنگلیها پرداختند. جنگلیها در تلاش براى بیرون راندن اشغالگران روسى از کشور، در نبردهاى سهمگینى به دشمن تلفات وارد ساختند. شمار دشمن بیش از تعداد جنگلیها بود و اسلحه و مهمات آنها هم به مراتب بیشتر. اما ایمان و شجاعت جنگلیها سبب شد تا آنها در درگیریها پیروز باشند. دولت مرکزى با اطلاعیه هاى فراوان مردم را از پیوستن به جنگلیها و کمک به آنها بر حذر داشت. روسها نیز به وسیله اعلامیه ها به مردم گیلان اخطار کردند که از پشتیبانى جنگلیها بپرهیزند.

 

نخستین نبرد سنگین جنگلیها با قواى دولتى در 26 محرم 1335 ق . در کسما شکل گرفت. جنگلیها دشمن را تار و مار ساختند. روسها پس از شکست قواى دولت ایران، تصمیم گرفتند خود علیه جنگلیها وارد کارزار شوند. سیصد قزاق روسى به همراه پنجاه قزاق ایرانى با اسلحه و مهمات فراوان در ماکلوان با جنگلیها درگیر شدند. در این نبرد نیز جنگلیها پیروز شدند.

 

 

 

کسما مرکز گردهمایى جنگلیها شد و گوراب زرمخ پایگاه نظامى آنها بود. روز به روز بر شمار داوطلبان عضویت به نهضت جنگل افزوده مى شد. ارتش روسیه در سال 1917 م. در جنگ با آلمان شکست سنگینى را متحمل شد. انقلاب کمونیستى در روسیه پدید آمد. اما هنوز برخى از ژنرالهاى تزارى در برابر انقلاب سرخ مقاومت مى کردند. انگلیس در جنگ جهانى با روسیه جزو گروه متفقین بود. انگلیسیها از سوى عراق، به سمت جنوب ایران پیشروى کرد و تا همدان پیش آمده بودند. پس از مدتى توانستند قزوین را هم فتح نمایند. آنها در صدد بودند به حمایت از ژنرالهاى تزارى، با ارتش روسیه که در شمال ایران بود، به باکو بروند. دولت انگلستان به نهضت جنگل پیغام داد که در صورت اجازه عبور ارتش انگلیس از گیلان به روسیه، بریتانیا حکومت میرزا کوچک را در گیلان به رسمیت خواهد شناخت. پاسخ میرزا منفى بود. میرزا حاضر نبود براى رسیدن به هدف مقدس خود دست یارى به سوى استعمار پیر انگلیس دراز کند. (18)

 

ژنرال دنسترویل، فرمانده قواى انگلیس در ایران که تا قزوین پیش آمده بودند، با هیأت اتحاد اسلام به گفتگو پرداخت. اما نتیجه اى نداشت. بیچراخوف ، فرمانده قواى روسى در گیلان با انگلیسیها همدست شد و در صدد اعزام نیروهایش با باکو براى قلع و قمع انقلاب کمونیستى گردید. در پل منجیل سهمگین ترین نبرد نهضت جنگل بین جنگلیها از یک طرف و روسها و انگلیسیها از سوى دیگر شکل گرفت. تعداد نفرات و تجهیزات آنها به مراتب فزون تر از جنگلیها بود. سرانجام دشمن پیروز شد و جنگلیها با دادن تلفات سنگین عقب نشینى کردند. (19)

 

انگلیسیها و روسها پس از پیروزى در جنگ منجیل، به سوى انزلى به راه افتادند و توانستند رشت، مرکز استان گیلان را اشغال کنند. هواپیماهاى انگلیسى هر روز مواضع جنگلیها را در فومن و صومعه سرا بمباران مى کردند. جنگلیها در شوال 1336 ق. به زرادخانه انگلیسیها در رشت که در جاده چمار سرا -پسیخان- واقع شده بود شبیخون زدند. اما انگلیسیها با کمک هواپیماها، توپخانه و اسلحه هاى سنگین توانستند آنان را به عقب نشینى وادار کنند. جنگلیها هر روز، تقریباً در یک حمله چریکى به انگلیسیها و روسها به آنان ضرباتى وارد مى ساختند. انگلیسیها براى اینکه هر چه سریعتر به روسیه بروند، خواستار مذاکره با هیأت اتحاد اسلام و آتش بس شدند. نمایندگان هیأت اسلام و انگلیس در 22 مرداد 1298 ش. در "صفه سر" رشت با هم به گفتگو نشسته، اعلام آتش بس نمودند. بر اساس مواد توافقنامه قرار شد که جنگلیها اجازه عبور به نیروهاى نظامى انگلیس را بدهند و انگلیسیها هم در امور داخلى ایران و گیلان دخالت نکنند. (20)

 

 

 

روز به روز جنگلیها در وضعیت بدترى قرار مى گیرند. قزاقان روسى و ایرانى به پشتیبانى سربازان انگلیسى کوههاى گیلان را زیر پاى گذاشته تا به قلع و قمع جنگلیها بپردازند.

 

 

 

آیت الله سید حسن مدرس در استفتایى که در جمادى الثانى 1339 ق. از ایشان مى شود، به پشتیبانى از نهضت جنگل مى پردازد. در قسمتى از فتواى تاریخى وى آمده است. "جلوگیرى از دخالت خارجه و نفوذ سیاست آنها در گیلان عملیاتى بوده بس مقدس که به هر مسلمانى لازم. خداوند همه ایرانیان را توفیق دهد که نیت و عملیات آنها را تعقیب و تقلید نمایند." (21)

 

 

"جناب میرزا کوچک خان! از آنجایى که دولت علیه ایران، شخص مرا که رئیس آتریاد تهران و چند سال است به ایران به درستى و راستى خدمتگزار هستم جهت قلع و قمع ریشه فساد جنگل تعیین فرموده ... هرگاه جناب عالى را در محکمه عدل الهى حاضر نمایند و سؤال و جواب شود که آنچه خسارات و تلفات به اهالى بیچاره از بدو الى ختم، وارد آمده، مسؤول درگاه الهى کیست، گمان مى کنم انصاف خواهید داد و شرمنده خواهید شد. بدیهى است انسان کامل براى فایده موهوم راضى بدین مسؤولیت بزرگ نمى شود و نیز به من هم این طور دستگیر شده است که با آن صفات عالى شما، براى شخص خود راضى به اذیت مسلمین بیچاره نخواهید بود. لذا با کمال اطمینان و قول شرف نظامى و خداى یکتا قسم است چنانچه به اردوى قزاق ایران و به من پناهنده شوى و حرف مرا بپذیرى، قول مى دهم که وسایلى فراهم داریم که بقیه عمر خود را با کمال احترام و با مشاغل عالى به آسودگى زندگانى نمایى ... محلى را براى ملاقات و حرف آخر معین کنید که در آن محل با شما ملاقات شود تا رفع اشتباهات افواهى شده باشد.

رتمستر کیکاچینکوف - رئیس اتریاد طهران

پاسخ میرزا کوچک:

هو الحق

به تاریخ لیلة 22 شهر ذى حجة الحرام 1337 جناب رئیس اتریاد طهران - رتمستر کیکاچینکوف.
درى آمدى اى نگار سر مست ! ... وجدانم به من امر مى کند در استخلاص مولد و موطنم که در کف قهاریت اجنبى است، کوشش کنم. شما مى فرمایید نظام، نظر به حق یا باطل ندارد و مدعیان دولت را هر که و هر چه هست باید قلع و قمع نمود تا داراى منصب و مقام گردد بنده عرض مى کنم. تاریخ عالم به ما اجازه مى دهد هر دولتى که نتوانست مملکت را از سلطه اقتدار دشمنان خارجى نجات دهد، وظیفه ملت است که براى خلاصى وطنش قیام کند اما کابینه حاضر مى گوید: من به محض استفاده شخصى باید مملکت را در بازار لندن به ثمن بخس بفروشم. در قانون اسلام مدون است که کفار وقتى به ممالک اسلامى مسلط شوند، مسلمین باید به مدافعه برخیزند، ولى دولت انگلیس فریاد مى کشد که من اسلام و انصاف نمى شناسم، باید دول ضعیف را اسیر آز و کشته مقاصد مشووم خود سازم ... با این ادله وجدانم محکوم است در راه سعادت کشورم سعى کنم گو آنکه کروره نفوس و نوامیس و مال ضایع شود، در مقابل جوابى را که موسى به فرعون و محمد به ابوجهل و سایر مقننین و قائدین آزادى و روحانى در محکم عدل الهى مى دهند، من هم مى دهم. بنده و همراهانم، شما و پیروانت در این دو خط مخالف مى رویم. باید دید عقلاى عالم به جسد کشته ما مى خندند و یا به فاتحیت شما تحسین مى کنند؟! فرضاً به تمام مراتب فوق احتمال کذب رود، یعنى بنده حقیقه یک فرد جاه طلب نفسانى تصور شده، به مواعید جناب عالى متمایل گردم؛ آن وقت عرض مى کنم کسانى که تسلیم گردیده و ورقه ممهور دولت را در دست داشته، همه را به دار آویخته، حبس کرده و یا تبعید نمودید. بنده را با چه رو بعد از این عملیات باز تکلیف به تسلیم شدن مى نمایید؟ در خاتمه که در خواس ملاقات کرده بودید عرض مى کنم اشخاصى که داراى شرافت قولى نیستند ملاقات کردن با ایشان از قاعده عقل بدر و بیرون است فقط بین ما و شما را باید خداوند حکم فرماید.

 

 

کوچک جنگلى. (22)

بامداد روز سه شنبه 28/2/1299 ش. / 29 شعبان 1338 ق. ناوهاى روسى سواحل بندر انزلى را به توپ مى بندند. نیروهاى نظامى انگلیس که براى رفتن به روسیه و سرکوبى انقلاب کمونیستى روسیه، انزلى را اشغال کرده بودند، به سرعت عقب نشینى کرده، روسها انزلى را به تصرف در مى آورند. عقب نشینى مشکوک انگلیسیها خبر از نقشه از پیش طرح شده روسها و انگلیسیها را مى داد. احتمال مى رود که انگلیس و شوروى در پى یک توافق پنهانى در صدد اجراى قرار داد 1919 م. بودند.

 

روسها به نهضت جنگل امید بسته بودند. آنها مى خواستند از این آب گل آلود ماهى بگیرند. کمونیستهاى روسى به میرزا کوچک پیغام مى دهند که حاضرند با آنها همکارى نمایند. پیشنهاد همکارى روسها در هیأت اتحاد اسلام، در کنگره مطرح و توافق مى شود که میرزا کوچک از سوى این هیأت براى مذاکره با روسها به انزلى برود . میرزا در انزلى با استقبال چشمگیر مردم انزلى رو به رو مى شود و سپس به مذاکره با روسها مى پردازد. میرزا کوچک با روسها در موارد زیر به توافق مى رسد :

 

1. تأسیس حکومت جمهورى انقلابى در گیلان

2. عدم مداخله شوروى در ایران

3. عدم اجراى اصول کمونیسم و ممنوع بودن تبلیغات کمونیستى در گیلان

 

 

بامداد روز جمعه، شانزدهم رمضان 1338 ق. جنگلیها وارد رشت -که انگلیسیها از آنجا عقب نشینى کرده بودند- مى شوند و حکومت جمهورى را در گیلان اعلام مى نمایند. (23)

 

تأسیس حکومت جمهورى انقلابى در گیلان ثمره پربار مبارزات نهضت جنگل است. بر اساس توافق میرزا کوچک و روسها، کمیته اى مرکب از جنگلیها و روسها اعضاى کمیته انقلاب را تشکیل مى دادند. میرزا کوچک سر کمیسر و کمیسر جنگ این کمیته انتخاب شد. با کنار رفتن هیأت اتحاد اسلام از صحنه رهبرى نهضت جنگل، کمونیستها اندک اندک پستهاى کلیدى را در دست مى گیرند. احسان الله خان دوستدار و خالو قربان که رهبرى نظامى کردهاى نهضت جنگل را بر عهده داشتند، داراى افکار کمونیستى بودند. روسها به توافق خود با میرزا کوچک پاى بند نبوده، در رشت به تبلیغات کمونیستى مى پرداختند. مردم متدین گیلان که تا پیش از تأسیس جمهورى انقلابى در گیلان با بذل جان، مال و فرزند از هیچ کوششى در کمک به نهضت جنگل دریغ نداشتند، با دیدن تبلیغات کمونیستى از حمایت از نهضت جنگل دلسرد شدند.

 

مجتهدان گیلانى که بنیانگذار هیأت اتحاد اسلام و رهبران نهضت جنگل و از ابتداى نهضت همراه نهضت بودند، به کنج مسجد و حوزه هاى علمیه پناه آورده، خود را کنار کشیدند. صدها نفر از کمونیستهاى روسى به گیلان آمده، به تبلیغات کمونیستى پرداختند. به دنبال اوج گیرى تبلیغات کمونیستى در گیلان و اقدامات خود سرانه روسها و کمونیستهاى ایرانى در گیلان و طرح نقشه ترور میرزا و دستگیرى همفکرانش، میرزا کوچک در روز جمعه 22 شوال 1338 ق. - 18/4/1299 ش. به نشان اعتراض به فومن رفت و اعلام کرد تا زمانى که جلوی اقدامات کمونیستها گرفته نشود، به رشت بر نخواهد گشت.

 

کودتاى سرخ در رشت از سوى روسها شکل گرفت. بسیارى از یاران میرزا کوچک دستگیر شدند. هیأت دولت انقلابى جدید در رشت تشکیل شد و احسان الله خان به سمت سر کمیسر و خالو قربان به عنوان کمیسر جنگ پیشه ورى به عنوان کمیسر کشور انتخاب شد. کمونیستهاى ایرانى در صدد اجراى کمونیسم در ایران و تأسیس جمهورى سوسیالیست در گیلان بودند. کودتاچیان کمونیست در پى دستگیرى و کشتن همه همفکران میرزا کوچک بر مى آیند و کودتاگران در جنگلهاى گیلان به جنگ با یاران میرزا کوچک مى پردازند. میرزا کوچک در نامه هایى به رهبران کمونیستها در شوروى، جنایتهاى کمونیستهاى ایرانى در گیلان و شرح کودتاى آنها را بازگو مى نماید. در یکى از این نامه ها که در تاریخ 15 ذیقعده 1338 ق. نوشته شده، آمده است:

 

 

 

کودتاگران در رشت، انزلى و دیگر شهرها و روستاهاى گیلان به یاران میرزا کوچک یورش مى برند و بسیارى از آنها را شهید، زخمى و اسیر مى کنند. در شهرها و روستاهاى گیلان به غارت اموال مردم مى پردازند و تمامى ادارات رشت و انزلى را تصرف مى کنند. دولت مرکزى از اختلاف در نهضت جنگل استفاده مى برد و با تمام قوا به سوى رشت به پیش مى تازد و موفق مى شود در 30/4/1299 ش. (دو هفته پس از کودتاى سرخ) رشت را از تصرف کودتاچیان آزاد سازد. کودتاگران با پشتیبانى روسها موفق به تصرف دوباره رشت مى شوند. چهار ماه، میرزا در جنگل به سر مى برد. در طول این مدت وى با نامه هاى فراوان به رهبران کمونیستها در شوروى، فرستاده آنها را از اعمال روسها در گیلان با اطلاع مى سازد. کودتاگران در آبان 1299 ش. پیام آشتى براى میرزا کوچک مى فرستند. میرزا در پاسخ نامه آنها چنین مى نویسد: " ... بدون اطلاع کمیته و شوراى انقلاب، قشون از روسیه وارد شد. تبلیغات کمونیستى آغاز و متعاقبش دخالتها و اذیتها و پس از کودتاى شب چهارم ذیقعهد 39 (13) و گرفتن زمام امور در دست و تصرف اموال مردم و تعرض به ... مرا خائن، بد عهد، بى وفا و دزد خواندید و راضى نشدید در بیغوله ها و زوایاى جنگل آسوده و بى طرف بمانم، به تعقیبمان آمدید. دو ماه زمام انقلاب را در معیت یکدیگر در دست داشتیم. منجیل تا لوشان فتح شدند. از طرف دیلمان، قزوین در تهدید بود. گیلانیان با میل و رغبت کمک فکرى و مالى مى کردند. از تمام نقاط مملکت نداى مساعدت بلند بود. قرارداد معروف موقوف الاجرا و شاه ایران در مقام تغییر پایتخت از طهران به اصفهان بر آمد. انگلیسیها از قزوین شروع به عقب نشینى کردند. به همان حال اگر باقى مانده بودیم، فتح مرکز تهران) امکان پذیر مى گشت. اکنون سه ماه و نیم است که زمام انقلاب در دست شماهاست. گیلان وسیع و پر نعمت به صورتى در آمده که از تهیه معاشش عاجز است و شما نیز از یک شهر گدا، مخارج بلدیه را به زحمت تهیه مى کنید. اگر نظر دقتى به خارج از محوطه رشت بیفکنید، مى بینید که هزاران نفر از ترس غارت و کشته شدن و ننگ ناموس در جاده هاى قزوین و جنگلهاى گیلان آواره اند و چقدرشان نفله شده و مرده اند در نتیجه این اوضاع، انگلیسیها که از قزوین در حال عقب نشینى بودند، تا رستم آباد جلو آمدند. شاه ایران به عوض تغییر پایتخت به تجهیز قوا پرداخت و تعرض را شروع نمود. پس از دوبار عقب نشینى تا انزلى، مجدداً رشت را تصرف کرده، اما هنوز نتوانسته اید تا رستم آباد پیشروى نمایید. شعله آزادى تبریز در نتیجه این مخالفتها خاموش شد ...


نام سوسیالیست و بلشویک به حدى منفور شده که کسى حتى در خواب میل ندارد آن را بشنود ... حاجى شیخ محمد حسن و میرزا عبدالحسین خان را در انزلى دستگیر گردید ... . شیخ عبدالله خان در رشت شهید شد .... من اگر چه در گوشه جنگل منزوى ام، لیکن از اوضاع جهان بى اطلاع نیستم و یک نمونه اش را که در کشور ما روى داده است، براى استحضارتان مى نویسم: انگلیسیها پیشنهاداتى به دولت ایران داده و جنگ با بلشویکها را به عهد


"مع الاسف تصوراتمان به عکس نتیجه داد. هنوز اطراف گیلان را قشون شاه پرست و عناصر مستبد احاطه دارند و هنوز قشون انگلیس از حدود گیلان خارج نشده و مسائل حیاتى بین ما و شما حل نگردیده است و با این احوال شما در رشت و انزلى به اختلاف، حتى به منازعه شروع نموده اید ... اگر این اقدامات شما دوام پیدا کند ناچاریم به هر وسیله باشد به تمام احرار و سوسیالیستهاى دنیا حالى کنیم که وعده هاى شما همه اش پوچ و عارى از صحت و صداقت اند. به نام سوسیالیزم اعمالى را مرتکب شده اید که لایق قشون مستبد نیکلا و قشون سرمایه دارى انگلیس است ... " (24)


نهضت جنگل بحرانى ترین وضعیت خود را در طول قیام پشت سر مى گذارد. جنگلیها از جنگ و بى خانمانى خسته شده بودند. روز به روز از شمار جنگلیها کاسته مى شد. در همین هنگام فرمانده قزاقهاى روسى در تهران در نامه اى به میرزا کوچک خواستار تسلیم وى مى شود. پاسخ دندان شکن میرزا و نثر زیباى او مى طلبد که متن نامه فرمانده قزاقخانه و پاسخ میرزا را بیاوریم.


تسلیم شدن حاج احمد کسمایى (از مشاوران میرزا کوچک و از رهبران نهضت جنگل) و تسلیم شدن و شهادت دکتر حشمت، براى میرزا کوچک و نهضت جنگل بسیار کمرشکن بود. در همین روزنامه جنگل به افشاگرى مى پردازد و پرده از خیانتهاى وثوق الدوله بر مى دارد. پس از مدتى، اعلام خطر روزنامه جنگل بر همگان هویدا مى شود . وثوق الدوله با امضاى قرار داد 1919 میلادى با انگلیسیها، ایران را به صورت مستعمره بریتانیا قرار مى دهد. روزنامه جنگل (ارگان رسمى نهضت جنگل) به مخالفت با این قرار داد مى پردازد. شیخ محمد خیابانى و آیت الله سید حسن مدرس در مجلس چهارم شوراى ملى به مخالفت با قرارداد مى پردازند. شیخ محمد خیابانى در تبریز علیه قرارداد 1919 م. قیام مى کند. مردم به حمایت از او بر مى آیند. خیابانى نماینده اى به گیلان مى فرستد تا با اتحاد با نهضت جنگل علیه دولت مرکزى همکارى نمایند. نماینده وى با هیاءت اتحاد اسلام به گفتگو مى نشیند و پیام خیابانى را به آنها مى رساند. هیأت اتحاد اسلام پس از شور و بررسى نظر خود را اعلام مى دارند. اما متأسفانه تلاش خیابانى با مرگ ناگهانى و مشکوک نماینده اش در "زیده" ناکام مى ماند.


جنگ جهانى اول پایان یافت. انگلیسیها، مغرور از پیروزى بودند. وثوق الدوله، عامل سر سپرده انگلیسیها به نخست وزیرى ایران گماشته مى شود. وثوق الدوله براى اجراى مقاصد شوم خود، به نیرنگ متوسل شده، به میرزا کوچک پیغام صلح مى دهد، ولى پس از ناامیدى از جنگلیها تیمور تاش، را به استاندارى گیلان مى گمارد تا وى بتواند نهضت جنگل را نابود سازد. تیمور تاش، جلادترین فرمانرواى گیلان به قلع و قمع جنگلیها پرداخت. دهها نفر به جرم کمک مالى به جنگلیها اعدام و صدها نفر زندانى شدند.


روسها و دولت مرکزى ایران پس از شکست در برابر جنگلیها با تجهیز قواى خویش با چهار هزار قزاق و توپخانه روسها و هفتصد قزاق ایرانى به محاصره جنگلیها پرداختند. جنگلیها در این نبرد تن به شکست داده، عقب نشینى کردند. (17)


روسها و انگلیسیها بر اساس قرارداد 1907 م. ایران را بین خود تقسیم کردند. شمال ایران تا تهران در اشغال روسها بود و پس از جنگ جهانى اول در سال 1323 ق. انگلیسیها در سال 1333 ق. با اشغال بوشهر، به سوى شیراز پیشروى کرده مناطق جنوبى و مرکزى ایران را تحت سلطه خود گرفتند. یونس در سالهاى 1330 - 1333 ق. به دستور روسها در تبعید بود و حق برگشت به زادگاهش را نداشت. وى در سال 1333 ق. مخفیانه به رشت بازگشت. حجة الاسلام سید محمود روحانى، داماد آیت الله ملا محمد خمامى با وساطت نزد کنسولگرى روسیه در رشت نظر مساعد آنان را بر جواز اقامت یونس در رشت جلب کرد، البته به این شرط که وى در فعالیتهاى سیاسى دخالتى نداشته باشد. (12)

 


مردم تهران، تبریز و رشت به رهبرى روحانیون قیام کرده و علیه این هشدار تو خالى بپا خاستند. آخوند خراسانى فتواى جهاد صادر کرد و همراه صدها نفر از طلاب و استادان حوزه علمیه نجف براى دفاع از ایران آماده حرکت شدند. مرگ مشکوک آخوند خراسانى در سپیده دم چهارشنبه 21 ذیحجه 1329 ق. (روزى که قرار بود براى دفاع از ایران در برابر روسها به ایران بیایند) موجب تأخیر حرکت سپاه مشروطه طلب نجف شد. روحانیون ایرانى مقیم نجف چند روز پس از فوت آخوند، به کربلا آمده، آماده حرکت به سوى ایران شدند. اما تلگراف دولت ایران مبنى بر پذیرفتن اولتیماتوم به همه چیز پایان بخشید.


گیلان نیز خود را براى سرکوب استبداد آماده مى ساخت. مشروطه خواهان گیلان در محرم 1326 ق. با ترور سردار افخم (حاکم گیلان) رشت را تصرف کرده، کنترل ادارات و سربازخانه ها را به دست گرفتند.


 
comment نظرات ()