پاو

زندگی نامه.معرفی شهر.معرفی کشور.تاریخ.تاریخچه.کد چت روم.چت

 
زندگی نامه خاقانی شروانی
نویسنده : ادمین - ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٤
 
خاقانی شروانی

گروه : علوم انسانی      رشته : زبان و ادبیات فارسی      گرایش : شعر      محل تولد : شروان      تاریخ تولد : 525
 خلاصه : بدیل بن علی خاقانی شروانی در سال 525 ، در شروان به دنیا آمد. خاقانی از سخن گویان و قصیده سرایان ادب فارسی به شمار می رود. زندگانی وی از دو مقطع برخوردار بوده است در مقطع اول شاعری است مدیح سرا در دربار پادشاهان و در پرتو آن در رفاه و خوش گذران و در مقطع دوم زاهدی است که از زیورهای دنیوی گریزان و در وصف حمد و ثنای پروردگار و بیان خلقتش گویا و تواناست که گوشه عزلت را به همنشینی با امیران ترجیح می دهد.
 والدین و انساب : پدرخاقانی ، علی نام داشته و دوردگر (نجار) بود خاقانی به شغل پدر خود در چندین جا از دیوان خویش اشاره کرده است. گویا پدرش می خواسته است که خاقانی هم کار پدر را از دست ندهد و بدین جهت خاقانی را رنجیده خاطر داشته است. مادرش عیسوی نسطوری بوده و بر فرزند خود رفقی تمام داشت. خاقانی همواره از مهرو عطوفت مادر یاد می کند. او با این که از شروان و شروانیان دلتنگ است لیکن به خاطر مادر بدان ناحیه اشتیاق دارد. [ سخن و سخنوران ، مولف: بدیع الزمان فروزانفر ، تهران: انتشارات خوارزمی ، چاپ سوم 1358 ، ص 613 ]
 استادان و مربیان : کافی الدین عمر بن عثمان ، عموی خاقانی طبیب و فیلسوف بود و خاقانی در مکتب وی بار آمد و بر فنون فلسفه آگاهی یافت. از دیگر استادان وی ، می توان به ابوالعلاء گنجوی اشاره کرد. [ سخن و سخنوران ، مولف: بدیع الزمان فروزانفر ، تهران: انتشارات خوارزمی ، چاپ سوم 1358 ، ص 613و627 ]
 هم دوره ای ها و همکاران : شاعران معاصر خاقانی عبارت بودند از: ابوالعلاء گنجوی ، رشیدالدین وطواط ، مجیرالدین بیلقانی، جمال الدین اصفهانی ، اثیر الدین اخسیکتی. [ سخن و سخنوران ، مولف: بدیع الزمان فروزانفر ، تهران: انتشارات خوارزمی ، چاپ سوم 1358 ، ص41- 639 ] در این میان خاقانی با اثیرالدین اخسیکتی معارضات بیشتر داشت. [ تذکره الشعرا ، مولف دولتشاه سمرقندی ، تهران: نشر پدیدة خاور( کلالة خاور ) ، چاپ دوم 1366 ، ص 66 ]
 وقایع میانسالی : خاقانی پس از بازگشت از سفر مکه ، به علت نامعلومی و شاید به سبب سعایت ساعیان ، با شروانشاه روابط تیره ای برقرار نمود و محبوس گشت. او بعد از مدتی ، نزدیک به یک سال به شفاعت عزالدوله (غزنوی) نجات یافت. [ تاریخ ادبیات در ایران ، تالیف: ذبیح الله صفا ، ج 2 ، تهران: فردوسی ، چاپ ششم 1363 ، ص 780 ] سلاطین معاصر خاقانی عبارتند از : خاقان اکبر ابوالهیجا فخرالدین منوچهر بن فریدون شروانشاه، خاقان کبیر جلال الدین ابوالمظفر اخستان بن منوچهر شروانشاه ، علاء الدین آستزبن محمد خوارزمشاه ، نصره الدین اسپهبد اعظم ابوالمظفر لیالوا شیر طبرستان ، غیاث الدین محمد بن محمودبن محمدبن ملکشاه سلجوقی ،رکن الدین ارسلان بن طغرل سلجوقی ، سیف الدین مظفر دربندی ، سیف الدین اتابک منصور حکمران شماخی ، مظفرالدین قزل ارسلان عثمان بن ایلدگز ، علاء الدین تکش بن ایل اسلان خوارزمشاه. [ سخن و سخنوران ، مولف: بدیع الزمان فروزانفر ، تهران: انتشارات خوارزمی ، چاپ سوم 1358 ، ص39- 626 ]
 زمان و علت فوت : بعضی وفات خاقانی را در سال 532 و عده ای به سال 582 یا 581 نوشته اند ، این را ضعیف دانسته‌اند زیرا خاقانی سالها پس از سال 538 زنده بوده و مطابق نقل جوینی زندگانی او تا سال 592 مسلم می گردد و بعضی وفات او را به سال 595 می دانند. [ سخن و سخنوران ، مولف: بدیع الزمان فروزانفر ، تهران: انتشارات خوارزمی ، چاپ سوم 1358 ، ص42- 641 ] اما آنچه مسلم است خاقانی در تبریز به عالم باقی شتافته است. [ آتشکده آذر ، مولف: لطفعلی بیک آذربیگدلی ، تهران: ناشر علمی ، 1337 ، ص 27 ]
 همفکران فرد : اکثر معاصران خاقانی او را در علم و اطلاع و فنون فضل مقدم شمرده‌اند. و وی را فیلسوف و آیت حق می خواندند ، او نیز خود را دبیر و مفسر و ادیب و در شعر عربی همپایه حسان و برتر از لبید و بحتری و در نثر بهتر از جاحظ و درشعر پارسی بالاتر از رودکی و عنصری و سنایی و معزی می شمارد و آنان را ریزه خوار خوان خویش می پندارد.[ سخن و سخنوران ، مولف: بدیع الزمان فروزانفر ، تهران: انتشارات خوارزمی ، چاپ سوم 1358 ، ص 620 ]
 آرا و گرایشهای خاص : خاقانی از سخن گویان قوی طبع و بلندفکر و در درجه اول از قصیده سرایان عصر خویش می باشد. به نقل از بعضی شروانشاه اخستان ، اورا « سلطان الشعراء » لقب داده بود. اوقبل از پیوستن به خاقان اکبر منوچهر شروانشاه ، « حقایقی » تخلص می کرد. سبک خاقانی در حقیقت از روش سنایی منشعب است و قسمتی از قصائدش به تقلید سنایی بوده و این می رساند که خاقانی مدتی به تقلید او سخن سرایی کرده است. آراء و معتقدات خاقانی در دوره های مختلف زندگانی او تفاوت بسیار یافته است. او در آغاز زندگی شاعری مدیحه سرابوده و از ممدوحان اجر شایانی می گرفت و از زندگی مرفهی برخوردار بود. تا اینکه بخود می‌آید و از درگاه شاهان فارغ شده و توبه کند. به زیارت خانه خدا مشرف می‌شود و مراسم حج را به جا آورده و از صحبت امیران دوری می‌کند و تا آخر عمر کنج عزلت اختیار می‌کند. تمایل خاقانی به زهد و آخرالامر به تصوف در افکار وی تاثیر قوی گذاشت و با اینکه خود از فلسفه آگاهی داشت فیلسوفان را بی دین و فلسفه را ضلال می پنداشت ، اما تصوف فکر اورا تعدیل کرده و از تعصب او کاست. [ سخن و سخنوران ، مولف: بدیع الزمان فروزانفر ، تهران: انتشارات خوارزمی ، چاپ سوم 1358 ، ص 612و614 و617و 23-621]


 
comment نظرات ()