پاو

زندگی نامه.معرفی شهر.معرفی کشور.تاریخ.تاریخچه.کد چت روم.چت

 
غزال تیزپای ایرانی در راه آفریقا!
نویسنده : ادمین - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱
 

به گزارش خبرنگار علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، «غزال ایرانی – 1» اگرچه با بداقبالی، بخت حضور در رالی خودروهای خورشیدی استرالیا را در مهرماه 84 از دست داد و سال بعد هم به دلیل نقص فنی و مشکلاتی که شاید تا حد زیادی ناشی از محدودیتهای مالی بود نتوانست در مسابقات خودروهای خورشیدی تایوان نمایش تمام‌عیار و مطلوبی از قابلیت‌هایش داشته باشد اما نفس ساخت چنین خودرویی با امکانات محدود موجود در کشور و فرستادن آن به آوردگاه خودروهای پر زرق و برق غربی و صد البته ویژگی‌های بارز و نوآورانه‌اش آن‌چنان چشمگیر بود که تحسین رییس استرالیایی فدراسیون جهانی خودروهای خورشیدی و حتی رقبای آمریکایی این تیم در موسسه‌ فن‌آوری ماساچوست (MIT) را برانگیخت؛ به طوری که از این تیم به عنوان تنها تیم آسیایی برای حضور در یک پروژه‌ بین‌المللی طراحی و ساخت خودرو هیبریدی که با حضور 20 تیم برتر دنیا در آن دانشگاه برگزار شد، دعوت کردند که البته با کارشکنی های‌ سفارت آمریکا در صدور روادید برای سفر دانشجویان، این فرصت از تیم گرفته شد.

از آغاز پروژه‌ خودرو خورشیدی دانشگاه تهران حدود چهار سال می‌گذرد و بیشتر دانشجویانی که در ساخت غزال ایرانی - 1 مشارکت داشتند با پایان تحصیلاتشان، تیم را ترک کرده‌اند و امروز دانشجویانی تازه نفس با امید و اراده‌ای مضاعف بر پایه‌ تجربه‌ افتخارآمیز آنها طرح خودرو خورشیدی غزال را پی گرفته‌اند.

تیم جدید در حال حاضر مشغول ساخت نمونه‌ پیشرفته‌تر این خودرو با نام غزال ایرانی – 2 است و سعی دارند آن را برای مسابقه جهانی خودروهای خورشیدی که شهریورماه امسال در آفریقا برگزار می‌شود، آماده کنند.

دکتر کارن ابری‌نیا، استادیار دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه تهران و مدیر پروژه خودرو خورشیدی در گفت‌و‌گو با ایسنا درباره‌ی روند شکل‌گیری این پروژه گفت: ایده این پروژه از چندین سال مطرح بود و حتی شش سال پیش پیشنهادی به وزارت صنایع دادیم که گفتند ساخت چنین خودرویی در اولویت نیست در حالی که با توجه به این که کشور ما همیشه با مساله انرژی مواجه بوده و منابع نفتی ما به هر حال تمام شدنی است و از سوی دیگر کشوری هستیم که ساعات آفتابی خیلی زیادی داریم باید از این منبع نامحدود انرژی استفاده می‌کنیم. بر همین اساس در سال 83 استارت این پروژه را با تعدادی از دانشجویان که علاقمند به کارهای خارج کلاس بودند زدیم و خوشبختانه دانشجوها با انگیزه زیادی که داشتند بدون این که پولی وارد شود پروژه را آغاز کردند.

وی افزود: در اوایل سال 1384، علیرغم بدبینی ها و سوال‌هایی که در آن زمان نسبت به عملی بودن چنین پروژه‌ای مطرح می‌شد اجرای این طرح را با حمایت شرکت ایران خودرو آغاز کردیم. ساخت بخشهای مختلف خودرو از قبیل شاسی، ترمز، سیستم تعلیق، فرمان، توپی چرخها و غیره تا شهریورماه 84 به انجام رسید با این حال به دلیل مشکلاتی که در انتقال خودرو پیش آمد به مسابقات رالی استرالیا نرسیدیم و بعد از آن در بهار 85 یک تور داخلی از تهران تا اصفهان برگزار کردیم و در شهریور آن سال در مسابقات بین المللی خودروهای خورشیدی در تایوان شرکت کردیم.

دکتر ابری‌نیا خاطرنشان کرد: خودرو خورشیدی غزال در این مسابقات رتبه هشتم را کسب کرد اما تجربه بسیار خوبی پیدا کردیم و در مقایسه با سایر خودروها فهمیدیم وزن 250 کیلوگرم خودرو، زیاد است و موتور خودرو ضعیف و راندمان سلول‌های خورشیدی کم است این است که تصمیم گرفتیم خودرو دیگری بسازیم که وزن آن حدود 100 کیلوگرم کمتر بوده و به موتور و باتری با تکنولوژی جدید و سلول‌های خورشید با بازده بالاتر مجهز است که اجرای این پروژه مستلزم حمایت‌های مالی است که امیدواریم بتوانیم با جذب به موقع اعتبارات لازم در رالی 2009 استرالیا و پیش از آن در مسابقاتی که شهریور ماه امسال در آفریقا برگزار می‌شود، شرکت کنیم.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه مهدی مهدوی کیا
نویسنده : ادمین - ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٩
 

مقدمه

در قسمت های قبلی گفتیم که «مهدی مهدوی کیا» در روز دوم مرداد ماه 1356 در تهران متولد شد، او که از بچگی علاقه زیادی به فوتبال داشت در دوران نوجوانی از زمینهای خاکی محله شان (دولاب) جذب باشگاه بازیکن ساز بانک ملی شد و با پشتکار مثال زدنی به باشگاه پرطرفدار پرسپولیس پیوست. وضعیت مهدی در پرسپولیس، اوایل چندان جالب نبود اما با آمدن استانکو وضعیت به کلی تغییر کرد تا او ضمن تثبیت موقعیت خود در باشگاه محبوبش به تیم ملی امید ایران راه پیدا کند. افتخارات و موفقیتهای مهم ورزشی وی از سال 75 شروع شد و محمد مایلی کهن در موفقیتهای او سهم بزرگی دارد زیرا پس از محرومیت نعیم سعداوی پیستون راست تیم ملی، حاجی مایلی دست به ریسک بزرگی زد و مهدوی کیا مهاجم شناخته شده فوتبال کشورمان را به پیستون راست تیم ملی تبدیل کرد. مهدی با زدن دو گل به چین شایستگی های خود را اثبات کرد و گرچه در بازیهای بعدی در کار گلزنی کمتر موفق بود ولی حرکتهای پی در پی او که با سرعت ذاتی اش همراه بود بارها بلای جان حریفان شد. مهدی به همراه دیگر ملی پوشان فوتبال ایران در یکقدمی جام جهانی بودند که تیم دچار مشکلات درونی شد و از صعود مستقیم بازماند تا فوتبال ایران شانس خود را در پلی آف (بازیهای حذفی) آزمایش کند. و حالا دنباله ماجرا...

استرالیا غول نیست

تیم ملی که به خاطر خوش خیالی مربیان و بازیکنان از درون ضربه خورد و صعود مستقیم به جام جهانی را از دست داد، در بازی با ژاپن هم که در واقع مسابقه پلی آف (حذفی) آسیا بود نیز با بدشانسی مواجه شد تا تنها شانس این تیم حضور در بازی پلی آف آسیا و اقیانوسیه باشد. تیم ملی در حالی که اوضاع خوبی نداشت و با استرسی که بر همه ایرانیان از اعضای تیم ملی گرفته تا تماشاگران و دوستداران فوتبال وارد شده بود می بایست برای تعیین آخرین مسافر فرانسه به مصاف استرالیا قهرمان قاره اقیانوسیه می رفت. ملی پوشان در این برهه از زمان دور از چشم تماشاگران تمرینات آماده سازی را دنبال کردند. مهدی که در تمام مسابقات قبلی ایران (15 بازی) بازیکن ثابت تیم بود باز هم امید داشت خاطرات خوب قبلی همچون حماسه دالیان را تکرار کند او امیدوار و با نشاط تمرین می کرد که در اردو خبر درگذشت عمویش را دریافت کرد... او که به خیلی علاقمند بود سریعاً از اردو خارج و روانه منزل شد تا به همراه خانواده در مراسم تدفین او شرکت کند. مهدی حتی می خواست از بازی مقابل استرالیا انصراف دهد که با پادرمیانی مربیان و بازیکنان با سابقه منصرف شد.

طبق قرعه اعلام شده از سوی فیفا قرار شد تا بازی رفت ایران و استرالیا روز اول آذرماه در تهران و بازی برگشت یک هفته بعد در ملبورن برگزار شوند. استرالیا تیم قدرتمندی بود که اکثر بازیکنان آن در اروپا و خصوصاً لیگ برتر انگلستان بازی می کردند؛ مربیگری این تیم نیز برعهده تری ونبلز مربی مشهور انگلیسی بود که در جام ملتهای اروپای 96 سکاندار تیم ملی انگلستان بود. ایران خود را آماده بازی با استرالیا کرده بود که حریف اعلام کرد حاضر نیست به ایران سفر کند. رئیس فدراسیون فوتبال استرالیا مدعی شد که در ایران امنیت کافی برقرار نیست و وی حاضر نیست جان بازیکنانش را به خطر بیندازد؟!!

ادعای عجیب استرالیایی ها علاوه بر اینکه مسابقه پلی آف را تحت الشعاع قرار داد باعث اتحاد و همبستگی بیشتر در نزد بچه های ایران شد... ملی پوشان ما که غرور ملی خود را جریحه دار شده می دیدند همقسم شدند تا هر طور شده از مانع استرالیا گذشته و به جام جهانی برسند. فدراسیون فوتبال ایران هم بیکار ننشست و اعتراض خود را به گوش مسئولان کنفدراسیون آسیا و فیفا رسانید که در نهایت با رأی فیفا استرالیا مجبور به سفر و پذیرش شرایط میزبان شد.

مهدی ساخت، خداداد نواخت

ورزشگاه آزادی در روزی که یکصد هزار تماشاگر را روی سکوهای خود می دید میزبان بازی رفت بود. استرالیا با این نفرات وارد زمین شد مارک بوسنیچ، کریک مور، استیو هوروات، الکس توبین، مارک ویدمار، روبی اسلاتر، کریگ فوستر، نذرلیک، اولیور ویدمار، تونی ویدمار و هری کیول. بازی آغاز شد و هر چه از زمان آن گذشت بازیکنان ایرانی بیشتر به ضعفهای حریف پی بردند آنها متوجه شدند استرالیا چندان هم شکست ناپذیری نیست و می توان از سد این حریف قدر هم گذشت یک اشتباه از خط دفاعی همه چیز را بر هم زد تا حریف با یک گل پیش بیفتد.

مهدی و همبازیانش دست بردار نبودند؛ بارها با جنگندگی و دوندگی خود را به دروازه میهمان رساندند اما بدشانسی تنها مانع کامیابی آنها بود. مهدوی کیا، عزیزی و استیلی بیشتر از دیگران دوندگی می کردند این سه نفر در سمت راست یک مثلث هجومی را تشکیل داده و بارها همبازیان دیگر خود را در موقعیت گلزنی قرار دادند.

دقیقه چهلم بود؛ کابوس شکست و خداحافظی از جام جهانی بر سر بازیکنان ایرانی سنگینی می کرد. در یک لحظه توپ به حمید استیلی رسید و او با سانتری خوب به تغذیه مهدوی کیا پرداخت مهدی توپ را در سمت راست دریافت کرد و در حالی که الکس توبین را در کنار خود داشت با سانتری زیبا و دقیق آن را به دهانه دروازه استرالیا فرستاد تا خداداد عزیزی که آنجا حاضر بود با تیزهوشی و ضربه ای بغل پا قفس توری حریف را لرزانده و ورزشگاه را غرق شادی کند. در مورد این گل باید فقط چهار کلمه گفت: مهدی ساخت، خداداد نواخت. نیمه دوم ایران تیم برتر سراسر میدان بود ولی باز هم بدشانسی گریبانگیر تیم شد تا ایرانیها پیروزی را به چشم خود نبینند. تیم ملی در روزی با استرالیا مساوی کرد که بر حریف برتری بی چون و چرائی داشت، اما این مسابقه یک حسنی برای ملی پوشان ما داشت و آن اینکه ترس بازیکنان ما و خصوصاً جوانترها ریخت تا آنها دیگر از استرالیا برای خود غول نسازند!

یک روز فراموش نشدنی برای ایرانیها

تیم ملی پس از بازی رفت تمرینات خود را جدی تر پیگیری کرد.

روز هشتم آذر (1367) برای همه ایرانیان یک روز فراموش نشدنی است از آن با عناوین بسیاری همچون حماسه ملبورن، حماسه فوتبال، جشن ملی ورزش و ... یاد می شود. در اینروز ورزشگاه کریکت گراند ملبورن در حالی که هفتاد هزار تماشاگر را در خود جای داده بود میزبان دلاوران ایران شد.

استرالیایی های مغرور که در تهران به خوبی پذیرایی شده بودند در خانه خود بر خورد شایسته ای را با کاروان ایران نداشتند، آنها در مراسم قبل از بازی پرچم خود را در کنار پرچمن 31 کشور صعود کرده به جام جهانی قرار دادند تا به این نحو روحیه ایرانیها را تضعیف کنند، اما تقدیر خداوند چیز دیگری بود...

بازیکنان تیم ملی ایران در رختکن حلقه اتحاد تشکیل داده و قسم خوردند تا در این روز باعث سرافرازی کشورشان شوند. عابدزاده کاپیتان تیم سعی می کرد با شوخی و خنده های خود به جوانترها مثل مهدی مهدوی کیا و پاشازاده روحیه بدهد.

تیم ایران با این نفرات پشت سر عابدزاده از زیر قرآن رد و با رمز بسم الله وارد زمین شدند: خاکپور، پاشازاده، پیروانی، سعداوی، شاهرودی، باقری، استیلی، دایی، عزیزی و مهدوی کیا. این مسابقه حساس و سرنوشت ساز که در آسیا از طریق شبکه آسیا اسپورت و در اروپا از شبکه ویرواسپورت بطور مستقیم پخش شد با حملات کوبنده میزبان و عقب نشینی اجباری ایران آغاز شد، استرالیائی ها دروازه ایران را آماج حملات خود قرار دادند که اگر درخشش عابدزاده و نفرات خط دفاعی نبود چه بسا سنگین ترین شکست تاریخ فوتبال ایران در همان نیمه اول رقم می خورد. بچه های ایران با صبر و حوصله دقایق ابتدایی را سپری کردند و کم کم داشتند از زیر فشار حملات حریف شانه خالی می کردند که میزبان در اواخر نیمه نخست به گل رسید. در رختکن ویرا سرمربی تیم ملی از بازیکنان خواست که تمرکز خود را از دست ندهند، او خطاب به شاگردانش گفت که هیچ برنامه و تاکتیک خاصی ندارد و آنها می توانند در نیمه دوم بازی معمولی خودشان را انجام دهند... ویرا معتقد بود توان بازیکنان ایران بیش از این حرفهاست... مهدی قبل از ورود به زمین به سراغ دکتر ذوالفقارنسب رفت و کمی با او درددل کرد و دکتر از مهدی یک چیز خواست: اینکه فقط خودش باشد (منظور بازی همیشگی اش). بازی در نیمه دوم شروع شد و باز هم برتری میزبان بود ه به رخ می کشید، چند دقیقه گذشت و آنها گل دوم را هم زدند و اینجا بود که کم کم ذهنیت حذف ایران پررنگ تر شد. بغض گلوی مهدی را می فشرد. در دل با خدای خود راز و نیاز می کرد... باورش سخت بود؛ یکسال زحمت، اردو، مسابقات و ماه ها صدرنشینی در گروه، عدم صعود مستقیمف شکست ناباورانه مقابل ژاپن، بدشانسی های بازی رفت با استرالیا و ... همه در نظر پدیدار شدند.

سریال دالیان در ملبورن تکرار شد!

در اوایل نیمه دوم یک اتفاق جالب رخ داد؛ یک تماشاگر خشن و بی نزاکت استرالیائی با ورود به زمین و کندن تور دروازه ایران از آن آویزان شد که با دخالت مأموران امنیتی ماجرا فیصله پیدا کرد. این حرکت زشت در حالی رخ داد که مسئولان ورزش استرالیا قبل از بازی رفت تماشاگران فهیم ایرانی را محکوم به خشونت می کردند... و از همین لحظه بود که ورق برگشت و حماسه ملبورن رقم خورد. پشتکها و خنده های عابدزاده روحیه بچه ها را ترمیم کرد تا آنها با تمام قدرت بیست دقیقه پایانی را سپری کنند. مهدی از این زمان یکی از مؤثرترین افراد بود، او با حرکتهای انفجاری خود به کمک تیم ملی کشورش آمد. پاس مهدوی کیا، تلاش چشمگیر تهامی تازه وارد و پاس نهایی عزیزی باعث شد تا باقری گلزنی کرده و فاصله کمتر شود. این گل بدان معنا بود که ایران با یک گل دیگر به جام جهانی می رود، پس بچه ها بیش از پیش به خود آمدند و همین زمان بود که ضربه عابدزاده و پاس دایی، خداداد عزیزی را به مصاف مارک بوسنیچ (دروازه بان) فرستاد تا ضربه فنی این یکی بازی را مساوی کرده و سند حضور ایران در فرانسه آماده شود و فقط یک چیزی باقی بود، امضای این سند که در واقع هان یازده دقیقه جهنمی ملبورن بود. گل خوشبوی خداداد باعث شد تا سکوت مرگباری بر کریکت گراند حاکم شود. وقت قانونی تمام شد ولی ساندروپل داور سرشناس مجارستانی وقتها اضافی را اعلام کرد... هر لحظه یک خطر و ایران زیر حملات پایداری می کرد. خانواده مهدی مثل بقیه خانواده های ایرانی از پای تلویزیون این مسابقه را تماشا می کردند. زهرا مادر مهدی استرس زیادی داشت او که به علت بیماری دلشوره و استرس برایش مضر بود گهگاهی به آشپزخانه می رفت تا جریان بازی را نبیند اما نگرانی ول کن او نبود خصوصاً وقتی که ندزلیک به سختی روی مهدی خطا کرد. فقط دعا می کرد و لحظات پایانی را در سجده بود و مدام ذکر می گفت؛ حماسه سازان ملبورن و در رأس آنها احمدرضا عابدزاده هشت دقیقه زیر فشار حملات حریف مقاومت کردند تا جشن صود ایران در پیش چشم تماشاگران استرالیائی برگزار شود. وقتی قاضی میدان سوت پایان بازی را زد ملی پوشان ایران یکدیگر را در آغوش گرفته و همگی سجده شکر بجا آوردند.

پیروزی در استرالیا، جشن ملی در ایران

پس از بازی ایرانیان سراسرجهان به جشن و پایکوبی پرداختند. در استرالیا ایرانیان مقیم این کشور با اعضای تیم ملی همگام شده، جشن و سرور بر پا کردند. در کشورهای عربی، آمریکا، آلمان و شرق آسیا نیز جشن پیروزی ایران برپا شد اما در ایران حکایت چیز دیگری بود. مردم پس از بازی به خیابانها ریخته و تا پاسی از شب به شادی خود را با خانواده اینان تقسیم کردند. جمع کثیری از مردم ورزشدوست با تجمع در جلوی درب منزل مهدوی کیا (خیابان سادات، کوچه فولادی) به شادی و پایکوبی مشغول شدند آنها که قصد ورود به منزل مهدوی کیا را داشتند با ممانعت و عذرخواهی مادر مهدی مواجه شدند. مادر مهدی ضمن تشکر، به مردم قدرشناس اعلام کرد که خانواده ایشان در غم از دست دادن عموی مهدی عزادار است و نمی تواند پذیرای مردم باشد. مادر وقتی شور و اشتیاق مردم رادید با بچه ها به خیابان آمده و در مقابل درخواست مردم چند عکس مهدی را نیز با خود همراه آوردند. آن شب برای مهدی، خانواده اش و تمام ایرانیان شبی فراموش نشدنی است. شب بود که مهدی تلفنی با مادر و برادرانش صحبت کرد.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه لمپارد
نویسنده : ادمین - ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٩
 

فرانک جمیمز لمپارد جونیور متولد 25 ژوئن 1978 در رامفورد انگلستان . او فرزند فرانک لمپارد سینیور مدافع سابق انگلیس و بازیکن پیشین تیم وستهام یونایتد . مادر او نیز از یک خانواده معروف فوتبالی است .

لمپارد در سال 1994 به عنوان کار آموز به باشگاه وستهام یونایتد پیوست . همان باشگاهی که پدرش دستیار سرپرست آن بود و در سال 1995 به طور رسمی با این باشگاه قرار داد بست . در اکتبر سال 1995 به تیم سی سیتی قرض داده شد و در همان باشگاه در نخستین بازی لیگ خود شرکت کرد و یک گل به ثمر رساند و در ژانویه سال 1996 دوباره به وستهام بازگشت . لمپارد بازیکن ثابت تیم جوانان وستهام بود و در کاپ قهرمانی جوانان 1996 کاپیتان تیم شد .

در سال 1998 لمپارد به تیم بزرگسالان وستهام پیوست و در کنار بزرگانی چون ( جوکول ) ، ( مایکل کاریک ) و ( ریوفردیناند ) به یکی از مهرهای با ارزش این تیم بدل گشت .

لمپارد در 15 می 2001 با یازده میلیون پوند به باشگاه ثروتمند چلسی نقل مکان کرد . او در فصل نخست حضور خود بازیکن فیکس تیم بود اما در فصل دوم حضورش تحت شعاع بازی خوب ( جیانفرانکوزولا ) قرار گرفت و افت کرد اما با آمدن آبراموویچ ملیاردر معروف روسی به باشگاه ، لمپارد دوباره شکوفا شد و خود را به عنوان بهترین هافبک تیم شناساند .

در سال 2004 ، 2005 لمپارد توانست در همه 38 بازی لیک بازی کند و 13 گل به ثمر برساند و با تیم چلسی قهرمان لیگ برتر شود . بازی او آنقدر زیبا بود که ( کارلوس البرتو ) و ( یوهان کرایف ) بازکنان مطرح جهان هر دو او را ستودند و لمپارد را بازیکن برتر جهان خواندند لمپارد موفق شد در آن فصل جایزه فوتبالیست سال FWA را از آن خود کند . او در سال بعد بهتر ظاهر شد به طوری که خوزه مورینیو ( مربی آن دوران چلسی ) او را بهترین بازیکن دنیا لقب داد .

لمپارد در سال 2003 با ( النارایوز ) ازدواج کرد و ثمره این ازدواج یک دختر به نام ( لوناکوکو پاتریشیا لمپارد ) است ، لونا 22 آگوست سال 2005 به دنیا آمد . چندی پیش فرانک اظهار داشت که او و والنا در انتظار دومین فرزند خود به سر می برند . فرانک لمپارد در حال فراگیری زبان اسپانیایی است که به گفته برخی به خاطر احتمال پیوستن او به لالیگا اسپانیاست . ولی لمپارد اظهار کرد که آموزش زبان اسپانیایی او صرفا دلایل خانوادگی دارد ، زیرا انارایوز اسپانیایی است و او دوست دارد دخترشان و البته کودک آینده آنها دو زبانه بزرگ شود .

لمپارد در ماه های سپتامبر و اکتبر سال 2005 در مسابقه گل برتر روزنامه THE SUN حضور داشت . در جولای سال 2006 THE SUN کتاب زندگینامه لمپارد با نام ( همه چیز از فرانک ) را به صورت دنباله دار به چاپ رساند . این کتاب اسرار زندگی خانوادگی و خصوصی فرانک لمپارد و عکس العمل هایش را نسبت به نا امیدی های جام جهانی افشا کرده است .

لمپارد تا کنون توانسته است با چلسی 2 بار قهرمان لیگ برتر شود ، در نوامبر سال 2005 به عنوان دومین فوتبالیست برتر اروپا شناخته شد و جایزه فوتبالیست سال قاره خود را به هافبک برزیلی ( رونالدینیو ) سپرد . یک ماه بعد رنالدینیو عنوان بازیکن سال دنیا را از آن خود کرد و بار دیگر فرانک لمپارد به مقام دوم بسنده کرد .

 


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه بروسلی
نویسنده : ادمین - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٩
 

بروسلی یکی از معروفترین رزمی کاران وهنر پیشگان بوده است. وی در اواخر دهة 60 واوایل دهة 70 میلادی به علّت اجرای ضربات عالی وتکنیک های برتر در مبارزه در محافل گونگ فوی بین المللی معروف ومشهور شد. او همیشه تکنیکی را که خودش ابداع کرده تمرین می نمود وبه نمایش می کذاشت. فیلم های گونگ فوی بروسلی بسیار هیجان آور وشگفت انگیز بود. بروسلی یکی از 7 نفر معروف در محافل کونگ فوی جهان به شمار می رفت و به علّت هنرمند وهنرپیشه بودن وی شرکت هالیوود آمریکا بعد از مرگش یک موزة یادبود برای او درست کرد. بروسلی در بازیگری مهارت زیادی داشت وتکنیک های بوکس چینی را خیلی خوب اجرا می کرد، علت کسب این همه موفّقیّت این بود که وی سبکی به نام جیت کان دو که حرکات، ضربات وتکنیک های موثر سبکهای دیگربودرا ابداع نمود. اینمیراث گرانهایی بود که او به ووشوی چینی داد. بروسلی ،جیت کان دو را بر اساس تکنیک های ووشو و برخی سبک های خارجی بوجود آورد وبعد ان را به یک سبک مبارزه ای تبدیل کرد . بنیان گذاشتن جیت کان دو روح انقلابی بروسلی را ظاهر می کرد. او حرکات و تکنیک هایی را که در کونگ فوی چینی ( ووشو) برتر بود ، انتخاب می کرد. وی از نظریات محافل ووشوی سنّتی تخطّی می کرد واز تکنیکها وضربات متعلّق به رشته های دیگر که کاربرد خوبی داشت نیز استفاده می نمود. حرکات این سبک ، ساده وضربات آن کاربردی وتکنیک هایش خیلی شدید وخشن می باشد. نتیجة کار بروسلی ، در جمع آوری سبک های ووشو در جیت کان دو ظاهر می باشد . بروسلی می گفت : از بی قانونی تا قانون ، از بی محدودیتی تا محدودیت که این عالی ترین گوهر ایدئولوژی جیت کان دو است. در جیت کان دو، تکنیک وحرکات مخصوصی برای دست وپا وجود ندارد. جیت کان دوکار باید در مبارزه ، با توجّه به حرکت وتکنیک های اجرایی حریف، حرکت وتکنیک خود را عوض کند ، تا بتواند حریفش را شکست دهد. مبارز میتواند از هر محیط وشرایطی عبور کند و هیچ شرایط محیطی نمی تواند او را محدود کند . بنابراین کسی که جیت کان دو را به طور کامل اموزش دیده و با موفّقیّت تمام فنون این سبک را یاد گرفته باشد ، می تواند حریفش را به راحتی شکست دهد. این حقیقت کاربرد و خلاصه ومعنای جیت کان دو است .

پدر بروسلی از ایالت « گوان دونگ نانگ های » چین بود و بروسلی در تاریخ 27 نوامبر 1940 در سال اژدها در بیمارستان چینی شهر جوجین شان (سان فرانسیسکو) – جایی که چینی های زیادی در آنجا زندگی می کنند – متولّد شد نام اصلی فوق ستارة سینما « لی جون فان » بود. ولی بعد ها در ادارة ثبت احوال اسم بروسلی را به عنوان نام هنری برای خود انتخاب کرد . اعضای خانوادة بروسلی هفت نفر بودند . اسم پدر او «لی هوی چوئن» و نام مادرش گریس می باشد. پدر او خوانندة اپرا بود و در ووشو مهارت زیادی داشت وبه همین خاطر در پیشرفت بروسلی تأثیر زیادی گذاشت. نام خواهر بزرگ بروس «اگنس» ، خواهر کوچکش«فیبی»، برادر بزرگش «لی جون شن» و برادر کوچکش «لی جون خوی» می باشد. بروس در ماه دوم (فوریه) سال 1964 میلادی با دختری مهربان، زیبا و دلسوز به نام لیندا ازدواج کرد. خانم لیندا در زندگی وکار پشتیبان خوبی برای همسرش بود . آنها بعد از ازدواج صاحب یک پسر به نام «براندون لی» ودختری به نام «شانون» شدند.

دوران زندگی بروسلی کوتاه بود، ولی نتیجة کار او در سینما و ورزشهای رزمی به ویژه کونگ فوی چینی، موجب شگفتی همگان است. او پس از دو سال بازیگری ، در محافل فیلم جهانی نورانی و درخشان شد. بروس نه فقط در کونگ فو عالی بود ، بلکه استعداد خیلی خوبی هم در نمایش داشت. او تقریباً در یک سالگی در فیلم « جینگ مانگ نیو»(دختر شهر دروازه طلایی)نقش داشت ودر شش سالگی در فیلم های « سرگذشت یک پسر بچه»و«اژدهای کوچک» و در دوران جوانی نیز در فیلم « ژن های گوهم » بازی نمود که مورد استقبال مردم واقع شد .او در این فیلم، فنون و تکنیک های برتر زیادی از کونگ فوی چینی را به نمایش گذاشت و به همین علّت بود که وی در زمینة فیلم مشهور شد و ستارة کودکی نام گرفت.در سال 1966 بروس در هالی وود آمریکا در سریال « چینگ فن شا» (زنبور سبز) به عنوان یک قهرمان و حامی، ایفای نقش کرد و توانست قدرت ونیروی ووشو (کونگ فوی چینی) را به خوبی نشان دهد . بعد از اینکه ووشو در سراسر جهان یک دگرگونی همچون موج بوجود آورد ، در یکی از مجلات و انتشارات فیلم آمریکا چنین نوشته بود : بروسلی از کشوری کهن ، با فرهنگ غنی وباستانی و پهناور آمده، مردم چین آداب ورسوم غنی دارند ، ودر چشم غربیها این کشور پر از رمز وراز است . اجرای حرکات وتکنیک های کونگ فوی چینی توسط برسلی واقعاً برای مردم شگفت انگیز بود .در سال 1967 او در هنگ کنگ در فیلم برادر بزرگ ( تانگ شان) نقش داشت و بار دیگر کونگ فو را به مردم جهان نشان داد.در سال 1971 با موفّقیّت عالی در فیلم خشم اژدها بازی کرد که در این فیلم او خشن ترین و جدی ترین هنر پیشه بود . او با تکنیک های عالی و مبارزة شگفت انگیزش ، بار دیگر جیت کان دو را به نمایش گذاشت . علی الخصوص در اجرای ضربات وفنون نانچکو و نمایش دادن سه تکنیک برتر پا موفق بود و مردم از بازی او لذّت بردند . در سال 1972 بروسلی برای خود یک شرکت فیلم سازی تأسیس کرد . بعد ها خودش نمایش نامه می نوشت و خودش هم بازی میکرد . به این ترتیب فیلم راه اژدها را ساخت و بار دیگر قدرت نانچکو را به مردم نشان داد . .او در این فیلم با قهرمان کاراته جهان (چاک نوریس) مبارزه کرد که این یک مبارزة شگفت انگیز بود . در سال 1973 وی با شرکت فیلم سازی برادران وارنر (حوانا هالی وود) همکاری نمود و در هنگ کنگ فیلم اژدها وارد می شود را ساختند. این آرزوی او که چند سال پیش قصد داشت فوق ستاره فیلم های هالی وود باشد با ساختن این فیلم به حقیقت پیوست و او به بازیگر درجه یک جهان تبدیل شد فیلم بازی با مرگ از شرکت تولید فیلم سکواویا (شی خو) آخرین فیلم بروس می باشد. وی در هنگ کنگ برای ساختن ابن فیلم از تکنیک ها ، ضربات و صحنه های جالب و بسیار دیدنی فیلم برداری می کرد . البته قبلاً تصمیم گرفته بود که بعضی از صحنه ها را در مناظر کرة جنوبی فیلم برداری کند ، امّا به علّت خستگی بیش از حد او این تصمیم اجرا نشد. وقتی که او دوباره سعی کرد تصمیمش را عملی کرده و این فیلم را تمام نماید ناگهان اتّفاق ناگواری موجب مرگ او شد . برای احترام گذاشتن به وی و یاد بود این ستارة بزرگ کونگ فوی چینی ـ بروسلی ـ در سال 1993 سازمانها و دانشکده های هنری شرکت فیلم سازی هالی وود آمریکا تابلویی درخشان و پر نور از پنج ستارة طلا و نقّاشی فیلمی که بروس در آن بازی کرده بود را در هالی وود نصب کردند


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه مارادونا
نویسنده : ادمین - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱۸
 

 

نام دیه گو مارادونا در دنیای فوتبال بیش از آنکه به خاطر نبوغ و خلاقیت و بازی های استثنایی او بیاید، به دلیل جنجال ها و اخباری است که از زمان بازیگری او در ناپل ایتالیا همواره حول و حوش این بازیکن شاخص آرژانتینی بوده است.

دیه گو یکی از بااستعدادترین بازیکنان نسل فوتبال جهان است که در خانواده یی فقیر و پرجمعیت به دنیا آمد. فوتبال را در باشگاه آرجنتینوس جونیورز آغاز کرد و 15ساله بود که به تیم اول باشگاه پیوست. در حالی که تنها 17سال داشت به تیم ملی آرژانتین دعوت شد و در برابر مجارستان یک نیمه بازی کرد.

قدرت بازی سازی، پاس های بلند و کوتاه میلیمتری، قدرت حفظ توپ و هوش سرشار رهبری تیم در میانه میدان، ضربه های ناگهانی و حیاتی، حفظ تعادل و قدرت پا به توپ عالی و بسیاری از خصوصیات دیگر یک فوتبالیست طراز اول در مارادونا جمع شده بود و اگر از نظر شخصیتی در حد مطلوبی بود بی تردید در کنار بزرگان فوتبال دنیا یکی از ده مرد برتر فوتبال جهان نام می گرفت.

 

 

پس از آن که «سزار منوتی» مربی بزرگ تیم ملی آرژانتین دیه گو را به دلیل اخلاق و رفتار ناپایدارش و ناپختگی دوران جوانی از تیم ملی کنار گذاشت و نام او را برای جام جهانی 78 در لیست تیم نیاورد، مارادونا جام جهانی جوانان 79 توکیو را میدان تاخت و تاز خود قرار داد و تیم ملی کشورش را به مقام قهرمانی جهان رساند.

وقتی مارادونا در تیم باشگاهی آرجنتینوس جونیورز، در 166 بازی 116 گل به ثمر رساند، باشگاه معروف بوکاجونیورز حاضر شد برای خرید او پول خوبی پرداخت کند. این بار رکورد او بهتر شد و در 28بازی، 40 گل زد و در سال 1981 با بوکاجونیورز قهرمان آرژانتین شد. کم کم نام جوان با استعداد آرژانتینی بر سر زبان ها افتاد و بارسلون با پرداخت بالاترین مبلغ، او را به ایالت کاتالونیا برد. از سال 1982 تا 1984 بارسلون محل بروز استعدادها و بازی های دیه گو بود. هافبک پرتوان آمریکای جنوبی قهرمانی سال 83 اسپانیا را برای بارسلون به ارمغان آورد.

                                    

 

 

 

حال تیم ناپل ایتالیا خواهان او بود و مبلغ بسیار بالایی به او پیشنهاد کرد تا در سال 84 به شهر ناپل مهاجرت کند. مارادونا هفت سال در ناپل ماند و در سال 1991که از ایتالیا به آرژانتین برگشت، معروف ترین و محبوب ترین ورزشکار شهر ناپل بود.

او یک تنه ناپل را به دو مقام قهرمانی در سال 1987 و 1990 رساند. پس از بازگشت مارادونا به وطنش، تیم ناپل دیگر نتوانست قامت راست کند و حتی به دسته دوم بازی ها سقوط کرد. در سال 9119 مارادونا به اتهام حمل و مصرف مواد مخدر، از ایتالیا اخراج شد و به کشورش بازگشت و از آن سال به طور مرتب باشگاه خود را عوض کرد. معروف ترین باشگاهی که بعد از جام جهانی 94 در آن توپ زد، بوکاجونیورز بود که در سال های 9619 و 9719 در آن بازی کرد.

 

 

مارادونا چندی نیز مربی راسینگ بود که به دلیل عدم موفقیت از کار برکنار شد.

در عرصه بازی های ملی موفقیت مارادونا بسیار چشمگیر بود، بازیکنی با قد کوتاه، اما با استارت های انفجاری؛ در هر لحظه یی که دیه گو اراده می کرد قادر بود خط دفاعی حریف را به هم بریزد و با پاسی ناگهانی مهاجمان تیمش را صاحب موقعیت گل کند.

بازیکن برجسته یی مثل او همواره در زمین بازی، هدف تکل های خشن مدافعان حریف بود. قدرت بدنی مرد کوچک آرژانتینی در سال هایی که هنوز به مواد غیر مجاز روی نیاورده بود غیرقابل تصور می نمود. در ضربه های آزاد یک استاد به تمام معنا بود. ضربات پای چپ او از پشت محوطه جریمه، کمتر خطا می رفت. در جام جهانی اسپانیا و به هنگام دیدار با برزیل به دلیل خطای غیرورزشی از زمین اخراج شد تا باعث حذف آرژانتین شود؛ اما جام جهانی 86 مکزیک میدانی دیگر برای او بود. در آن سال او به قله شهرت و تکامل در عامل بازیگری رسید و در راس یک تیم خوب و آرمانی به رهبری دکتر کارلوس بیلاردو، اجازه نداد جام قهرمانی از قاره آمریکا خارج شود. بازی های اعجاب انگیز مارادونا در مسابقات مقدماتی سبب شد مربیان تیم های حریف همواره چند بازیکن را مامور یارگیری مارادونا کند.

اما یارگیریها و خطاهای متعدد نیز مانع بازی سازی و ارسال پاس های زیبا و به واقع استثنایی او نبود. او در بازی با انگلستان با زیرکی بسیار و با ضربه دست توپ را وارد دروازه حریف کرد تا این گل به عنوان یک گل تاریخی در جام های جهانی ثبت شود. پس از آن با گلی دیگر بلژیک را از رسیدن به دیدار نهایی محروم کرد تا آرژانتین در برابر آلمان برگزارکننده دیدار پایانی جام جهانی مکزیک باشد. درخشش او سبب شد در پایان، بازی سه بر دو به سود آرژانتین خاتمه یابد و برای بار دوم جام جهانی نصیب آرژانتین شود. مارادونا در جام جهانی مکزیک به عنوان بهترین بازیکن شناخته شد. چهار سال بعد در جام جهانی ایتالیا، ستاره اقبال آرژانتین بلند بود که مارادونا یک بازی زیبا و تحسین برانگیز مقابل برزیل انجام داد تا تیم پر مهره رقیب را از دور رقابت ها حذف کند.

                      

 

دو تیم آلمان و آرژانتین برگزار کننده دیدارنهایی بودند. پس از آنکه تیم آرژانتین به علت اخراج دو بازیکن خود 9 نفره بازی می کرد، ضربه پنالتی «آندریاس بره مه» تیری بر قلب مارادونا بود تا تیم آرژانتین به مقام نایب قهرمانی جهان بسنده کند. سال 1994 و جام جهانی آمریکا پایان کار دیه گو مارادونا در سطح ملی بود. مارادونای 34 ساله به قدر کافی پخته بود که با وجود اضافه وزن، تیمش را رهبری کند؛ اما یک اشتباه اخلاقی و دوپینگ او در جریان بازی ها موجب شد تا او از بازی ها اخراج شود و 15 ماه از بازیهای بین المللی محروم شود. پس از اخراج مارادونا تیم ملی آرژانتین دیگر کمر راست نکرد و خیلی زود از دور رقابت ها حذف شد. مارادونا با این کار غیراخلاقی، مانع از این شد که به عنوان اسطوره یی در جهان فوتبال نامش جاودانه شود و در کنار بزرگانی چون دی استفانو، پله، کرایف، و بکن باوئر قرار گیرد. آخرین دسته گل مارادونا، تیراندازی به سوی خبرنگارانی بود که سعی داشتند در زمان محرومیت او از بازی های بین المللی، از او عکسبرداری کنند. او هم اکنون سرمربی تیم ملی   آرژانتین است.


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه پله
نویسنده : ادمین - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱۸
 

متولد: 23 اکتبر 1940، ترس کوراکواز، برزیل

بازیهای ملی: 92

گل های بین المللی: 77

تیم ها: سانتوز، نیویورک کاسموس

افتخارات تیمی: جام جهانی 1958، 1962، 1970

قهرمانان کلوپ جهانی: 1962، 1963

قهرمان ایالت ساوپولو: 1956، 1958، 1940، 1941، 1942، 1944، 1956، 1967، 1968

افتخارات شخصی: مرد سال فوتبال آمریکای جنوبی در سال 1973

« همانطور که بتهون برای موسیقی متولد شد، من برای فوتبال به دنیا آمدم» جملاتی با شکوه و مبتکرانه مگر زمانی که در مورد نابغه فوتبال برزیل، پله، مطرح شوند.

یک خبر، با چهار بار قهرمانی جام جهانی، ربته اول، 283 گل درجه یک، که 12 تای آن را در فینال مسابقات جام جهانی زد

یکی از اعضای بازیکنان جادویی برزیل که بزرگترین جوایز سالهای 1958، 1962 و 1970 را به خود اختصاص داد. ولی همانطور که مجموعه ای از نت های درهم و برهم یک سمفونی را برای بتهون نمی ساختند، آمار هم نمی توند عظمت بازی این نوابغ را به معرض نمایش گذارد، مهارتهای زیبا، سرعت حیرت آور،‌قدرت کنترل توپ و در آخر لباس های زرد و آبی معروفشان در بین این همه ستاره، پله بهترین بود.

باید بی انعطاف پذیر، چابک و قوی به نظر می رسید قادر بود با توپ هر کاری که می خواهد بکند. به راحتی از عوامل دفاعی می گذشت و هر بار که موقیتی پیش می آمد همه منتظر عملیاتی خیره کننده از او بودند و برزیل فوتبالی پر ماجرا را ارائه می کرد، همواره درحمله بود همه چشمها خیره به نتیجه مسابقه هیچ کس نمی تواندصداهای تشویق تماشاگران به هیجان آمده را فراموش کند: « برا – زیل ش ش ش ، برا – زیل ش ش ش » این نوع تشویق اولین بار در شیلی در بازیهای جام جهانی 1962 به گوش رسید و طرفداران انگلیسی برزیل نیز به تقلید آن پرداختند. ابتدا نام بازیگران بلند گفته می شود که با انفجار از صدای دست زدن تماشاچیان و به دنبال آن آوای: ایی – یه ادو (ee- ay-adeo) تمامی ورزشگاه را فرا می گرفت . بعد از سه دهه ممکن است این آوازها دستخوش تغییرات شده باشند ولی این فوتبال برزیلی پله بود که به جهانیان نایان می شد.

پله در یک محله فقیر نشین «ترزکوآکوز» (Tres coracoes) در سال 1940 بدنیا آمد. پدرش که به دوندینو معروف بود یک فوتبالیست بود ولی به شهرت پسرش دست نیافت. پله از زمانی که یاد گرفت به توپ ضربه بزند عاشق فوتبال بود ولی مادرش از این علاقه زیاد راضی نبود زیرا شوهرش از مسابقات پول کمی برای خانه می آورد و مادر پله به دنبال راه بهتری برای سرنوشت پسرش بود.

مهارت زودرس پله خیلی زود مورد توجه دی بریتو (debrito) یکی از اعضای تیم ملی برزیل قرار گرفت و او مهارتهای لازم را به پله آموخت در سال 1954 در 14 سالگی به عضویت باشگاه قهرمانان جوانان «باورو» (bauro) در «ساوپولو» درآمد. در 16 سالگی علیرغم جراحت زانو که می رفت تا مشکلاتی را در زندگی حرفه ای ایجاد کند، پله به «سنتوز» رفت و تا پایان سال 1974 در آنجا ماند. پله و سانتوز با هم افسانه شده بودند در اروپا سفر می کردند و بازیهای دوستانهای را پشت سر می گذاشتند اما در سال 1972 پله دوباره به باشگاه معروف خود بازگشت.

جام جهانی 1958 در سوئد بود که عرصه را برای نشان دادن نبوغ پله باز کرد. او 17 ساله بود و یک سال پیش برنده اولین جام دوران ورزشی اش شده بود. اما با جراحت به سوئد آورده شد آخرین بازی گروه که بین برزیل و روسیه در گوتنبرگ انجام شد اجازه بازی پیدا نکرد. برزیل این بازی را 2-0 برد و با پاس گلی که برای واوا آماده کرد نوید تولد یک قهرمان را داد.

در مرحله 4. 1 نهایی برزیل در مقابل ولز بازی می کرد. برزیل در این بازی 1-0 پیروز شد و پله زننده تک گل بازی بود.

این اولین گل ملی پله در جام جهانی بود و در پایان بازی های فینال پله 6 امتیازی شده بود.

3 حرت عالی او در مقابل فرانسه در بازیهای 2. 1 نهایی با دو گلی که در بازی فینال به سوئد زد تکمیل شد. یکی از گلهای او توسط کارشناس و نویسنده فوتبال «برایان گرانویل» در کتابش به نام داستان جام جهانی «تلاش نفس بر» نام گرفت:

سخنان نویسنده :] در منطقه پلانتی توپ بلندی را با ران پایش مهار کرد و به سرش رساند و با چرخشی آن را از سوسون گذراند[. پله همه گل ها را ساخته بود و باعث شکست 5-2 سوئد در مقابل دیدگان هموطنان خود و در مهین خودشان شده بود. برزیل برای اولین بار قهرمان جام جهانی شده بود و قهرمان جوان ما می رفت که در راه شهرت و ترقی بین المللی خود گام بردارد.

در سال 1962 برزیل پادشاه بی شک فوتبال و پله قهرمان بازیکن جهانی بود او تنها 21 سال داشت و به نظر می رسد که بازیهای فینال شیلی به محبوبیت پله خدشه وارد کند!!!

اولین بازی آنها در برابر مکزیک بود. برزیل این بازی را 2-0 برد و پله با گل درخشان خود که پس از رد کردن 4 بازیکن خط دفاعی آن را به ثمر رساند دوباره درخشید ولی در بازی بعدی با نتیجه 0-0 در مقابل چک و اسلواکی پله دچار کشیدگی و پارگی عضلات شد و از بازیهای بعدی کناره گرفت. برزیل در این مسابقات برای دومین بار قهرمان شد و در فینال چک اسلواکی را 3-1 شکست داد. ولی اگر سال 1962 برای پله سال خوبی نبود سال 1964 بدتر بود چه برای پله و چه برای تیم کشورش .

سال افتخار و پیروزی تیم انگلیس، سالی که برزیل کاپ را بعد از 12 سال واگذار کرد و بعد تیم برزیل در اولین مرحله دوره بازیها جام جهانی را ترک گفت. این درست وقتی بود که پله توسط بازیکنان پرتقال ضربه خورده بود. برزیل در این سال فقط 3 بازی داشت که هر سه در «ورزشگاه گودیسون پارک باشگاه اورتون» انجام شد. آنها با یک نتیجه قابل قبولی 0-2 بلغارستان را شکست دادند که یکی از گلها را په از روی یک ضربه آزاد به ثمر رساند. در بازی دوم که پله مجروح شد تیم برزیل 1-3 مغلوب تیم لهستان شد. پله دربازی تهاجمی با پرتغال حضورداشت ولی به زودی معلوم شد که هنوز سلا متی کامل خود را باز نیافته است. مربی تیم بعد از شکست باور نکردنی در مقابل لهستان هدف تغییر در وضعیت تیم ایجاد کرده بود که در این بازی هیچ تفاوتی ایجاد نکرد. علیرغم جراحتهای زیاد به پله با وضع نامناسبی که داشت از طرف داور انگلیسی، جورج مک کیب، (George Mc cobe) اجازه بازی در زمین داده شد و پرتقال 3 بر 1 برزیل راشکست داد.

پله عهد کرد که دیگر در هیچ جام جهانی ظاهر نشود ولی در سال 1970 او نظر خود را عوض کرد. اینبار بازی ها در مکزیک سوزان برگزار می شد و برزیل یکی از بهترین و مقاومترین تیم های حاضر بود.

پله که در آن سالها یک مرد 29 ساله بود، بازیکن کار کشته ای شده بود که اینبار به همراه بزرگانی چون دی ولینو، توستائو و جیرزینو یک تیم تهاجمی را ساخته بودند. در اولین بازی در برابر چک و اسلواکی به نتیجه 4 بر 1 دست یافتند. گل اول توسط ری ولینودریک ضربه آزاد و دومی توسط پله زده شد و دوتای آخر را جیوزینو به ثمر رساند.

بازی بعد در مقابل انگلستان بود و چه بازی هیجان آوری بود بسیاری از کارشناسان به تیم انگلستان به خاطر پیروزی سال 1966 بسیار با احترام می نگریستند.

آلن مولری (Alan Mullery) به عنوان بازیگر کنترل کننده پله گماشته شده بود تا به نوعی جلوی بازی هنرمندانه اش را بگیرد ولی آیا می توان یک نابغه را کنترل کرد. دو دقیقه دهم، پله نه تنها از او بلکه از خط دفاع تیم انگلیس هم گذشته بود تا توپ را به جیزنیو برساند. این توپ چیزی کمتر از یک گل نداشت و درست در هنگامی که توپ وارد دروازه لی شد توپ با ضربه دست، گوردون بانلکس مهار شد. پله در مقابل میلیون ها نیز به مقام «وزیر ورزش برزیل» دست یافت و هنوز بعد از گذشت سالها او چنان عظمتی دارد که هر بار نام تیم برزیل مطرح می شود اولین نامی که بر لبها جاری می شود« پله » است....یکه و تنها


 
comment نظرات ()
 
 
چوگان
نویسنده : ادمین - ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٦
 

اجرای قدیمی ترین ورزش تیمی جهان، «چوگان»

 

باستانی ترین میدان چوگان با استانداردهای جهانی، هنوز در اصفهان چون نقشی بر جهان هستی، می درخشد و زیباترین آثار تاریخی را گرداگرد خود برپا می بیند.

"میدان نقش جهان" اصفهان، که زیباترین میدان تاریخی جهان محسوب می شود و از جمله میراث جهانی ارزشمند می باشد، روزگاری میزبان ماهرترین سوارکارانی بوده است که گوی را به ضربه چوگان خود از جلوی ورودی مسجد بی همتای جامع عباسی تا نزدیکی سر در باشکوه بازار قیصریه و برعکس به حرکت در می آوردند. سلاطین صفوی، بزرگان و مهمانان خارجی از ایوان عمارت زیبای عالی قاپو -شاهکار معماری ایران- به نظاره پرسرعت ترین ورزشی می پرداختند که ایرانیان باستان آن را ابداع نمودند تا نشان دهند که در عرصه دلاوری و ورزش نیز همچون بسیاری موارد دیگر پیشرو هستند.

چوگان که لقب اولین ورزش تیمی جهان و نیز اولین بازی با توپ جهان را یدک می کشد و به نام ایران شناخته می شود، امروز نیازمند توجه اساسی است. اصفهان که هنوز ستون های سنگی مربوط به دروازه های چوگان در "میدان نقش جهان" آن استوار است، پس از سالها میزبان چوگان بازانی خواهد بود که هنر و میراث نیاکان خود را با گردش چوگان خویش به نمایش می گذارند تا خاطرات گذشته را به یاد آورند. امیدواریم که در آینده نه چندان دور با تلاش دست اندکاران شاهد بازگشت میدان زیبای نقش جهان به عرصه تاخت و تاز اسبان و سواران چوگان باشیم.


 
comment نظرات ()
 
 
تاریخچه لیگ فوتبال باشگاه های ایران
نویسنده : ادمین - ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٥
 

اولین جرقه های لیگ فوتبال در سال های 1337 الی 1339 زده شد. مثلا در همان سال 1339 تیم جم آبادان قهرمان برخی مسابقات، که چندان منظم برگزار نمی شد، گردید. اما انجام مسابقات لیگ به طور منظم.................................................

.....................

 

ادامه در ادامه مطلب.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه آندره کرک آغاسی
نویسنده : ادمین - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٥
 

تنیسور آمریکایی ـ ایرانی که تاکنون ایران را ندیده، معمولا از اعلام این‌که ایرانی است، طفره می‌رفت. همچنین در مسابقات تنیس ویمبلدون 1992 با وجود اشتیاق فراوان ایرانیان مقیم انگلستان برای تشویق او، با برخوردی نامناسب با آنها، هویت ایرانی خود را انکار کرده بود و در همه محافل این موضوع را تکرار کرده بود.

 

آندره کرک آغاسی در 29 آوریل 1970 در لاس وگاس در ایالت نوادا متولد شد و از اولین روزهایی که قامتش به طول راکت تنیس رسید و توانست آن را در دست بگیرد، تحت تعلیم پدر قرار گرفت، که خود قهرمان قدیم بوکس ایران بود پدر آندره ، آسوری است و زاده روستایی نزدیک به ارومیه.

پدر او، «مایک آغاسی» عضو تیم ملی بوکس ایران بوده که به مسابقات المپیک 1948 و 1952 اعزام شده بود 

مدال طلای المپیک، 69 قهرمانی در رقابت‌های انفرادی، سه جام «دیویس» برای آمریکا و 30 میلیون دلار جایزه‌ نقدی، افتخارهای آغاسی است. او در 1100 دیدار انفرادی ATP 800 پیروز شده است.
آغاسی رکوردهایی افسانه‌ای در اختیار دارد. سالها قهرمان نمره یک جهان بود، هشت بار مسابقات جایزه بزرگ را فتح کرد، در زمره تنها پنج بازیکن دنیاست که در هر چهار مسابقه جایزه بزرگ (1) قهرمان شده و هم کاپ دیویس را برده و هم مدال طلای المپیک را کسب کرده‌است. به علاوه او تنها تنیس‌بازی است که در سه دهه در فهرست ده بازیکن برتر جهان قرار گرفته‌است

خود مایک در کتاب "داستان آغاسی" که شرح حال پسرش آندره است از تجربه زندگی در ایران گفته‌است. آندره هم، هر چند در دوران جوانی همواره پاسخی شتاب‌زده داشت به خبرنگاران و اعلام کرده بود امریکایی است، در مصاحبه‌ای در فوریه 2005 اظهار داشت آرزوی دیدن ایران دارد، سرزمینی که همواره جایگاهی خاص در قلب او داشته‌است


 
comment نظرات ()
 
 
تاریخچه باشگاه سپاهان
نویسنده : ادمین - ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٥
 
در سال 1332 و به همت زنده یاد "محمود حریری" اولین سنگ بنای باشگاه با نام "شاهین" در اصفهان بر زمین نهاده شد.
این باشگاه که یکی از سرشاخه های اصلی و اولیه باشگاه "شاهین تهران" در اصفهان بود، در سال 1346 و با توجه به مسائل و مشکلات به وجود آمده فی مابین باشگاه شاهین و مسئولین وقت سازمان تربیت بدنی و اعلام انحلال آن، تغییر نام داد تا با نام جدید "سپاهان" پرچم دار ورزش در شهر اصفهان باشد.
فعالیتهای فرهنگی-ورزشی باشگاه تا اواخر سال 1371 ادامه داشت تا اینکه از ابتدای سال 1372 و با توجه به شرایط اقتصادی بوجود آمده و با در نظر گرفتن مصالح باشگاه که در اصل بر حفظ نام سپاهان بود، امتیاز باشگاه به کارخانه سیمان سپاهان واگذار گردید تا از این تاریخ باشگاه سپاهان تحت نام و مدیریت کارخانه سیمان سپاهان ادامه حیات دهد.
تغییر شرایط اقتصادی کشور و عرضه شدن سهام کارخانه سیمان سپاهان در بورس سهام و عدم تمایل سهامداران جدید این کارخانه به باشگاه داری سبب گردید تا پس از یکسری رایزنی و تلاشهای گسترده مسئولین و مقامات ارشد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، صنعتی و ورزشی استان و مساعدتهای در خور تحسین شخص مهندس جهانگیری وزیر معادن و فلزات ومهندس اسلامیان مدیر عامل مجتمع عظیم فولاد مبارکه ، امتیاز باشگاه به فولاد مبارکه واگذار گردد تا فعالیتهای این باشگاه از تابستان 1379 بصورت بسیار گسترده با نام باشگاه فرهنگی ورزشی فولاد مبارکه سپاهان ادامه یابد.
رنگها: زرد و مشکی
رنگ لباس اول: پیراهن زرد / شورت مشکی
رنگ لباس دوم: پیراهن سفید / شورت مشکی
ورزشگاه اختصاصی: ورزشگاه نقش جهان

 
comment نظرات ()
 
 
تاریخچه باشگاه پرسپولیس
نویسنده : ادمین - ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٥
 

 

تاریخچه باشگاه پرسپولیس

 

 

شاهین باشگاهی بود که در سال 1321 به دست یک معلم به نام دکتر عباس اکرامی با همکاری و همراهی گروهی از بهترین جوانان کشور................................... 

......................

ادامه در ادامه مطلب.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
تاریخچه باشگاه استقلال تهران
نویسنده : ادمین - ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٥
 

در سال 1323 چهار جوان تصمیم گرفتند تا باشگاهی تاسیس نمایند. نام انها میرزایی،نواب،خشایار و جانانپور بود. تصمیم انها در چهارم مهر این سال عملی شد و باشگاه نیز خیابان فردوسی در نظر گرفته شد. علاوه بر انها خاکزاد،گیتی،گریش،کلانی،مهدیون و حسینی نیز دیگر اعضای باشگاه بودند که به دلیل علاقمندیشان به دوچرخه سواری نام .................................................

...................

 

ادامه در ادامه مطلب.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه هادی ساعی
نویسنده : ادمین - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۸
 

هادی ساعی در خردادماه ۱۳۵۵ در شهر ری متولد شد. حضور در خانواده ای ورزشی و علاقه به تکواندو باعث شد او خیلی زود راهکارش را در عالم ورزش شروع کند. هادی از ۱۰ سالگی استارت زده، استعدادی که اودر این راه از خودش نشان داد درکنار پشتکار و عزمی راسخ باعث شد حضور در تیم های ملی را هم در کنار افتخارات کشوری تجربه کند. هادی ساعی در مدت ۱۲ سال پوشیدن پیراهن تیم ملی بزرگسالان، به جز مدال های کشوری وآسیایی ۸ بار برسکوهای اول جهان قرار گرفت و با مدال طلایی که به نام خودش و تیم ملی زد، پرچم سه رنگ ایران را در دنیا به اهتزاز در آورد. اما این شروع یک راه جدید برای ملی پوش با اخلاق تکواندو ایران بود.المپیک مقصد بعدی ساعی بود. او در اولین میدان المپیکی اش در سیدنی برنز گرفت تا با تجربه ای بیشتر به فکر نتیجه ای بهتر در المپیک بعدی باشد. اما آتن اوج افتخارات کاپیتان تیم ملی بود. ساعی توانست در یونان مدال طلای المپیک را در وزن ۵۵ کیلوگرم به نام خودش و ایران بزند. حالا قرار است هادی ساعی کاپیتان با تجربه ایران دروزن سوم شانس خودش را در المپیک محک بزند. لوپز امریکایی اصلی ترین حریف ساعی درپکن محسوب می شود، همان حریفی که یک بار در جهانی ۲۰۰۱ کره جنوبی، نتیجه را به او واگذار کرد. اما این بار کاپیتان باتجربه تکواندو ایران می خواهد درالمپیک و در شرایطی سخت تر با حریف امریکایی خود مبارزه کند. باید دید او در پکن چه می کند.
● مرد بزرگ ورزش
این عادت ما شده که وقتی ورزشکاری بزرگ می شود دنبال تخریب او باشیم. نمونه اش همین هادی ساعی. ۸ سال پیش با طلای جهان پا در بازی های المپیک گذاشت و مدال برنز نصیب او شد بعد از بازی ها همه از حضور یک نابغه در ورزش داد سخن گفتند و او را ستودند حتی وقتی قهرمان طلایی سیدنی مدال درجه یک شجاعت گرفت و هادی درجه ۳ معترض شدند که چرا ساعی نیز مدال درجه یک نگرفت.
هادی جنگید و هر چه عنوان در تکواندو بود درو کرد، طلای جهان، آسیا، بازی های آسیایی و حتی المپیک. هادی آنقدر خوب بود که عنوان بهترین تکواندوکار سال ۲۰۰۵ را به خود اختصاص داد و از کره ای ها لقب جلاد گرفت. هیچ تکواندوکاری مقابل او یارای مبارزه نداشت. با این حال هادی هم مثل هر ورزشکاری دارای روزهای خوب و روزهای بد بود. دوحه ۲۰۰۶ برای او خوش یمن نبود مثل قهرمانی جهان در سال ۲۰۰۷ اما هادی بازگشت در بحرانی ترین شرایط. وقتی تکواندو ایران در اولین مرحله انتخابی المپیک سهمیه ای نگرفته بود او میدان را خالی نکرد و در آخرین فرصت در یک وزن بالاتر ایران را صاحب سهمیه کرد.
با این حال هادی را آرام نگذاشتند. حالا هادی یک بزرگ ورزش ایران است و قانون نانوشته ای می گوید او را آرام نگذارید. هادی در سخت ترین شرایط خود را آماده کرد. آماده مبارزه ای که ممکن است به قیمت تمام اعتبارش تمام شود. هادی جنگید و در رقابتی میلیمتری بر یوسف کرمی پیروز شد و حالا محکم می ایستد و می گوید طلای پکن را می خواهم. هادی بزرگ ورزش ایران است. او توان کسب این طلا را هم دارد، او می تواند. به انتظار می نشینیم و دعایش می کنیم.
● کسب سهمیه
▪ سهمیه در ویتنام
▪ بلیت در تهران
وقتی شهریور سال ۸۶ در جهانی منچستر مقابل حریف چین تایپه نتیجه را واگذار کرد، فقط جواز حضوردرالمپیک او با تاخیر صادر شد. هادی ساعی بعد از مدال برنز سیدنی و طلای آتن، برای گرفتن مجوز حضوردر پکن با قدرت به راهش ادامه داد تا اینکه در مسابقات قهرمانی آسیایی ویتنام با گرفتن مدال زرین در وزن سوم ایران را المپیکی کرد اما این پایاه راه نبود چرا که ساعی ملی پوش با تجربه تکواندو ایران برای رفتن به پکن حریفان سرسخت دیگری در تهران داشت. قرار بود از بین او و یوسف کرمی در وزن سوم المپیکی شود.
رقابت اصلی برای المپیکی شدن بین او و یوسف بود. قرار شد بعد از ۵ مسابقه انتخابی تکلیف مسافر پکن روشن شود اما اتفاقاتی افتاد که این مسابقات نیمه تمام ماند هادی انتخابی اول را باخت و در دومین رقابت یوسف کرمی را شکست داد. مصدومیت او و طولانی شدن دوران نقاهت باعث شده انتخابی ها نیمه تمام بماند. اما تصمیم آخر را برای ملی پوش وزن سوم تکواندو ایران کادر فنی گرفت. هادی ساعی با توجه به تجربه حضوردر المپیک و کارنامه ای که داشت، انتخاب اول کادر فنی برای رفتن به سومین المپیک این بار در راه پکن شد.
● برنامه مسابقات
▪ جمعه ۱/۶/۸۷
▪ ساعت ۹ الی ۲۱
▪ رقابت های وزن سوم

روزنامه ایران ورزشی
آفتاب


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه قطبی
نویسنده : ادمین - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٩
 

سید افشین قطبی فرزند سید محمد قطبی در نوزدهم بهمن 1342 (8 فوریه 1964)٬ در شیراز به دنیا آمد.
قطبی تا سال 1357 در ایران زندگی می‌کرد.او از سال 1360 تا سال 1370 در باشگاه‌های آلیتالیا٬ آتوباهن٬ ......................................................................

ادامه در ادامه مطلب.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه امیر قلعه نویی
نویسنده : ادمین - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٩
 

 

«اردشیر قلعه نویی، فرزند محمد، تاریخ تولد: ۱۳۴۲» « معروف به امیر قلعه نویی»

 

 

 

او در خانوادهٔ پرجمعیت به دنیا آمد. ۷ خواهر و برادر بودند. پدرش یک خودروی «ولوو» داشت ...........................

ادامه در ادامه مطلب.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه غلامرضا تختی
نویسنده : ادمین - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٩
 

غلامرضا تختی در روز پنجم شهریور ماه ۱۳۰۹ در خانواده‌ای متوسط در محلهٔ خانی‌آباد تهران به دنیا آمد. " رجب خان" (پدر تختی) غیر از وی دو پسر و دو دختر دیگر نیز داشت که همهٔ آنها از غلامرضا بزرگ‌تر بودند...

......................

ادامه در ادامه مطلب.

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه علی کریمی
نویسنده : ادمین - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٩
 

 زندگی او از این قرار است که :



نام :محمد  علی کریمی
ملقب به :مارادونای آسیا .............................................

 

ادامه در ادامه مطلب


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه علی دایی
نویسنده : ادمین - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٩
 

زندگی نامه علی دایی

علی دایی متولد ۱ فروردین سال ۱۳۴۸، بازیکن ایرانی و از مشهورترین بازیکنان تاریخ تیم ملی فوتبال ایران است. تا پایان جام جهانی ۲۰۰۶ بازیکن اصلی و کاپیتان تیم ملی ایران بود. دایی ۱۰۹ گل ملی در کارنامهٔ خود دارد و با فاصلهٔ زیادی بهترین گلزن بازی‌های

ادامه در ادامه مطلب 

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه مایکل اوون
نویسنده : ادمین - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٩
 

 مایکل مثل تمام ستاره‌های دیگر جهان فوتبال که از بچگی پا به توپ بوده‌اند، تمام اوقات فراغت خود در زمان کودکی را با فوتبال می‌گذراند. او در 11سالگی رکورد گلزنی را در مدرسه ابتدایی «دی‌ساید» شکست و در یک سال، 79گل به ثمر رساند. جالب اینجاست که رکورد قبلی هم متعلق به یکی دیگر از ستاره‌های لیورپول یعنی یان راش بود.
تری - پدر مایکل - در زمان بازیگری‌اش، هم در چستر و هم در اورتون توپ زده بود ولی مایکل اولین تیمی را که برای بازی‌کردن در آن انتخاب کرد، لیورپول بود. مایکل 18دسامبر 1996 از تیم............................................

....................................

برای مشاهده ادامه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه زین الدین زیدان
نویسنده : ادمین - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٩
 

زین الدین زیدان



تولد : بیست و سوم ژوئن 1972

محل تولد: مارسی - فرانسه

باشگاهها : کن(92-1988)، بوردو(96-1992)، یوونتوس(2001-1996)، رئال مادرید(2006-2001)

مهمترین افتخارات : قهرمان جام جهانی 1998، نایب قهرمان جام جهانی 2006، قهرمان جام ملت های اروپا 2000..............................................................................

........................

 

 

ادامه در ادامه مطلب


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()