زندگی نامه میرزا کوچک خان جنگلى

میرزا کوچک خان جنگلى

 

 در سال 1298 ق. در خانه میرزا بزرگ، در محله "استاد سراى" رشت فرزندى دیده به جهان گشود که نامش را "یونس" نهادند. (1) یونس پس از آنکه خواندن و نوشتن را فرا گرفت، در سنین نوجوانى یا جوانى وارد حوزه علمیه رشت شد و به فراگیرى علوم اسلامى اشتغال ورزید. یونس سالیانى در مدرسه حاجى حسن واقع در صالح آباد و مدرسه جامع رشت به یادگیرى ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول پرداخت. (2) و مدتى در یکى از حجره هاى طبقه اول مدرسه نایب الصدر، واقع در بازار زرکشان سکونت داشت. (3) تحصیلات مقدماتى را تا تاریخ 1312 ق. در مدارس رشت فرا گرفته، از آن پس به تحصیلات عالیه از صرف و نحو و معانى و بیان و منطق و مختصرى از اصول و فقه شروع نمود." (4) او در سال 1322 ق. در عالى ترین درس دوره سطح حوزه علمیه، کفایة الاصول شرکت کرد. استادش آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء برى (1294 - 1357 ق.) مجتهد فرزانه صومعه سرا، جزو جوانترین مجتهدان گیلانى بود که در 28 سالگى به اجتهاد رسیده بود. وى که شاگرد آخوند خراسانى بود، (5) تحت تأثیر افکار انقلابى استادش رهبرى روحانیت رشت را در انقلاب مشروطه به عهده داشت. یونس نیز تحت تأثیر افکار استادش از ابتداى نهضت مشروطه، به خیل مشروطه طلبان پیوست.

 

شاگرد استاد سرا سالیانى نیز در حوزه هاى علمیه قزوین و تهران به فراگیرى علوم اسلامى اشتغال ورزید. مى توان حدس زد که وى در ماجراى فتح تهران در انقلاب مشروطه ( 1326 ق.) در حوزه علمیه قزوین مشغول تحصیل بوده و همراه سپاه مشروطه طلبان گیلانى که براى فتح تهران حرکت کرده بودند، مدتى در پى فتح قزوین در این شهر مانده است.

 

یونس مدتى در مدرسه صالحیه قزوین (6) و مدتى نیز در مدرسه محمودیه تهران (7) ادامه تحصیل داد. با توجه به اینکه وى دوره سطح را قبل از انقلاب مشروطه فرا گرفته بود، مى توان حدس زد که سالیانى نیز در حوزه هاى علمیه قزوین و تهران، در درس خارج فقه و اصول شرکت کرده باشد. تحصیل او در حوزه علمیه تهران به احتمال زیاد پس از فتح تهران (1327 ق.) یا پس از تعطیلى مجلس و اشغال ایران توسط روسیه به دنبال اولتیماتوم - که وى مدتى به تهران تبعید شده بود - ( 1330 ق.) بوده است. بنابراین گمان مى رود وى ده سال، (1324 - 1334 ق.) در درس خارج فقه و اصول شرکت کرده باشد. 

 

 

یونس در شکم ماهى

بیداد پادشاهان قاجاریه و بى کفایتى آنان موجب شده بود تا مردم در اندیشه قیام بر آیند. ستمهاى شاهزادگان که بیشتر آنها فرمانروایى استانى از کشور را در دست داشتند، عیاشیهاى شاه و سفرهاى پر مخارج او به فرنگ که ثمره اش استقراض خارجى و به یغما رفتن منابع طبیعى و افزایش مالیاتهاى سنگین و کمر شکن و ... بود، سبب برپایى انقلاب مشروطه به رهبرى روحانیت شد.

مردم رشت از ابتداى انقلاب مشروطه قیام کردند. روحانیون رشت در این قیام حضورى چشمگیر داشتند. در آن زمان آیت الله سید عبدالوهاب ضیاء برى نایب رئیسى انجمن ایالتى گیلان بود. (8) یونس طلبه اى جوان بود که از ابتداى انقلاب مشروطه در رشت حضورى فعال داشت. وى براى طلبه ها سخنرانى مى کرد و آنها را به انقلاب دعوت مى نمود. حتى گفته شده است که وى به طلبه ها آموزش نظامى مى داد. گیلان در جنبش مشروطیت بسیار پر تلاش بود. آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء برى رهبرى روحانیون رشت را در این نهضت عظیم بر عهده داشت.

 

نخستین مجلس شوراى ملى ایران در هیجدهم شعبان 1324 ق. تشکیل شد. اما در سپیده دم 24 جمادى الاولى 1326 ق. به دستور محمد على شاه به توپ بسته شد. رهبران مشروطه در تهران، از جمله آیت الله سید عبدالله بهبهانى و آیت الله سید محمد طباطبایى دستگیر شدند. بسیارى از روحانیون مشروطه خواه تبعید یا زندانى شدند و برخى نیز به شهادت رسیدند. بدین سان استبداد تغییر شکل گرفت. مراجع تقلید نجف فتوا به بازگرداندن مشروطه دادند.

 

 

 

مشروطه طلبان گیلان براى فتح تهران به سوى قزوین حرکت کردند. پیشتازان به فرماندى یونس در بین راه منجیل تا قزوین بارها با قواى دولت درگیر شدند. خط شکنان مشروطه طلب به رهبرى وى توانستند تا قزوین پیش روند. در قزوین با رسیدن نیروهاى کمکى، جنگ سختى در گرفت. یونس در جنگلهاى قزوین رشادت شایانى از خود نشان داد. سرانجام دروازه قزوین گشوده شد و مشروطه طلبان آماده حرکت به سوى تهران شدند. سران مشروطه گیلان یونس را در پى دلاوریهاى درخشانش در فتح قزوین به عضویت کمیسیون جنگ انجمن ایالتى گیلان و به ریاست مجاهدین گیلان منصوب کردند. یونس در فتح تهران نیز فرماندهى شمارى از رزمندگان را به عهده داشت. رزمندگان گیلانى به رهبرى او در کرج و على شاه عوض (شهریار) با سربازان حکومت مرکزى به جنگ برخاستند.

 

در پى نبردهاى سهمگین، مشروطه طلبان گیلان پیروز شدند و در این هنگامه سپاه مشروطه طلب اصفهان نیز به نزدیک شهر تهران رسیدند. سرانجام مشروطه طلبان گیلان و اصفهان در 25 جمادى الاخر 1327 ق. تهران را تصرف کرده، به استبداد خاتمه دادند و محمد على شاه که به روسیه گریخته بود، از سلطنت خلع و پسرش احمد میرزا به سلطنت رسید. (9) یونس از خلافهاى برخى از سران مشروطه طلب آزرده بود. وى بدین علت پس از فتح قزوین به نشان اعتراض به رشت بازگشت. (10) متأسفانه روشنفکران غربزده و فراماسون، فئودالها و خانها در میان سران و رهبران مشروطه در تهران، اصفهان و گیلان نفوذ کرده بودند. ترور بیش از ده مجتهد طرفدار مشروطه مشروعه در رشت، قزوین، تهران و ... گویاى دستهاى پنهان در رهبرى مشروطه است.

 

فاتحان تهران در نخستین اقدام خود آیت الله شیخ فضل الله نورى را اعدام کردند. میرزا کریم خان رشتى که ریاست کمیته ستار رشت را بر عهده داشت و در زمره رهبران مشروطه گیلان بود، جاسوس سرویس اطلاعاتى انگلیس بود. سپهدار تنکابنى، فئودال معروف، ریاست نظامى مشروطه خواهان گیلانى را در فتح تهران در دست داشت. یپرم خان ارمنى ، قاتل شیخ فضل الله نورى نیز در سپاه مشروطه طلبان گیلان مسؤولیت داشت. مجلس دوم شوراى ملى در اول ذیقعده 1327 ق. افتتاح شد. مجلس دوم نیز توانست قوانینى وضع کند تا ساختار ادارى کشور بهبود یابد. مراجع تقلید نجف با ارسال پیامها در صدد هدایت انقلاب بر آمدند و از سویى محمد على شاه با کمک روسها و صدها نیروى مسلح، گمش تپه گرگان را اشغال کرده، براى فتح تهران آماده شد. یونس همراه شمارى از مشروطه خواهان گیلان در گمش تپه به نبرد با شورشیان پرداخت. وى در این نبرد زخمى و اسیر شد. به دستور محمد على شاه قرار شد وى را طعمه ماهیان کنند. اما خداند او را نجات داد. یونس در داخل قایقى که او را به وسط دریا مى برد تا طعمه مرگ کند آیه (و ذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ...) مى خواند. همان آیه اى که موجب رهایى حضرت یونس پیامبر از شکم ماهى شده بود.

 

مجلس در ماههاى آخر سال 1328 ق. تصویب کرد که ایران از آمریکا مستشار مالى استخدام نماید. آمریکا در آن عصر هنوز چهره اى استعمارى نداشت. مورگان شوستر آمریکایى به مدت سه سال به ریاست خزانه درى کل کشور گماشته شد. اصلاحات مالى وى موجب شد تا روسیه به دولت ایران هشدار دهد که اگر دولت ایران وى را اخراج ننماید و تعهد ندهد که فقط از روسیه و انگلیس مستشار خارجى استخدام نماید، تهران را اشغال خواهد کرد. مردم و مجلس به مخالفت با خواسته روسیه برخاستند. سربازان روسى با اشغال انزلى و رشت به دولت ایران هشدار اکید دادند که اگر در مدت 48 ساعت پیشنهاد آنان را قبول نکند، تهران را اشغال خواهند کرد. مجلس شوراى ملى به مخالفت با خواسته روسیه پرداخت. شهید شیخ محمد خیابانى و شهید سید حسن مدرس با سخنرانیهاى پر شور نمایندگان را به مخالفت با پیشنهاد روسها بر انگیختند.

 

 

 

مجلس شوراى ملى تعطیل شد و صدها تن از رهبران مشروطه به دستور روسها زندانى و تبعید شدند. یونس نیز جزو تبعیدشدگان بود.  وى به یزد تبعید شد اما در بین راه، در قم به همراه شمارى از تبعیدشدگان هفت ماه درنگ اجبارى کرد و پس از آن به تهران تبعید شد. سربازان روسى در انزلى، رشت و تبریز به کشتار مردم پرداختند. به دستور روسها، آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء برى به پنج سال تبعید به خارج از کشور محکوم شد. شیخ الاسلام لنگرودى در رشت و ثقه الاسلام در تبریز، در محرم 1330 ق. به دار آویخته شدند. (11)

 

 

 

 

 

میرزا کوچک

یونس به میرزا کوچک مشهور بود. برادرش میرزا بزرگ نام داشت و به همین علت خاطر او را میرزا کوچک مى خواندند. میرزا پس از بازگشت از تبعید، در اندیشه قیامى فراگیر بود. احمد شاه هنوز به سن قانونى نرسیده بود و نایب السلطنه به جاى او حکومت مى کرد. نایب السلطنه، نخست وزیر و بسیارى از وزیران و امراى حکومت، فراماسون و نوکر انگلیس بودند. فرمانروایان گیلان نیز تنها در اندیشه خوشگذرانى بودند و سربازان روسى که در پى اولتیماتوم، شمال ایران را اشغال کرده بودند، هنوز در این منطقه جاى داشتند. میرزا در صدد بود با گردآورى مجتهدان گیلانى در یک مبارزه با اشغالگران خارجى و دولت مستبد همه گیلانیان را به قیام فرا خواند. بدین منظور هیأت اتحاد اسلام را تشکیل داد. همه اعضاى این هیأت روحانى بودند. آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء برى ریاست اتحاد اسلام را بر عهده داشت. (13) بدین سان هسته اولیه نهضت جنگل در سال 1333 ق، در نرگستان (14) شکل گرفت. (15) هیأت اتحاد اسلام مرامنامه اى در 9 ماده تصویب کرد که بر اساس آن حکومت باید در دست نمایندگان مردم باشد. مرامنامه داراى 34 ماده حقوقى، مدنى، انتخابات، کشاورزى، مالیاتها، آموزش و پرورش، بهداشت و ... بود. (16)

 

میرزا کوچک با م دکتر حشمت که در لاهیجان طبابت مى کرد، تصمیم گرفت پایگاهى در انبوه جنگلهاى گیلان براى آغاز عملیات نظامى علیه روسها تأسیس کند. در ابتدا اعضاى نهضت جنگل به صد نفر نمى رسیدند. سلاح آنان عبارت بود از داس، تبر، اسلحه هاى شکارى و تعدادى از اسلحه هاى قدیمى یادگار مانده از نبردهاى مشروطه. اندک اندک جنگلیها با شبیخون به سربازخانه هاى روسى در گیلان، به تفنگ و مهمات بیشترى مجهز شدند. دولت ایران تحت فشار روسها به سر کوبى نهضت جنگل پرداخت. روسها نیز با توپخانه و سربازان تا دندان مسلح به نبرد با جنگلیها پرداختند. جنگلیها در تلاش براى بیرون راندن اشغالگران روسى از کشور، در نبردهاى سهمگینى به دشمن تلفات وارد ساختند. شمار دشمن بیش از تعداد جنگلیها بود و اسلحه و مهمات آنها هم به مراتب بیشتر. اما ایمان و شجاعت جنگلیها سبب شد تا آنها در درگیریها پیروز باشند. دولت مرکزى با اطلاعیه هاى فراوان مردم را از پیوستن به جنگلیها و کمک به آنها بر حذر داشت. روسها نیز به وسیله اعلامیه ها به مردم گیلان اخطار کردند که از پشتیبانى جنگلیها بپرهیزند.

 

نخستین نبرد سنگین جنگلیها با قواى دولتى در 26 محرم 1335 ق . در کسما شکل گرفت. جنگلیها دشمن را تار و مار ساختند. روسها پس از شکست قواى دولت ایران، تصمیم گرفتند خود علیه جنگلیها وارد کارزار شوند. سیصد قزاق روسى به همراه پنجاه قزاق ایرانى با اسلحه و مهمات فراوان در ماکلوان با جنگلیها درگیر شدند. در این نبرد نیز جنگلیها پیروز شدند.

 

 

 

کسما مرکز گردهمایى جنگلیها شد و گوراب زرمخ پایگاه نظامى آنها بود. روز به روز بر شمار داوطلبان عضویت به نهضت جنگل افزوده مى شد. ارتش روسیه در سال 1917 م. در جنگ با آلمان شکست سنگینى را متحمل شد. انقلاب کمونیستى در روسیه پدید آمد. اما هنوز برخى از ژنرالهاى تزارى در برابر انقلاب سرخ مقاومت مى کردند. انگلیس در جنگ جهانى با روسیه جزو گروه متفقین بود. انگلیسیها از سوى عراق، به سمت جنوب ایران پیشروى کرد و تا همدان پیش آمده بودند. پس از مدتى توانستند قزوین را هم فتح نمایند. آنها در صدد بودند به حمایت از ژنرالهاى تزارى، با ارتش روسیه که در شمال ایران بود، به باکو بروند. دولت انگلستان به نهضت جنگل پیغام داد که در صورت اجازه عبور ارتش انگلیس از گیلان به روسیه، بریتانیا حکومت میرزا کوچک را در گیلان به رسمیت خواهد شناخت. پاسخ میرزا منفى بود. میرزا حاضر نبود براى رسیدن به هدف مقدس خود دست یارى به سوى استعمار پیر انگلیس دراز کند. (18)

 

ژنرال دنسترویل، فرمانده قواى انگلیس در ایران که تا قزوین پیش آمده بودند، با هیأت اتحاد اسلام به گفتگو پرداخت. اما نتیجه اى نداشت. بیچراخوف ، فرمانده قواى روسى در گیلان با انگلیسیها همدست شد و در صدد اعزام نیروهایش با باکو براى قلع و قمع انقلاب کمونیستى گردید. در پل منجیل سهمگین ترین نبرد نهضت جنگل بین جنگلیها از یک طرف و روسها و انگلیسیها از سوى دیگر شکل گرفت. تعداد نفرات و تجهیزات آنها به مراتب فزون تر از جنگلیها بود. سرانجام دشمن پیروز شد و جنگلیها با دادن تلفات سنگین عقب نشینى کردند. (19)

 

انگلیسیها و روسها پس از پیروزى در جنگ منجیل، به سوى انزلى به راه افتادند و توانستند رشت، مرکز استان گیلان را اشغال کنند. هواپیماهاى انگلیسى هر روز مواضع جنگلیها را در فومن و صومعه سرا بمباران مى کردند. جنگلیها در شوال 1336 ق. به زرادخانه انگلیسیها در رشت که در جاده چمار سرا -پسیخان- واقع شده بود شبیخون زدند. اما انگلیسیها با کمک هواپیماها، توپخانه و اسلحه هاى سنگین توانستند آنان را به عقب نشینى وادار کنند. جنگلیها هر روز، تقریباً در یک حمله چریکى به انگلیسیها و روسها به آنان ضرباتى وارد مى ساختند. انگلیسیها براى اینکه هر چه سریعتر به روسیه بروند، خواستار مذاکره با هیأت اتحاد اسلام و آتش بس شدند. نمایندگان هیأت اسلام و انگلیس در 22 مرداد 1298 ش. در "صفه سر" رشت با هم به گفتگو نشسته، اعلام آتش بس نمودند. بر اساس مواد توافقنامه قرار شد که جنگلیها اجازه عبور به نیروهاى نظامى انگلیس را بدهند و انگلیسیها هم در امور داخلى ایران و گیلان دخالت نکنند. (20)

 

 

 

روز به روز جنگلیها در وضعیت بدترى قرار مى گیرند. قزاقان روسى و ایرانى به پشتیبانى سربازان انگلیسى کوههاى گیلان را زیر پاى گذاشته تا به قلع و قمع جنگلیها بپردازند.

 

 

 

آیت الله سید حسن مدرس در استفتایى که در جمادى الثانى 1339 ق. از ایشان مى شود، به پشتیبانى از نهضت جنگل مى پردازد. در قسمتى از فتواى تاریخى وى آمده است. "جلوگیرى از دخالت خارجه و نفوذ سیاست آنها در گیلان عملیاتى بوده بس مقدس که به هر مسلمانى لازم. خداوند همه ایرانیان را توفیق دهد که نیت و عملیات آنها را تعقیب و تقلید نمایند." (21)

 

 

"جناب میرزا کوچک خان! از آنجایى که دولت علیه ایران، شخص مرا که رئیس آتریاد تهران و چند سال است به ایران به درستى و راستى خدمتگزار هستم جهت قلع و قمع ریشه فساد جنگل تعیین فرموده ... هرگاه جناب عالى را در محکمه عدل الهى حاضر نمایند و سؤال و جواب شود که آنچه خسارات و تلفات به اهالى بیچاره از بدو الى ختم، وارد آمده، مسؤول درگاه الهى کیست، گمان مى کنم انصاف خواهید داد و شرمنده خواهید شد. بدیهى است انسان کامل براى فایده موهوم راضى بدین مسؤولیت بزرگ نمى شود و نیز به من هم این طور دستگیر شده است که با آن صفات عالى شما، براى شخص خود راضى به اذیت مسلمین بیچاره نخواهید بود. لذا با کمال اطمینان و قول شرف نظامى و خداى یکتا قسم است چنانچه به اردوى قزاق ایران و به من پناهنده شوى و حرف مرا بپذیرى، قول مى دهم که وسایلى فراهم داریم که بقیه عمر خود را با کمال احترام و با مشاغل عالى به آسودگى زندگانى نمایى ... محلى را براى ملاقات و حرف آخر معین کنید که در آن محل با شما ملاقات شود تا رفع اشتباهات افواهى شده باشد.

رتمستر کیکاچینکوف - رئیس اتریاد طهران

پاسخ میرزا کوچک:

هو الحق

به تاریخ لیلة 22 شهر ذى حجة الحرام 1337 جناب رئیس اتریاد طهران - رتمستر کیکاچینکوف.
درى آمدى اى نگار سر مست ! ... وجدانم به من امر مى کند در استخلاص مولد و موطنم که در کف قهاریت اجنبى است، کوشش کنم. شما مى فرمایید نظام، نظر به حق یا باطل ندارد و مدعیان دولت را هر که و هر چه هست باید قلع و قمع نمود تا داراى منصب و مقام گردد بنده عرض مى کنم. تاریخ عالم به ما اجازه مى دهد هر دولتى که نتوانست مملکت را از سلطه اقتدار دشمنان خارجى نجات دهد، وظیفه ملت است که براى خلاصى وطنش قیام کند اما کابینه حاضر مى گوید: من به محض استفاده شخصى باید مملکت را در بازار لندن به ثمن بخس بفروشم. در قانون اسلام مدون است که کفار وقتى به ممالک اسلامى مسلط شوند، مسلمین باید به مدافعه برخیزند، ولى دولت انگلیس فریاد مى کشد که من اسلام و انصاف نمى شناسم، باید دول ضعیف را اسیر آز و کشته مقاصد مشووم خود سازم ... با این ادله وجدانم محکوم است در راه سعادت کشورم سعى کنم گو آنکه کروره نفوس و نوامیس و مال ضایع شود، در مقابل جوابى را که موسى به فرعون و محمد به ابوجهل و سایر مقننین و قائدین آزادى و روحانى در محکم عدل الهى مى دهند، من هم مى دهم. بنده و همراهانم، شما و پیروانت در این دو خط مخالف مى رویم. باید دید عقلاى عالم به جسد کشته ما مى خندند و یا به فاتحیت شما تحسین مى کنند؟! فرضاً به تمام مراتب فوق احتمال کذب رود، یعنى بنده حقیقه یک فرد جاه طلب نفسانى تصور شده، به مواعید جناب عالى متمایل گردم؛ آن وقت عرض مى کنم کسانى که تسلیم گردیده و ورقه ممهور دولت را در دست داشته، همه را به دار آویخته، حبس کرده و یا تبعید نمودید. بنده را با چه رو بعد از این عملیات باز تکلیف به تسلیم شدن مى نمایید؟ در خاتمه که در خواس ملاقات کرده بودید عرض مى کنم اشخاصى که داراى شرافت قولى نیستند ملاقات کردن با ایشان از قاعده عقل بدر و بیرون است فقط بین ما و شما را باید خداوند حکم فرماید.

 

 

کوچک جنگلى. (22)

بامداد روز سه شنبه 28/2/1299 ش. / 29 شعبان 1338 ق. ناوهاى روسى سواحل بندر انزلى را به توپ مى بندند. نیروهاى نظامى انگلیس که براى رفتن به روسیه و سرکوبى انقلاب کمونیستى روسیه، انزلى را اشغال کرده بودند، به سرعت عقب نشینى کرده، روسها انزلى را به تصرف در مى آورند. عقب نشینى مشکوک انگلیسیها خبر از نقشه از پیش طرح شده روسها و انگلیسیها را مى داد. احتمال مى رود که انگلیس و شوروى در پى یک توافق پنهانى در صدد اجراى قرار داد 1919 م. بودند.

 

روسها به نهضت جنگل امید بسته بودند. آنها مى خواستند از این آب گل آلود ماهى بگیرند. کمونیستهاى روسى به میرزا کوچک پیغام مى دهند که حاضرند با آنها همکارى نمایند. پیشنهاد همکارى روسها در هیأت اتحاد اسلام، در کنگره مطرح و توافق مى شود که میرزا کوچک از سوى این هیأت براى مذاکره با روسها به انزلى برود . میرزا در انزلى با استقبال چشمگیر مردم انزلى رو به رو مى شود و سپس به مذاکره با روسها مى پردازد. میرزا کوچک با روسها در موارد زیر به توافق مى رسد :

 

1. تأسیس حکومت جمهورى انقلابى در گیلان

2. عدم مداخله شوروى در ایران

3. عدم اجراى اصول کمونیسم و ممنوع بودن تبلیغات کمونیستى در گیلان

 

 

بامداد روز جمعه، شانزدهم رمضان 1338 ق. جنگلیها وارد رشت -که انگلیسیها از آنجا عقب نشینى کرده بودند- مى شوند و حکومت جمهورى را در گیلان اعلام مى نمایند. (23)

 

تأسیس حکومت جمهورى انقلابى در گیلان ثمره پربار

/ 0 نظر / 20 بازدید